فيلترها اعتماد را كاهش و قطبي شدن را افزايش مي دهد

آرمان ملي- حميد شجاعي: انتخابات مجلس حدودا 6 ماه ديگر برگزار مي‌شود و جريانات سياسي به‌خصوص اصلاح‌طلبان فارغ از هر گونه سويه گيري و تدوين راهبرد و استراتژي دنبال شيوه‌اي هستند که بتوانند مجددا سرمايه اجتماعي را پشت سر خود داشته باشند و به اقناع افکار عمومي بپردازند. عماد افروغ جامعه شناس سياسي معتقد است: «گروه‌هاي سياسي تلاش مي‌کنند به منظور بالا بردن شانس خود در انتخابات، جامعه را قطبي کنند و متاسفانه با اينکه شعارهاي اين گروه‌ها با هم متفاوت بوده اما الگوي رفتاري هر دوي آنها يکسان است. مشکل ما اين است که شعار مشارکت مردم سر مي‌دهيم، اما ظرف لازم را براي اين مشارکت فراهم نمي‌کنيم.»
مشارکت در گرو جذابيت
تاکنون بسيار شاهد بوده‌ايم که در مناسبت‌ها و آوردگاه‌هاي مختلفي چون 22بهمن ، روز قدس و انتخابات‌هاي مختلف همواره سخن از لزوم مشارکت گسترده مردم به ميان آمده و حتي آنها به عنوان سرمايه اجتماعي خوانده شده‌اند، اما پرسش اينجاست که چرا رويکردها در قبال جامعه همواره به دو بخش قبل و بعد تقسيم مي‌شوند و يکسان نيستند. مثلا پيش از راهپيمايي‌ها، آزادي نسبي برقرار است و اقشار مختلف مردم از هر نوع حضور پيدا مي‌کنند، اما پس از پايان آن بازهم خط‌کشي‌هاي معمول اعمال مي‌گردد. اين مساله در جريانات سياسي نيز به طرز ديگري مشهود است؛ چرا که پيش از انتخابات با هر ادله‌اي درصدد اقناع افکار عمومي بر مي‌آيند، اما پس از پيروزي و موفقيت در انتخابات مردم را فراموش کرده و دنبال تحقق اهداف و منويات خود مي‌روند. اين مساله است که امروز جامعه را در حالتي خنثي و بي تفاوت نسبت به انتخابات اسفندماه قرار داده چون نمي‌دانند که با کدام رويکرد مواجه هستند؛ آنجايي که هزينه‌ها پرداخت شود، مسائل و بار مشکلات جامعه بردوش آنها هموار گردد و مشارکت آنها پاي صندوق‌هاي راي درخواست شود يا رويکردي که به وعده‌ها و مطالبات مردم عمل نمي‌کند و اساسا قائل به پاسخگويي نيست. لذا جريانات سياسي بايد بدين نکته توجه کنند که يکي از مهم‌‌ترين فاکتورهاي اقناع جذابيت است. حال اين سوال پيش مي‌آيد مردمي که با توجه به عملکردهاي اصلاح‌طلبان و اصولگرايان در سال‌هاي اخير و نارضايتي‌هاي مردم به لحاظ اقتصادي، معيشتي و اجتماعي جريانات سياسي چگونه مي‌توانند جذابيتي براي مردم ايجاد کنند تا منجر به مشارکت گسترده مردم گردد. 6ماه تا انتخابات باقي است و جرياني که بتواند پاسخ اين پرسش مردم را يافته و بر اساس آن عمل کند بي شک پيروز انتخابات خواهد بود.
