درس‌ کلاس اول: برای حل هر مسأله اول درکش کنیم!‏

یک- رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر خبر داده که برای ایشان هم پیامک کشف ‏حجاب در خودرو ارسال شده. البته جناب محبی گفته‌اند که چنین اشتباهاتی نباید باعث توقف ‏کار پلیس شود، اما این تأکید ایشان چیزی از سو‌ءتفاهم‌برانگیز بودن ماجرا کم نمی‌کند. اگر چنین ‏پیامکی برای رئیس ستاد امر به معروف اشتباه رفته که مطمئنا چنین بوده، پس باید پذیرفت که ‏در ارسال این پیامک‌ها دقت لازم وجود ندارد. این‌که چنین پیامک‌هایی بدون دلیل برای عده‌ای ‏از شهروندان ارسال و باعث شده وقت‌شان گرفته شود و گرفتار پاسخگویی و مراحل اداری ‏شوند، حرف تازه‌ای نیست و قبلا هم گفته شده بود. شاید قبلا می‌شد فرض کرد که این اشتباهات ‏کم است و جدی نیست و کسانی که موضوع را مطرح می‌کنند به دنبال انتقاد از اصل ماجرا ‏هستند. اما وقتی پای یکی از جدی‌ترین نهادهای پای‌کار هم به قضیه باز می‌شود و حجت‌الاسلام ‏محبی با صداقت اعلام می‌کنند که چنین پیامکی دریافت کرده‌اند، باید در کارآمد بودن و ‏تاثیرگذاری این شیوه تردید کرد. اتفاقی که افتاده نشان می‌دهد اشتباهات قبلی استثنا و موردی ‏نبوده، اگرنه با علم ریاضی به راحتی می‌شود متوجه شد که اشتباه باید خیلی گسترده باشد که ‏پیامک درست برود برای کسی که خودش در رأس ماجراست. این تازه کسی است که صراحت ‏داشته و گفته، خدا می‌داند این پیامک برای چه کسانی و مسئولانی می‌رود کسانی که شاید در شبکه‌های ‏اجتماعی حضور ندارند و فعال نیستند تا رسانه‌ای کنند یا کظم غیظ می‌کنند. واقعا چرا باید ‏چنین سیستمی را همچنان جدی گرفت و به آن دل بست؟
دو- مدیرعامل شرکت بهره‌برداری مترو تهران و حومه در گفت‌وگو با فارس، درباره ‏درخواست‌ها مبنی بر برخورد قاطعانه ماموران مترو با بدحجابی و بی‌حجابی و همچنین ‏ناهنجاری‌های اخلاقی گفته: «همکاران ما در این زمینه برنامه‌‌ریزی‌های لازم را انجام دادند و ‏ارشاد بدحجابان و بی‌حجابان در مترو  انجام می‌گیرد. در آینده‌ای نزدیک شاهد بهتر شدن روند ‏حجاب در مترو خواهیم بود. رهنمودهای لازم درمورد حجاب اسلامی را در همه خطوط و ‏واگن‌های مترو انجام می‌دهیم. تا قبل از ماه محرم تغییراتی را از لحاظ بهبود وضع حجاب ‏در مترو شاهد خواهیم بود و ماموران پلیس زن مترو همچون سطح جامعه اقدامات لازم را ‏برای ارشاد بدحجابان و بی‌حجابان انجام می‌دهند.» این صحبت‌ها هماهنگ با دیگر فعالیت‌هایی ‏که در این زمینه درحال انجام است و هر روز خبر تازه‌ای از آنها به گوش می‌رسد، برای ‏مخاطبان چه پیامی دارد؟ این‌که چند‌سال گشت ارشاد و تذکر و پیامک و برنامه‌های فرهنگی و ‏تعهد گرفتن و جریمه کردن به نتیجه رسیده و حالا شاهد وضع مناسب‌تری در زمینه حجاب ‏بانوان هستیم؟ یا این پیام را می‌دهد که همه آن‌چه انجام شده به نتایج مطلوب نرسیده، اما ما همان ‏شیوه را با شدت بیشتری انجام می‌دهیم و انتظار داریم اتفاق مثبتی بیفتد. این‌که در روزهای ‏اخیر از ارسال پیامک برای خودروها گرفته تا برخورد با تولیدکنندگان لباس و مانتوی جلوباز ‏و فشار بیشتر بر رستوران‌ها و دیگر اماکن عمومی برای نپذیرفتن بانوان بدحجاب، مدام از ‏تشدید برخوردهای عملی صحبت می‌شود را باید به چه واقعیتی تعبیر کرد. بالاخره تا کی قرار ‏است به این شیوه ادامه بدهیم. اگر حرف‌مان همان است که رفتارهای ناهنجار ‏مربوط به عده‌ای از اذناب دشمن است و اقلیتی محدود به دنبال برهم زدن نظم و هنجارها ‏هستند و این برخوردها به دلیل درخواست اکثریت اخلاق‌مند جامعه انجام می‌شود که چرا هی ‏باید آتش برخورد را تندتر کنیم و مدام بر گستردگی‌اش اضافه کنیم و از روی زمین به ‏زیرزمین برویم و بعد به فرودگاه و هواپیما بند کنیم و در جنگل و کوه و دریاچه دورافتاده مدام ‏در حال برخورد باشیم. پدیده‌ای که این‌قدر محدود و کمرنگ است که باید با برخوردهای مفصل ‏ما رو به جمع شدن برود نه رو به پهن شدن و تکثیر. ‏
اما اگر قضیه برخلاف گفته‌های رسمی جدی‌تر است و تنها محدود به اقلیتی خاص از جامعه ‏نیست، چرا درباره‌اش برنامه‌های جدی‌تر فرهنگی و اجتماعی اجرا نمی‌کنیم و همچنان دل به ‏مواجهه خیابانی خوش کرده‌ایم. چه بسا مشکل در همین دوگانگی است؛ این‌که پدیده را ‏موضوعی محدود و جزیی جلوه می‌دهیم و در نظر می‌گیریم، اما برخورد با آن برایمان بسیار ‏جدی است و در اولویت است و باید بقیه کارهایمان را تعطیل کنیم تا به این موضوع بپردازیم.‏
فکر نمی‌کنیم که برای حل مسأله شاید بهتر باشد که اول آن را به درستی درک کنیم و بپذیریم؟ ‏کتاب‌های اول و دوم ابتدایی یادتان هست؟ برای حل مسأله نخستین قدم فهمیدن واقعیت  ماجرا ‏نبود؟ ‏