«معجزه حضور مردم» بازهم معادلات اصولگرايان را به هم مي ريزد

آرمان ملي: تابستان از نيمه هم گذشت و داغ‌تر از قبل شد اما گويي آفتاب در سپهر سياسي ايران به صلات ظهر نرسيده و تنور انتخابات مجلس يازدهم گرم نشده. امري عجيب که قبل‌تر‌ها در بهار سالي که منتهي به انتخابات مي‌شد، طبيعت بهارستان را از هرجاي ديگر زودتر دگرگون مي‌کرد و گويي صندلي‌هاي سبزرنگش نويدبخش آغازي ديگر در خانه ملت بود. با يکي از نمايندگان اسبق مجلس که تحليل‌هايش از سياست و اوضاع بين‌الملل خواندني است به گفت‌وگو نشستيم. احمد شيرزاد، اين‌بار دامنه رد صلاحيت‌ها را متوجه اصولگرايان هم دانست و پيش‌بيني کرد در مجلس آينده دوگانه اصولگرا- اصلاح‌طلب را کمتر شاهد خواهيم بود. وي با بيان اينکه شمّ سياسي‌اش پيش‌بيني نااميدکننده‌اي مي‌دهد که مهره‌چيني‌اي خارج از طيف‌هاي رسمي اصلاح‌طلبان و اصولگرايان، صورت مي‌گيرد، خاطرنشان کرد که از معجزه حضور ناگهاني مردم غافل نيست؛ حضوري که گاهي خيلي ناگهاني است يعني اصلا در حالي که فکرش را نمي‌کنيم همه معادلات را برهم مي‌زند. حاصل گفت‌وگوي «آرمان ملي» را با احمد شيرزاد در ادامه مي‌خوانيد:
در پايان سال انتخابات مجلس را داريم؛ رقابتي که در آن هر کدام از دو طيف اصولگرا و اصلاح‌طلب سعي در فرستادن نمايندگان خود به خانه ملت دارند و از هم پيشي مي‌گيرند. «ائتلاف»، واژه‌اي که اصلاح‌طلبان با آن غريبه نيستند و در انتخابات رياست‌جمهوري و مجلس آن را آزموده‌اند. نظر شما در اين‌باره چيست؟ آيا موافق نظر رئيس فراکسيون اميد هستيد که مخالف ائتلاف دوباره است يا با ديگر اعضاي اين فراکسيون موافقيد که ائتلاف را مفيد مي‌دانند؟
من فکر مي‌کنم ائتلاف ضرورتي گريزناپذير است. فرار از ائتلاف به معني تقديم دودستي کرسي‌هاي پارلمان به اصولگرايان است، آن‌هم نه اصولگرايان معمولي که تندروترين طيف اصولگرا. به همين دليل ما بخواهيم و نخواهيم ناچاريم دست ياري به هم دهيم و ائتلاف کنيم. البته در ائتلاف بايد واقعا همه گذشت کنند و چارچوب‌هاي مشخصي براي رسيدن به توافق وجود داشته باشد. هيچ‌کس در يک شوراي ائتلافي نبايستي حق وتو داشته باشد. در عين حال هم مذاکرات ائتلاف بايد يک مقدار شفاف باشد. ما مشکلي که داريم اين است که برخي از گروه‌هاي داخل طيف اصلاح‌طلب و گروه‌هاي اعتدالي که بعدا پيوستند، يک نوع امتيازخواهي ويژه دارند، يعني با اين تهديد که «اگر ندهي، مي‌روم!» از اول مي‌خواهند يک جور با فضاي تهديد و امتيازگيري با ديگران روبه‌رو شوند. به‌نظرم مذاکرات و موضع‌گيري‌ها بايد قدري شفاف باشد و هيچ‌حزب و گروهي نتواند اين‌گونه رفتار کند و اگر هم به‌دليل اين نوع رفتارها ائتلافي شکست خورد واقعا بايد مشخص شود که مسئول شکستش چه کسي است. بعد هم بر فرض اينکه يک گروهي سر لجاجت و ناسازگاري داشت و نخواست با جمع همراهي کند، بايد حداقل خروج از ائتلاف‌ها را شاهد باشيم و بقيه گردهم بمانند. به‌نظر مي‌رسد که گريزي از اين داستان نداريم. اين داستان در يک مقياس بزرگ کشوري مطرح است و همچنين در مقياس حوزه‌هاي انتخابيه. در حوزه‌هاي انتخابيه هم بايستي بچه‌هاي اصلاح‌طلب هر حوزه به يک نتيجه‌اي برسند. ممکن است آن چهره‌اي که از مذاکرات ائتلافي بيرون مي‌آيد، با فرض اينکه يک نماينده در آن حوزه باشد، بهترين نباشد، ولي در هر صورت يادمان باشد که هر نوع تندروي و يا رفتار غيرائتلافي به معني تقديم دودستي کرسي پارلمان به جناح رقيب است و اين خيلي خطرناک است.
