کارون و دریاچه ارومیه همچنان امیدوار به سیلاب و طبیعت!

آفتاب یزد- گروه اقتصادی:‌ دریاچه ارومیه و رود کارون که با بارش‌های سیل آسای بهار امسال از وضعیت مناسبی برخوردار شده بود همچنان در معرض خطر تبخیر قرار دارند، این در حالی است که بودجه‌های تخصیصی در خصوص این دو عنصر طبیعی با اما و اگرهای معناداری روبروست.
بعد از گذشت 5 ماه از سیل، کارون بار دیگر با مشکلات خشکی و کم آبی روبرو شده است. چند ماه قبل بود که سیل توانست بارقه‌های امید را برای خوزستانی‌ها به همراه داشته باشد اما اکنون و با گرمای تابستان و عدم بارش زمزمه خشک شدن و وخامت حال این رود دوباره بر سر زبانها افتاده است.
تا قبل از فروردین 98 و بارش‌های طبیعی دریاچه ارومیه نیز وضع خوبی نداشت. بودجه‌های مختلفی در دولت برای احیای آن در دستور کار قرار گرفت و سرانجام هم مشخص نشد که سرنوشت بودجه‌هایی که قبل از احیا تخصیص یافته بود به کجا رسید.
اکنون نیز نگرانی‌ها در خصوص خشک شدن کارون در صورت عدم بارش باران محسوس است اما سوال این است که آیا به جز باد و باران معضلاتی چون خشک شدن دریاچه‌ها و رودها و آلودگی هوا با بودجه و تدابیر دولتی قابل حل و فصل مشهود است؟ پاسخ تاکنون و بر حسب مرور رخدادها خیر بوده است. بهار امسال با سیلی از اخبار ناگوار در نقاط مختلف ایران فرا رسید؛ اما میان این‌همه خبر بد، جان گرفتن دوباره دریاچه ارومیه موضوعی بود که خوشحالی چندین میلیون نفر را در پی داشت.


این در حالی بود که سالها تدبیر دولت و کارشناسان با صرف بودجه‌های کلانی که مشخص نیست به کجا رفت به هیچ نتیجه‌ای منتهی نشد و در نهایت در فروردین 98 با بارش وسیع باران این دریاچه بدون هیچ‌گونه دخالت موثر بخش یا نهادی احیاء شد و اتفاقی که درباره دریاچه ارومیه افتاد به سرعت و بدون قرار گرفتن در پروسه‌ای خاص به سرانجام نشست یعنی ستاد احیا دریاچه ارومیه که سالها مشغول کار و دریافت بودجه برای حل موضوع بود در نهایت با بارش‌های بهار امسال اعلام کرده است که حجم آب دریاچه با بارش‌های بهاری از مرز ۳میلیاردمترمکعب عبور کرد و تراز دریاچه نسبت به روزهای مشابه سال قبل، ۴۲ سانتی‌متر افزایش یافت. همچنین تراز دریاچه نسبت به ابتدای سال آبی یعنی اول مهرماه ۹۷، ۸۹ سانتی‌متر بیشتر شد و بر اثر بارش‌های سیل آسا ۲ میلیاردمتر مکعب آب به دریاچه وارد شد.
>قبل از فروردین 98 چه اتفاقی افتاد؟
شاید قابل باور نباشد که احیای دریاچه تبدیل به یک شعار انتخاباتی برای برخی افراد و جریانات شده بود. دولت نیز برای آنکه تقلای خود را در این ماجرا نشان دهد مصوباتی درازمدت را در نظر داشت بطوریکه البته کاروان تدبیر و امید از دومین جلسه هیئت دولت برای احیا دریاچه ارومیه تصویب کرده بود که ستادی برای ساماندهی امور این دریاچه راه‌اندازی شود که ۳۰ اقدام در این ستاد تصویب و یک برنامه‌ریزی ۱۰ ساله برای دریاچه ارومیه در نظر گرفته شد، طبق این برنامه‌ریزی دو تا سه سال اول برای تثبیت وضعیت دریاچه تعیین شد، یعنی شرایط دریاچه از وضعیت فعلی بدتر نشود و هفت سال مابقی برای بهبود وضعیت دریاچه اختصاص یابد.
>رقم چشمگیر
بودجه‌ای که برای ستاد احیا دریاچه ارومیه از سوی دولت تعیین شده بود، رقم چشمگیر یک هزار و ۵۰۰میلیارد تومان بود که قبل از بارش‌های سیل آسای بهار 98 با وعده کلانتری رئیس سازمان محیط زیست می‌رفت تا پروسه ده‌ساله لاک پشتی خود را برای احیاء سپری کند. وی گفته بود‌ با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته در سال‌های آتی قطعاً دریاچه ارومیه احیا خواهد شد و مردم آذربایجان دریاچه خودشان را به دست خواهند آورد.
