روزنامه ایران ورزشی
1398/06/16
فغان از این تصمیم!
احسان محمدیسالها یکی از چالشهایم با دانشجویان این بود که شاید بتوانم متقاعدشان کنم که «نروند»، بمانند و برای این سرزمین کار کنند اما حتی دانشجوهای ترم یک هم انگار از قبل برنامهشان را چیده بودند. اینکه مدرکشان را بگیرند و همزمان بروند کلاس زبان و بعد مهاجرت کنند. حالا مثل کسی شدهام که از بس خبر بد شنیده دیگر به آن خو کرده است و درد نمیکشد. وقتی صحبت از فرار مغزها میشود بسیاری فقط یاد دانش آموختههای دانشگاهها میافتند که دست به مهاجرت خودخواسته یا ناخواسته میزنند. آنها که اینجا چنان که باید قدر نمیبینند و احساس میکنند بهتر است رنج غربت را به قدرندیدن و رنج در وطن به جان بخرند.
اما خلاصه کردن «مغزها» در دانشگاه خطاست. آنها که با هوش اقتصادی، سرمایهای ساختهاند و میروند هم مشمول همین مهاجرت مغزها میشوند. سرمایه و سرمایهگذاری که میتواند اینجا زمینه ساز و کار و رونق زندگی شود در آن سوی دنیا چرخ اقتصاد را میچرخاند. در این میان استعدادهای دیگری هم وجود دارد که کمتر میتوان برایشان جایگزینی ساخت.
خبر مهاجرت احتمالی علیرضا فغانی هم از این دست است. یک استعداد در زمینه داوری فوتبال که در کارنامهاش هم سوت زدن دیدار فینال المپیک دارد و هم دیدار ردهبندی جام جهانی. افتخاراتی که به آسانی نصیب هر کسی نمیشود. هر چهار سال این تورنمنتها برگزار میشود و یک نفر شانس سوت زدن آن را دارد، تنها یک نفر روی کره زمین.
«مهاجرت» یک انتخاب است. بعضیها میگویند درست است که آسمان در همه جای جهان یک رنگ است اما زمینش فرق دارد. آدم یک بار به دنیا میآید و یک بار فرصت زیستن دارد و باید برود جایی که احترام بیشتری میبیند و لذت و آرامش بیشتری هم نصیبش میشود. سعدی علیه الرحمه چند صدسال پیش فرمود:
سعدیا حُب وطن گرچه حدیثیست صحیح
نتوان مُرد به سختی که من اینجا زادم
البته که فغانی اینجا به «سختی» زندگی نمیکند و احترام اجتماعیاش را دارد و بعد از سالها سوت زدن در داخل و خارج کشور به درجهای از برخورداری رسیده است که «محتاج» نباشد اما او هم میگوید که برای خانوادهاش این تصمیم را میگیرد. فغانی با سابقهای که دارد میتواند تا روزی که زنده است اینجا نقش یک شاخص و معیار در داوری را داشته باشد. یک منبع قابل استناد که نقش شیخوخیت را در داوری بر عهده بگیرد اما از خانوادهاش میگوید. اینکه خواست آنهاست و برای بچههایش تن به مهاجرت میدهد. او مثل بسیاری از نامداران کشور البته شهروندی یک کشور دیگر- استرالیا- را زیر سر دارد و نگران فردا نیست و احتمالاً اگر وضعیت تحصیل بچههایش درست شود مهاجرت کند اما در ایران هم سوت بزند ولی کاش شرایطی هموار شود که استعدادها همینجا بمانند، قدر ببینند، در صدر بنشینند و این همه مهاجرت کنار نام ایرانیان ننشیند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

