سرمقاله

به این بهانه که از استخدام امید ابراهیمی عاجز شده‌اید
 بازی اصلی لیگ اینجاست: ولخرجی بیمارگونه
فرشاد کاس‌نژاد



یک حساب سرانگشتی هم می‌تواند باشگاه‌های ایرانی را به این نتیجه برساند که استخدام بازیکنانی که از قطر یا حتی تیم‌هایی در لیگ‌های درجه ۳ اروپا پیشنهاد دارند، با توجه به نرخ دلار در ایران دیگر منطقی نیست. رفتن به سمت چنین خریدهایی منافع باشگاه ایرانی را زیر پا می‌گذارد، چون بازیکنانی از این دست می‌توانند به دلار دستمزد دریافت کنند و یک قرارداد ارزان در اروپا یا قطر هم می‌تواند فرصت اقتصادی بهتری در مقایسه با لیگ ایران برای‌شان بسازد، پس برای باشگاه ایرانی گزاف و بی‌حاصل خواهند بود.
 امید ابراهیمی که همین دیروز با یوپن بلژیک قرارداد قرضی بسته، می‌تواند آخرین مثال باشد. بدیهی است که او بازی در بلژیک را به بازی در استقلال یا حتی سپاهان ترجیح می‌دهد، چون به دلار دستمزد می‌گیرد و مطمئن است که تمام دستمزدش را دریافت خواهد کرد.
آخرین خبر درباره یکی از بزرگ‌ترین و پولسازترین باشگاه‌های ایرانی این است: «با توجه به فرصت ۴ روزه که برای باشگاه‌های ایرانی جهت اخذ مجوز حرفه‌ای تعیین شد، باشگاه استقلال در تلاش است تا چهارشنبه هفته جاری بخشی از مشکلاتش را برطرف کند. در پی جلسات قبلی هیأت مدیره استقلال، مسئولان این باشگاه با برخی از طلبکاران برای پرداخت بدهی‌شان توافق کرده و در حال رایزنی با سایر طلبکاران هستند. مدیران باشگاه استقلال به طلبکاران گفته‌اند که چه زمانی پول به حساب باشگاه واریز می‌شود و به همین دلیل در حال رایزنی هستند تا رضایت آنها را گرفته و مشکلی بابت اخذ مجوز حرفه‌ای و حضور در لیگ قهرمانان آسیا نداشته باشند.»
شما اگر از لیگ بنگلادش پیشنهاد داشته باشید، به باشگاه ایرانی که هیچ تعهدی در پرداخت‌ها ندارد، پاسخ مثبت می‌دهید؟ فارغ از کیفیت فنی بازی در اروپا، کیفیت زندگی شخصی و اطمینان از دریافت پول می‌تواند انگیزه کافی برای انتخاب باشد. باشگاه ایرانی پرداخت بدهی‌های انباشته خود را در آستانه حذف از لیگ قهرمانان آسیا همچنان با وعده‌های بی‌پشتوانه به تعویق می‌اندازد. جالب است که در چنین شرایطی همین باشگاه‌ها مربی میلیون دلاری استخدام می‌کنند یا می‌خواهند بازیکنانی را با رقم‌های ۵ تا حتی ۷ یا ۱۰ میلیارد تومان به خدمت بگیرند.
باشگاه‌های ایرانی لازم نیست وارد رقابت خرید بازیکنانی شوند که پیشنهاداتی از لیگ‌های خارجی دارند چون اساساً در چنین رقابتی بازنده‌اند و شرکت در این رقابت بی‌معنا قیمت بازیکنان ایرانی شاغل در لیگ را افزایش داده. قیمت گزاف بازیکن ایرانی در لیگ برتر ناشی از این است که قیمت چند ستاره که صاحب فرصت بازی در خارج از کشور هستند، به ملاکی برای قیمت همه بازیکنان تبدیل شده، در حالی‌که دیگران بازار کار بیرون از ایران ندارند و قیمت جهانی‌شان چیزی نیست که در ایران دریافت می‌کنند.
دروازه‌بان پرسپولیس و استقلال دو مثال واضح هستند. آنها مبالغی که از این دو باشگاه دریافت می‌کنند و حتی حاضر نیستند هر کدام در مقاطعی پیراهن برند تحت قرارداد باشگاه را بپوشند، بسیار فراتر از رقم واقعی بازار کار در ایران است. در حالی‌که علیرضا بیرانوند و حسین حسینی هیچ پیشنهادی بیرون ایران ندارند اما رقم‌ قراردادشان با پیش‌فرض فرصت‌های خیالی در اروپا تعیین می‌شود.
این اتفاق یعنی باشگاه ایرانی در عقد قرارداد هوشمند نیست و برایش اهمیتی ندارد که از بودجه‌های بادآورده‌اش چه مبلغی را در نقل و انتقالات خرج کند. همین چندی پیش فرزاد حاتمی گفته بود در دوره مدیریت رویانیان باشگاه پرسپولیس رقمی بیشتر از انتظارش را پرداخت کرده بود. همین حالا استقلال مهاجمی در قواره دیاباته را بیش از ۵ و نیم میلیارد استخدام کرده است که در همین بازی آخرش شبیه یک مهاجم ۳۰۰ میلیونی هم بازی نمی‌کرد و معلوم نیست در آینده چه معجزه‌ای را رقم بزند.
باشگاه‌های ایرانی با توجه به موقعیت اقتصادی خود، با مربیان خارجی به چالش‌ می‌رسند (چنان که با برانکو و استراماچونی رسیدند)، بازیکن خارجی بی‌کیفیت استخدام می‌کنند و به دلیل بی‌تعهد بودن در پرداخت بدهی، حاضر به امضای هر رقمی با بازیکنان ایرانی می‌شوند. این روند چه عاقبتی دارد؟ چیزی شبیه همین وضعیتی که امروز فوتبال ایران در آن دست و پا می‌زند یا شاید وضعیتی وخیم‌تر و پیچیده‌تر.