>پیشگیری جایی در مدیریت بحران ندارد
اما یک واقعیتی در این میان وجود دارد و آن اینکه بودجه ستاد احیا دریاچه ارومیه هرسال به‌طور کامل اختصاص پیدا نمی‌کند اما سوال این است که همان بودجه تخصیص‌داده‌شده چگونه خرج شده است؟
مریم عطار زاده کارشناس ارشد محیط زیست در خصوص سرنوشت بودجه احیای دریاچه ارومیه می‌گوید:‌ پیگیری‌های شخصی من از این موضوع شفاها به این نتیجه ختم شد که بنا به اظهار برخی افراد مطلع، در حال حاضر با احیای دریاچه، بودجه تخصیص یافته قبلی، صرف جابجایی روستاهای حاشیه‌ای اطراف دریاچه در راستای بهبود هرچه بیشتر وضعیت و جلوگیری از استفاده روستاییان از آب این دریاچه برای امور کشاورزی خواهد شد.
وی افزود:‌ گفته شده که از این مرحله به بعد بودجه احیا صرف پیشگیری از وقوع مجدد بحران می‌شود و پیرو برنامه‌های احیای دریاچه ارومیه مقرر بوده دو روستای اطراف دریاچه که یکی ۳۲۰ نفر جمعیت و ۵۱ خانوار و روستای دیگر ۳۵۰ نفر جمعیت و ۶۱خانوار دارند به محل جدید منتقل شوند که چون این تصمیم بعد از سیل اتخاذ شده مشخص نیست که آیا این جابجایی برای در امان ماندن روستاییان از سیل اتخاذ شده یا جنبه پیشگیرانه دارد که البته به نظر من گزینه اول درست تر به نظر می‌رسد چرا که عزم و انگیزه برای جابجایی پیشگیرانه آن هم در ایام سیل نمی‌تواند موضوعیت چندانی داشته باشد.
به گفته این کارشناس با توجه به سیاسی شدن ارزیابی‌ها در خصوص احیا دریاچه با بودجه مقرر یا حیف و میل شدن آن امکان ارزیابی دقیق از موضوع وجود ندارد گرچه سوال ما این است که چرا نتوانستند کوچکترین اقدامی برای احیای دریاچه انجام دهند و اینکه آیا همیشه باران‌های سیل آسا می‌تواند نجات دهنده خشکی دریاچه‌ها و تالاب‌ها باشد؟ عطار زاده افزود: به نظر من باید بودجه احیا صرف برنامه‌های پیشگیرانه باشد که اساسا باید گفت برنامه‌های پیشگیرانه در سیاست بحران در کشور ما هیچگونه جایگاهی ندارد و بنا بر این نمی‌توان امیدی به اجرای آن داشت بلکه من می‌گویم بودجه مذکور صرف امور دیگر یا بخش‌های دیگر خواهد شد.
>فقط 300 میلیارد تومان
از بودجه کلانی که کلانتری وعده آن را پیش از بهار98 داده بود (1500 میلیارد تومان) تنها 300میلیارد تومان آن محقق شد اما این مبلغ تنها بخش ناچیزی از ماجرا به شمار می‌رود چرا که این ستاد فقط در سال ۹۵ از محل صندوق توسعه ملی ۳۷۵میلیارد تومان دریافت کرد. در سال ۱۳۹۴ این عدد ۴۰۳میلیارد تومان بود و سال ۹۳ هم ۱۶۰میلیاردتومان دریافتی از این محل داشتند.
سوال این است که این مبالغ میلیاردی صرف چه اموری شده بود که وضعیت آن تا قبل از سیل رحمت بار بهار 98 همچنان بحرانی بود؟
>ستاد احیاء: ما در وقوع سیل نقش داشتیم!
با این حال انتقاد به عملکرد و حیف و میل بودجه ستاد احیاء با پاسخ سریع مسئولان و کارشناسان این بخش روبرو شد که به نوعی تاثیر اقدامات شان غیر قابل انکار است. بر همین اساس آنها می‌گویند کارشناسان ستاد احیا می‌گویند‌ نقش آشکار بودجه دولتی در لایروبی و هدایت آب‌های سطحی، جلوگیری از وقوع سیل و افزایش تراز دریاچه غیرقابل کتمان است. این کارشناسان مدعی هستند برخی از رودخانه‌های آذربایجان غربی از جمله زرینه رود، سیمینه رود و گدارچای در بارندگی‌های سیل‌آسای بهار 98 به بالای 500 مترمکعب بر ثانیه رسید اما به لطف زیرساخت‌هایی که ستاد احیا مهیا کرده بود، آب‌های سطحی بدون خسارت سیل وارد پیکره دریاچه شد. بسیاری از کارشناسان ستاد احیا در دفاع از عملکرد خود بر این موضوع صحه می‌گذارند که اگر دولت برای احیای دریاچه دست به کار نشده و رودخانه‌ها لایروبی نشده بود، آب بارندگی‌های اخیر به جای هدایت به پیکره دریاچه به مزارع و خانه‌ها در شهرستان‌های میاندوآب و ملکان یا مناطق حاشیه‌ای دریاچه هجوم می‌آورد.
