سه‌گانه کانتونا، ژانا انریکه و اسپیلبرگ

احسان محمدی


اریک کانتونا با ریش بلند و ژولیده، کلاه لبه‌دار و پیراهن قرمز غیررسمی در میهمانی شیک‌پوش‌های فوتبال باز هم مثل دوران درخشش در زمین بازی متفاوت بود. او در قرعه‌کشی لیگ قهرمانان اروپا وقتی مورد تقدیر قرار گرفت از شاه لیر شکسپیر نقل قول کرد و گفت: «ما برای بزرگان، همچون مگسان برای کودکان سرکشیم. آنها ما را برای تفریح (ورزش) می‌کشند. به‌زودی علم نه‌تنها می‌تواند مانع پیری سلول‌ها شود، بلکه می‌تواند سلول‌ها را جاودان کند. پس تنها تصادف‌ها، جرایم و جنگ‌ها ما را می‌کشند اما متاسفانه، جرایم و جنگ‌ها چند برابر خواهند شد. من عاشق فوتبالم. ممنونم.»


کوتاه و غیرمنتظره. مثل ضربه‌هایش به توپ. این سخنان عجیب با حیرت حاضران و کارشناسان روبه‌رو شد. بسیاری از آنها در تحلیل این جملات عجیب انگشت به دهان ماندند اما ساعاتی بعد انگار واژه «مرگ» از لای جملات کانتونا به رگ‌های دنیای فوتبال نفوذ کرد.
لوئیز انریکه سرمربی پیشین تیم ملی اسپانیا و بارسا در توئیترش نوشت: «دختر ما، ژانا امروز عصر در سن 9 سالگی پس از 5 ماه جنگیدن سخت با سرطان از دنیا رفت. از تمام حمایت‌ها و پیام‌های شما طی این چند ماه و از درک شما متشکریم. همچنین از تمام دکترها و کارکنان بیمارستان ممنونیم. دل‌مان برایت تنگ نمی‌شود بلکه هر روز با این امید که در آینده تو را می‌بینیم، زندگی می‌کنیم. تو ستاره‌ای خواهی بود که خانواده ما را هدایت خواهی کرد.»
حالا همه متوجه شدند چرا انریکه آنطور غافلگیرانه از تیم ملی اسپانیا جدا شد. او می‌خواست در ماه‌های آخر کنار دختر کوچکش باشد. در چند دقیقه عکس‌های بسیاری از ژانا در فضای مجازی دست به دست شد. تصویرهایی با کیفیت عالی. وقتی او با پرچم اسپانیا، روی دوش‌های پدر، در میانه زمین و لابه‌لای برگ‌های گل سرخ و‌... ‌می‌خندید و انگار مرگ دورترین واژه به دختری بود که با موهای بلند خوشبخت به نظر می‌رسید. دختر ستاره فوتبال اسپانیا و مردی که به‌عنوان مربی خیلی زود به افتخارات بزرگ رسیده بود شانس بزرگی است که نصیب هرکسی نمی‌شود اما مرگ علاوه بر «ریحان»، ژانا هم می‌چیند. آنها که دختر داشتند وقتی عکس‌ها را دیدند بیشتر ترسیدند. انگار باور اینکه مرگ اینطور یکدفعه اول صبح جمعه همه را غافلگیر کند سخت بود. جایی می‌خواندم که سخت‌تر از سرطان این است که بچه‌ات سرطان داشته باشد. بیماری ترسناکی که گاهی با ثروت و شهرت هم نمی‌شود حریفش شد.
در فیلم «فهرست شیندلر» ساخته استیون اسپیلبرگ که سیاه و سفید ساخته شده است، تنها یک تصویر رنگی وجود دارد. دخترکی همسن و هم اندام «ژانا» که لباس بلند قرمز پوشیده و میان آن همه خشونت راه می‌رود. مثل یک شاهد که بعدها روایت کند.
ژانا اولین کودکی نیست که قربانی بیماری می‌شود. از بندرعباس تا پاریس، از ساحل عاج تا مونترال کانادا، از مکزیکوسیتی تا سنگاپور بچه‌هایی با سرطان می‌جنگند و پدرها و مادرهایی که پیر می‌شوند.
کودکانی هر روز در دنیا می‌میرند. بچه‌های معصومی که قربانی جنگ بزرگترها می‌شوند یا در نتیجه رؤیاپردازی والدین مهاجرت می‌کنند و در اقیانوس‌ها طعمه ماهی می‌شوند. مرگ کسب و کارش را به احترام هیچ‌کس تعطیل نمی‌کند اما مرگ بچه‌ها، مرگ دختر بچه‌ها همیشه تلخ است. حتی اگر پدرشان لوئیز انریکه نباشد، حتی اگر فرصت نکرده باشند عکس‌هایی با آن کیفیت کنار جام قهرمانان اروپا از خودشان به یادگار بگذارند... ‌این بچه‌ها یک روز، یک وقت و یک جا داستان رنج‌های این زندگی را برای خدا روایت می‌کنند. درست مثل دختر قرمزپوش اسپیلبرگ که هنوز قصه‌اش را نگفته است..‌.