در دوره قبل و به‌طور مشخص در ليست تهران ليست اصولگرايي از راهيابي به بهارستان بازماند. فکر مي‌کنيد اين‌بار و با توجه به شکست قبلي، از آنجا که ليست تهران مي‌تواند تعيين‌کننده باشد، اصولگرايان با چه چهره‌هايي وارد خواهند شد؟


نکته‌اي که فکر مي‌کنم همه بايد در نظر داشته باشند، اين است که مجموعه اقتدارگرايان يعني تندروترين طيف اصولگرا، احتمالا به‌دنبال چينش نيرو از بين اطراف کاملا ناشناخته و صفرکيلومتر است تا آنها را در شهرستان‌ها بالا بياورد و يک جور مديريت سراسري حوزه‌هاي انتخابيه انجام دهد. ما بايد اين بازي را برهم بزنيم و برهم‌زدن اين بازي از طريق شرکت در انتخابات است. اگر اين مسير را در پيش نگيريم، باز به معني اين است که يک پارلمان از پيش چيده شده از چهره‌هاي کاملا صفرکيلومتر بدون تجربه سياسي و صرفا مطيع يک جريان و مطيع يک مرکزيت قدرت بالا خواهند آمد که دو خطر دارد؛ نخست اينکه به‌شدت از بيرون مديريت مي‌شوند و جاهايي هم که از بيرون مديريت نمي‌شوند، کارهاي عجيب و غريب مي‌کنند و دست به ناشيگري‌هاي وحشتناک سياسي مي‌زنند. بنابراين واقعا مجلس به‌جاي اينکه ياريگر ملت باشد و محلي براي اين باشد که قدرت و توان ملي به منصه ظهور برسد، برعکس يک جور مرکز افتراق و امتيازگيري و رفتار دون‌ شأن مجلس و نمايندگي ملت خواهد بود. بنابراين من فکر مي‌کنم به هر شکل براي دستيابي به مجلس بهتر شرکت در انتخابات، يک امري گريزناپذير است و ائتلاف هم همين‌طور.
آيا بنا به توصيه مهندس صفايي‌فراهاني بايد بين بد و بدتر انتخاب نکنيم يا منتظر فرش قرمز باشيم؟ در اين ميان اقبال مردم را نسبت به صندوق‌هاي راي چطور پيش‌بيني مي‌کنيد؟
با فرمايش دوست عزيزمان جناب صفايي‌فراهاني هم موافق نيستم که بين بد و بدتر انتخاب نمي‌کنند. من اگر بتوانم نه فقط بين بد و بدتر که بين بدتر و بدترين و بدتر و خيلي بدتر از بدترين نقش ايفا کنم و هرجا بتوانيم برنامه‌هاي از پيش تعيين‌شده و رشته‌هاي از پيش بافته‌شده را واتابيم و سعي کنيم که برنامه ديگري را جايگزين آن کنيم، به نفع ماست. اگر هر جايي بتوانيم واقعا يک برنامه بي‌‌‌عيب و نقص و مورد تاييد خودمان را هم به اجرا دربياوريم واقعا بايد اين کار را کنيم. من به خاطره انتخابات خبرگان اخير همه را ارجاع مي‌دهم. الان همه اذهان متوجه انتخابات مجلس است. به ياد بياوريم که درانتخابات خبرگان استان تهران مردم به ليستي راي دادند که با اغلب آنها مشکل داشتند و بدنه اجتماعي حامي اصلاح‌طلبان به پيشنهاد بزرگان اصلاح‌طلب به ليستي راي دادند که اصولا گفتمان آنها با گفتمان جامعه اصلاح‌طلب خيلي تفاوت داشت، ولي نتيجه‌اش را همگان ديدند. من فکر مي‌کنم همين قدر اعمال حضور مردم در نتيجه انتخابات مي‌تواند موثر باشد.
ادامه در صفحه 11