روزنامه ایران ورزشی
1398/06/16
دست بردن در جیب مالک یا درآمدزایی از فوتبال؟
علی مغانیبه بهانه حرفهای زنوزی در ورزش و مردم
دست بردن در جیب مالک یا درآمدزایی از فوتبال؟
«از جیبم هزینه میکنم» این جمله کوتاه، همانی بود که محمدرضا زنوزی در گفت و گو با پیمان یوسفی در برنامه «ورزش و مردم» بارها تکرار کرد. در فوتبال ورشکسته و تا خرخره فرو رفته در بودجه دولتی، حضور زنوزیها میتواند یک اتفاق مسرتبخش باشد. فوتبال ایران نیازمند ورود بخش خصوصی است اما این گزاره به این معنی نیست که مالک خصوصی یک باشگاه مدام دست در جیبش کند، پول بریزد و در عوض هیچ عایدی مالی واضحی نداشته باشد.
زنوزی اولین ثروتمندی نیست که وارد فوتبال شده. از اواخر دهه شصت حاج عبدالله صوفیانی، با پورا به صحنه آمد. نامی به ظاهر بیمعنی که مخفف «پوست و روده ایران» بود، یعنی همان صنعتی که صوفیانی سالها در آن مشغول به تجارت بود. چند سال بعد برادران مداح که وارد کننده خودروی اپل بودند، با تیم «بهمن» به میدان آمدند و این روند تا علی شفیعزاده، امیرمنصور آریا، حسین هدایتی و بابک زنجانی ادامه پیدا کرد. گذشته از عاقبت اغلب ناخوشایند ثروتمندانی که گذرشان به فوتبال افتاد، همگی آنها در یک ویژگی مشترک بودند؛ برخلاف تجارتهای پیشین، در صنعت فوتبال ریالی درآمدزایی نکردند و مثل بقیه مدیران دولتی این عرصه فقط هزینه ساختند. در مقیاسهای کوچکتر افرادی مثل قاسم حسنزاده، مالک خواروبار فروشی زنجیرهای «خونه به خونه» هم بودند که رویاهای جاهطلبانهای داشتند اما وقتی با مناسبات فوتبال بیشتر آشنا شدند، از این چرخه زیانبار مالی خارج شدند.
حالا زنوزی چند سالی است که به صورت جدی به فوتبال وارد شده. به قول خودش «از جیب خرج میکند» اما این دست و دلبازی یکطرفه بالاخره روزی به پایان میرسد. او یا باید راهکاری عملی برای درآمدزایی از فوتبال پیدا کند و تراکتور را تبدیل به یک مجموعه سودآور مالی کند یا اینکه مثل بقیه ثروتمندانی که به فوتبال آمدند، دیر یا زود این عرصه را به اجبار یا اختیار ترک خواهد کرد.
مالک تراکتور در حرفهایش از انحصار فوتبال دولتی و تبعیض انتقاد میکند اما تا همین پارسال تراکتور بیآنکه هیچ وابستگی تعریف شدهای با نهادهای نظامی داشته باشد، تنها تیم لیگ برتر بود که میتوانست از امتیاز ویژه در اختیار گرفتن بازیکنان سرباز استفاده کند. او دلیل قانعکنندهای برای مالکیت همزمان بر دو تیم لیگ برتری ندارد و برای درآمدزایی از فوتبال تنها به راهاندازی یک اپلیکیشن در آینده اشاره میکند که هواداران تراکتور با تخفیف از آن خرید کنند. زنوزی یکی از تاجران موفق این سالها بوده و قطعاً بهتر میداند هیچ اپلیکیشنی به تنهایی نمیتواند آنقدر سودآوری داشته باشد که هزینه حدود 100 میلیارد تومانی یک تیم مدعی لیگ برتری را تأمین کند. همانطور که کمپانی آدیداس به دلیل قانون صریح ممنوعیت ورود البسه خارجی به ایران، هیچ توجیهی برای بستن قرارداد اسپانسری با باشگاه تراکتور ندارد، چراکه در صورت عقد چنین قراردادی، حتی نمیتواند یک پیراهن را به طور رسمی به هواداران بفروشد. در بهترین حالت، تراکتور میتواند «خریدار» محصولات آدیداس باشد نه «طرف قرارداد». شاید مشغله کاری زنوزی، این اجازه را به مالک تراکتور نمیدهد که در جزئیات این قراردادها ورود کند.
زنوزی در حرفهایش آنجا که به خرید بازیکنان اشاره میکند به درستی میگوید «هنر یک تاجر، ارزان خریدن و گران فروختن» است. این یک اصل پذیرفته شده در دنیای فوتبال است. در فضای غیرشفاف فوتبالی، نمیتوان ارزیابی دقیقی از خریدهای دو فصل اخیر تراکتور داشت و با جزئیات بررسی کرد که ستارگانی مثل مسعود شجاعی، دژآگه، حاجی صفی، مظاهری، استوکس، فورچونه و... گران خریده شدهاند یا ارزان اما با قاطعیت میتوان گفت مجموع «فروش» تراکتور در دو فصل اخیر (ولو با گرانترین قیمت ممکن) حتی قرارداد یکی از کاپیتانهای ملیپوش این تیم را تأمین نکرده است. از این منظر، تراکتور تفاوت چندانی با بقیه تیمهای دولتی ندارد؛ هزینه میکند بیآنکه درآمدزایی قابل توجهی داشته باشد. این چرخه معیوب، چیزی است که مالک تراکتور باید فکری به حال اصلاح آن کند.
تراکتور فراتر از قهرمانی یا ناکامی، اگر بتواند اولین باشگاه ایران باشد که به شکلی واقعی «خرج و دخل» کند، آنوقت است که میتوانیم امیدوار باشیم بخش خصوصی به سرعت انحصار فوتبال دولتی را درهم خواهد شکست.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