مشارکت مردمي؛ فرهنگي نه سياسي


يک جامعه شناس در خصوص برخي جريانات که خود را صداي مردم تلقي مي‌کنند اظهار داشت: متاسفانه برخي سياست‌هاي ما که محدود به دوره خاصي هم نيست، موجب جدايي قدرت اجتماعي از قدرت سياسي مي‌شوند و قدرت سياسي با اينکه وانمود مي‌کند نماينده قدرت اجتماعي است، ولي اين‌گونه نيست. جماران نوشت؛ عماد افروغ گفت: جامعه ما به لحاظ جامعه شناختي به دليل اينکه طبقه در آن شکل نگرفته، طيفي است؛ اما گروه‌هاي سياسي تلاش مي‌کنند آن را قطبي جلوه دهند. قطبي جلوه‌دادن تصنعي جامعه هم ضرر دارد هم نفع، و ضررش متوجه مردم است. وي افزود: گروه‌هاي سياسي تلاش مي‌کنند به منظور بالا بردن شانس خود در انتخابات، جامعه را قطبي کنند. متاسفانه با اينکه شعارهاي اين گروه‌ها با هم متفاوت بوده اما الگوي رفتاري هر دوي آنها يکسان است. مشکل ما اين است که شعار مشارکت مردم سر مي‌دهيم، اما ظرف لازم را براي اين مشارکت فراهم نمي‌کنيم. انتخابات يکي از اين ظرف‌هاست که سطوح مختلف دارد. همين ظرف را هم بايد طوري طراحي کنند که به فيلترهاي مختلف برخورد نکند. افروغ اضافه کرد: مشارکت مردمي را بايد عميق‌تر ديد و نگاه به آن نبايد صرفا سياسي باشد، بلکه فرهنگي است و براي نوشتن يک سند فرهنگي بايد حتما اصحاب فرهنگ عرصه مدني و اجتماعي را هم دخالت دهيم. اين استاد دانشگاه اظهار کرد: اگر مي‌خواهيد مشارکت سياسي داشته باشيد حتما بايد به واقعيت طيفي جامعه توجه کنيد. اگر مي‌خواهيد مشارکت اقتصادي داشته باشيد حتما بايد به مردم، ظرفيت‌ها و قابليت‌هايشان توجه کنيد. اين فعال سياسي اصولگرا در خصوص مجلس عنوان کرد: متاسفانه مجلس ما معرف جامعه نيست. به خاطر اينکه نمايندگي جامعه را نمي‌کند و فيلترها نيز فيلترهاي خاصي هستند که بايد آسيب شناسي شوند. افروغ اذعان کرد: من نمي‌خواهم مجلس را زير سوال ببرم. اما واقعيت اين است که مجلس هيچ‌گاه در راس امور نبوده است.
به قدرت اجتماعي بر گرديم
نماينده تهران در مجلس هشتم در خصوص شعار تمام ماجرا و پايان جناح‌هاي ريشه‌دار کشور بيان کرد: ما بايد به قدرت اجتماعي برگرديم. قدرت اجتماعي ما به قدرت سياسي خط مي‌دهد. اگر تقابلي ميان قدرت اجتماعي و قدرت سياسي ايجاد شود اين خود زمينه‌اي براي انقلاب است. قدرت اجتماعي بايد خط دهد و اين قدرت از آن مردم بوده و نمودي سياسي پيدا کرده است. عماد افروغ ابراز داشت: امروز اسير سياست‌زدگي شديم. وقتي سياست زده شديم همه چيز سياسي مي‌شود و زماني که همه چيز سياسي شد اصطلاحاً به اين مرحله مي‌رسيم که همه چيز سياسي مي‌شود جز سياست. اقتصاد، فرهنگ و حتي چهره‌هاي فرهنگي نيز سياست زده مي‌شوند. بنابراين همه چيز از منظر سياست و فعل قدرت تفسير مي‌شود. وقتي جامعه سياست زده شد، سياستمداران حاکم سياست‌زدايي را اتخاذ مي‌کنند. وي در خصوص گفت و گوي ملي تاکيد کرد: اينکه اين را صرفا در حد جناح‌هاي سياسي تقليل دهيم موافق نيستم. چون اخيرا هم درباره گفت و گوي ملي بين گروه‌ها صحبت مي‌کنند، در صورتي که اين اصلا به معناي گفت و گوي ملي نيست. اگر مي‌خواهيم يک گفت و گوي اجتماعي خوب شکل بگيرد بايد ميان نخبگان و رجال سياسي باشد، نه تنها ميان رجال سياسي. وي تصريح کرد: اصولگرايان و اصلاح‌طلبان بايد بر سر اصول، مباني و معيارهاي اصولگرايي و اصلاح طلبي خود باهم بحث کنند. اصول آنها در صورتي مشخص مي‌شود که يک مرامنامه و فلسفه سياسي مدوني وجود داشته باشد.