باب مذاکرات را نبستیم

 
 
 
 


اکنون صدايي واحد از سوي مسئولان کشور در ارتباط با سياست خارجي شنيده مي‌شود که دولت فعلي آمريکا، قابل‌اعتماد نيست که بتوان مذاکره کرد و همه متفق‌القول هستند که با دولت فعلي آمريکا مذاکره‌اي صورت نگيرد. اينکه چرا اين موضع از طرف مسئولان کشورمان اتخاذ شده به نوع نگاه آمريکايي‌ها به موضوع برجام برمي‌گردد و اينکه آنها زير تعهداتي که در برجام پذيرفته بودند، زدند و تعهداتشان را به شکل يک‌طرفه کنار گذاشتند و با توجه به اين بدعهدي، مسئولان ايراني و مردم ايران در شرايط کنوني آمريکا را قابل اعتماد براي مذاکره نمي‌دانند. در حقيقت در ضمن اينکه مذاکره‌اي صورت نمي‌گيرد يک شرط اساسي هميشه مطرح مي‌شود و آن بازگشت آمريکا به تعهداتش در برجام است که مي‌تواند به نوعي مذاکره با آمريکا را محقق سازد. سخني منطقي در مقابل عدم تعهدات قبلي آمريکا و اينکه چه تضميني وجود دارد که آمريکا به تعهدات حال و آينده خود وفادار بماند؟ به هر حال نوعي بي‌اعتمادي به شکل منطقي نسبت به آمريکا به‌وجود آمده و اين بي‌اعتمادي را خود ترامپ پديد آورده و نشان داده که فردي باثبات به لحاظ فکري نيست که بتوان به وي اعتماد کرد. مذاکره به‌عنوان يکي از شيوه‌هاي حل مناقشات در روابط بين‌الملل يک مفهوم شناخته شده است و کسي منکر نمي‌شود ولي چارچوب آن بايد رعايت شود وگرنه مذاکره معنا و مفهوم ندارد. شايد ترامپ از ناداني از سر سياست خارجي چندان سردرنمي‌آورد، چون يک تاجر است يا به‌خاطر رقابت‌هاي حزبي از تعهداتي که در قالب برجام داده شده، شانه خالي کرد و به ‌نوعي مساله برجام را تبديل به يک موضوع حزبي بين دموکرات‌ها و جمهوريخواهان کرد. البته نه‌تنها ايران به دولت آمريکا و ترامپ بي‌اعتماد است که تمام جهان اين‌چنين است. ترامپ با خروج از معاهده پاريس و اقداماتي شبيه به اين نشان داد فردي نيست که وفاي‌به‌عهد داشته باشد. به هر حال به دليل اينکه اعتمادي به طرف آمريکايي نيست فعلا مسئولان کشورمان همصدا هستند که مذاکره‌اي با آمريکا صورت نخواهد گرفت و رهبري هم به اين موضوع اشاره فرموده‌اند اما در ضمن اينکه گفته مي‌شود مذاکره‌اي صورت نمي‌گيرد شرطي هم گذاشته شده يعني ايران باب مذاکره را نبسته و به نوعي ضمني اعلام کرده اگر آمريکايي‌ها تعهداتشان در قالب برجام را بپذيرند، مي‌توانند به ميز مذاکرات برگردند.
ادامه صفحه 11