روزنامه ایران ورزشی
1398/06/13
وقتی همه خوابیم
فرشاد کاسنژاداین شاید اولین اکت مارک ویلموتس است که به چشم رسانهها آمده، شاید کوششی برای برانگیختن در تمرین، دو دست زیر سر و چشمانی بسته به نشانه خواب. ویلموتس حتماً نمیداند که ما میتوانیم با این نمایش او، یاد «وقتی همه خوابیم» بیفتیم، فیلمی از بهرام بیضایی در نقد آنچه بر روابط سینمای ایران میگذرد. بیضایی در این فیلم به تهیهکننده فیلم نیمهکارهاش (لبه پرتگاه) اعتراض کرده. یادم است منتقدی درباره «وقتی همه خوابیم» نوشته بود بیضایی مثل یک جوان لجباز با شکلک درآوردن، حرکات آن تهیهکننده را به مضحکه کشید.
کنشگری سرمربی تیم ملی یا حتی اکت سادهاش در تمرین میتواند بهانه بحثها باشد. ویلموتس تا امروز سکوت کرده، حرفی که جریانی را بسازد به زبان نیاورده و این شاید همان چیزی است که فدراسیون فوتبال بعد از کارلوس کیروش میخواست. حتی مهدی تاج در مصاحبههایش بعد از قرارداد با ویلموتس گفته بود که یک قرارداد حرفهای را برای تکرار نشدن ماجراهای کیروش، امضا کرده.
هنوز نباید از یاد برده باشیم که در دوران حضور طولانی کارلوس کیروش در ایران، او بود که مدیریت تیم ملی را برعهده داشت و فوتبال ایران چه چالشهایی را به دلیل نشناختن این سبک کار سرمربی -که دخالت در امور فدراسیون تعبیر میشد- پشت سر گذاشت. فدراسیون فوتبال در دوران کیروش و پس از آن هرگز به جمعبندی دقیقی درباره این سیاق کار با سرمربی نرسید و تا روز آخر همکاری با کیروش، خود نیز تکلیف خود را در مقابل این نحوه کار که در انتخابش تصمیمساز نبود، نمیدانست. کیروش خواسته یا ناخواسته مدیر پروژه تیم ملی بود. ویلموتس در تیم ملی قرار است پروژه تیم ملی را مدیریت کند یا اینکه سرمربی تیمش باشد؟ چندی پیش یک ویدئو از کارلوس کیروش در کلمبیا نشان میداد که او در کار جدیدش نیز مشغول ایده دادن و مهندسی یک پروژه شبیه پک در فوتبال کلمبیاست. کیروش در مربیگری چنین نقشهایی را برای خود قائل بود و هست. فدراسیون فوتبال ایران اما ناخواسته و ندانسته با کیروش مسیر همکاری در پروژه تیم ملی را طی کرد و اینگونه نبود که آن مسیر -موفق یا ناکام- به انتخاب فدراسیون با ایدههای کیروش طی شده باشد.
گوشه کم اهمیتی از مسأله قرارداد با مارک ویلموتس این چند نکتهای است که فدراسیون فوتبال مثل یک بمب خبری توجهاش به آن را هوار زد. اینکه ویلموتس حق مصاحبه علیه مربیان لیگ را ندارد، اینکه مرخصیهایش مشخص است یا دستیار ایرانی در کنار خود دارد، بدیهیات یک قرارداد است، نه اساس آغاز یک پروژه بزرگ در فوتبال. مارک ویلموتس قرار است چه پروژهای را در فوتبال ایران مدیریت کند؟ قرار است چه فوتبالی را برای تیم ملی بسازد و چه آثاری را بر اساس کدام شیوهها از خود بجا بگذارد. تفاوتش با کیروش در تعداد روزهای مرخصی است یا در آنچه از خود بجا خواهد گذاشت؟ برای فدراسیون اما مسأله، دغدغه و تمام داستان یک انتخاب بزرگ همان روزهای مرخصی و تعداد دستیار ایرانی و این حرفهایی است که چند خبرنگار هم احتمالاً همراه فدراسیون بابت تحمیلش جشن میگیرند.
تیم ملی یک تیم باشگاهی نیست که هر هفته جذابیت تولید کند و ماجرا بسازد. گاه مدتها هیچکس سراغی از تیم ملی نمیگیرد و گاهی نیز تیم ملی خبرسازترین تیم است. تیم ملی اما در میانه جدلهای رسانهای، بحثها و خبرسازیها و شور و هیاهو بهتر نقد میشود، بیشتر رشد میکند و بیشتر توسط هوادار و روزنامهنگار بررسی میشود. در این روزها که تازه انتخابی دو منظوره برای حضور در مرحله دوم جام جهانی قطر و حضور در مرحله نهایی جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ چین شروع شده، خیلی زود است که تیم ملی جریانساز باشد اما تولید جذابیت از مسئولیتهای تیم ملی است، مثل همین اکت ساده ویلموتس یا تعبیرش به اینکه وقتی همه خوابیم در فوتبال چه میگذرد؟
در فوتبالی مثل فوتبال ایران مربی خارجی را فقط برای تمرین دادن یک تیم استخدام نمیکنند، بلکه مهمترین بهرهبرداری از یک مربی حرفهای تغییراتی است که او در نظم حاکم بر فوتبال آن کشور ایجاد میکند. گاهی با گفت و گو، گاهی با جدلهای بزرگ رسانهای، گاهی با خوشرویی و گاهی تندخویی. انکارش سخت است که کیروش در این زمینهها اثر گذاشت یا دستکم همیشه در جدل بود. ویلموتس اما هنوز شروع نکرده یا شاید اهلش نیست. فدراسیون هم استقبال میکند که ویلموتس را تا روز آخر قرارداد همین اندازه در سکوت حفظ کند اما فوتبال بازی سکوت نیست، بلکه نمایشی پرهیاهو است که از دل جدالی سخت نتیجهای از آن بیرون میآید.
کنشگری مارک ویلموتس میتواند از امیدهای فوتبال ایران در دوران پیشرو باشد و سکوتش از ناامیدیهای این دوران. مرز باریکی بین کنشگری یک مربی در اصلاح ساختارها و دخالت غیرحرفهای در امور مدیریت یک فدراسیون یا یک باشگاه وجود دارد که شاید منتقدان کارلوس کیروش معتقد باشند کیروش آن مرز را رعایت نکرده است اما به فرض پذیرفتن این انتقاد، بعید است کسی دوستدار فوتبال باشد و ویلموتس را در موقعیت کنشگری بیشتر از یک مرد بیصدا بهعنوان سرمربی تیم ملی دوست نداشته باشد.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه

