سوژه

تبعات یک شوخی دستمالی شده روی آنتن زنده
آمادگی دارم از مشتی‌ها عذرخواهی کنم!

علی مغانی



فضای هواداری در فوتبال ایران آنقدر ملتهب شده است که برای توضیح شدت التهابش نیازی به مقدمه‌چینی نباشد. نگاهی به ادبیات حاکم بر تلگرام و اینستاگرام و مرور بازی‌های حساس یکی، دو سال اخیر لیگ کافی است تا نگران «دو‌قطبی»‌های ترسناکی باشیم که در اطراف فوتبال به وجود آمده.
در این فضای مملو از فحاشی، توهین و عصبیت، شوخی با تعداد سوراخ‌های لوگوی یک باشگاه، آخرین تصوری است که می‌شود از میل به طنازی و بانمک بودن یک مجری تلویزیونی داشت. موضوعی دستمالی شده، بی‌مزه و لب مرز شوخی و توهین اما حسین کلهر، مجری برنامه «سلام صبح بخیر» بعد از چند لحظه مکث و تردید، سراغ شوخی با لوگوی استقلال می‌رود. کلهر قبل از اینکه موضوع اصلی را به زبان بیاورد، شاید نمی‌دانسته که این شوخی بی‌جا چقدر می‌توانسته تبعات داشته باشد اما در آن لحظه می‌دانسته که حرف‌هایش بدون واکنش نخواهد ماند و می‌گوید: «آمادگی دارم از استقلالی‌ها فحش
بخورم!»
اجرای یک برنامه زنده تلویزیونی به حسین کلهر سپرده شده اما او هنوز تفاوت «مدیوم» را نمی‌داند و وقتی جلوی دوربین تلویزیون ملی ایران ایستاده، تصور می‌کند مشغول مزه پرانی در صفحه شخصی خودش است. او احتمالاً روی کف و سوت هواداران پرسپولیس حساب کرده بود که بعد از پایان برنامه، این شوخی چقدر می‌تواند در فضای مجازی دیده یا به قول بچه‌های نسل جدید «وایرال» شود. ولی به آنطرف ماجرا فکر نکرده و متوجه نیست که همان شبکه‌های اجتماعی چقدر می‌توانند عرصه را به او تنگ کنند. تا جایی که یکی دو ساعت بعد، با لحنی پشیمان از «مردها و مشتی‌های» استقلالی بخواهد خطای او را ببخشند.
در سوی دیگر ماجرا، عده‌ای معتقدند رسانه نباید خیلی هم عبوس و اتوکشیده باشد و هیچ باشگاهی در دنیا در واکنش به این تیپ شوخی‌ها بیانیه صادر نمی‌کند اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد و آن تفاوت «رسانه ملی» با «رسانه خصوصی» است.
در تلویزیون خصوصی، مجری می‌تواند هرطور مایل باشد با هر چیز و هرکسی شوخی کند. اگر گروهی از مخاطبان آن رسانه یک شوخی خاص را توهین تلقی کنند، اشتراک (آبونمان) خود را قطع می‌کنند و با نخریدن آن محصول، واکنش نشان می‌دهند. ولی در تلویزیون ملی و بی‌رقیب، کسی نمی‌تواند نارضایتی خودش را با این روش مرسوم بروز دهد. در این وضعیت، نتیجه همین می‌شود که از دیروز می‌بینیم؛ بعد از بیانیه تند و تیز باشگاه، مجری عذرخواهی می‌کند ولی بهانه تازه‌ای برای فحاشی در شبکه‌های اجتماعی متولد می‌شود.
عطش «دیده شدن»، اصرار به طنازی، میل به وایرال شدن، ما را از آنچه هستیم دور کرده. در این زمانه، تعداد لایک و کامنت و فیو به معیار موفقیت تبدیل شده. فارغ از کیفیت محتوایی که تولید می‌شود، انگار باید هر روز متفاوت‌تر از دیروز بود. مدام مرزهای تازه‌ای را در‌نوردید و گاهی نتیجه این نوآوری‌ها همانی می‌شود که دیروز دیدیم؛ چند ثانیه شوخی فکر نشده، چند ساعت جنجال، عذرخواهی از سر ناچاری و صد البته تولید هزاران کلمه فحش و ناسزای مجازی!