>خطر عود کردن مشکل وجود دارد
با این حال به نظر می‌رسد هنوز خطر به طور کلی رفع نشده و همانطور که کارون پس از احیای بهاری در سیل فروردین ماه جان گرفت و دوباره در تابستان با تبخیر و کاهش روبرو شد دریاچه ارومیه نیز ممکن است وضع چندان خوشی نداشته باشد.
مسعود تجریشی مدیر دفتر برنامه ‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه می‌گوید: نباید به دلیل شرایط خوب دریاچه مغرور شد چون در آبان ماه امسال انتظار تبخیر وجود دارد اما انتظار داریم تا انتهای سال جاری و از سال آینده با ورود 750‌میلیون مترمکعب آب دایمی، تراز کنونی را با پروژه‌های مختلف بالا می‌بریم که در کنار آن عنایت خداوند در افزایش بارش‌ها نیز وجود دارد.
>کارون رها شده
بررسی‌ها نشان می‌دهد وضعیت نامتوازن منابع و مصارف آب حاکیست میانگین 41 ساله آب خروجی از کارون به خلیج فارس چیزی بیش از 12 میلیارد متر مکعب در سال است.
بر این اساس می‌توان گفت با توجه به کاهش بارندگی‌ها در خوزستان، کاهش حجم آب در طول سال اجتناب ناپذیر است بخصوص که کشاورزی در روستاهای اطراف کارون خود مزید بر علت است ضمن اینکه 200 هزار هکتار از مراکز کشت و صنعت در اطراف اهواز به میزان 4.5 میلیارد متر مکعب در سال به حوضچه‌های تبخیری در نزدیکی مرز عراق منتقل‌ و سپس به خلیج فارس تخلیه می‌شود. درحالیکه بحران برای کارون جدی تر شده ارزیابی‌ها نشان می‌دهد بودجه‌ای برای کارون در نظر گرفته نشده است. در همین خصوص معاون مطالعات پایه و طرح‌های جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان خبر داده که بودجه طرح احیا و علاج بخشی رودخانه کارون، برای دومین سال پیاپی از اعتبارات استان حذف شده است.
هوشنگ حسونی زاده در شورای حفاظت کیفی رودخانه کارون گفت: طرح احیا و علاج بخشی رودخانه کارون در سال ۱۳۹۵ توسط سازمان آب و برق خوزستان تهیه و در شورای عالی آب مطرح و تصویب شده این طرح پنج ساله شامل مجموعه طرح‌هایی است که به نوعی بر روی آلودگی رودخانه کارون تاثیرگذار هستند که طرح‌های آب و فاضلاب شهری، زهکش‌های کشاورزی و زهاب‌های صنعتی که وارد کارون می‌شود از آن جمله است.
حسونی زاده اعتبار این طرح را بیش از ۸۷ هزار میلیارد ریال در ۲ بخش خصوصی و دولتی، عنوان کرد و گفت: در سال ۹۷ اعتبار یک هزار میلیارد ریال برای آن مصوب اما تخصیص داده نشد و اعتبار مربوط به امسال ( 98 ) نیز وارد بودجه نشده است.
بر اساس گفته این مقام مسئول، بعد از پیگیری‌ها اعلام کردند که علت حذف اعتبار، داشتن موافقت‌نامه‌های مستقل برای طرح‌ها در دستگاه‌های دیگر همچون شرکت‌های آب و فاضلاب است به همین دلیل دیگر ضرورتی برای اختصاص اعتبار وجود ندارد. برای حفاظت از کارون در مقابل آسیب و خشک‌شدن طرح‌های مختلفی در نظر گرفته شده است از جمله طرح «نی زدایی» که بر اساس آن در سال‌های گذشته مقرر شده بود که ۱۰ میلیارد ریال برای این منظور اختصاص داده شود و شهرداری، سازمان آب و برق و استانداری با همکاری یکدیگر آن را اجرا کنند، در حالی که فقط سازمان آب و برق به تعهدات خود عمل کرد و سه میلیارد ریال را اختصاص داد.
در همان زمان که خشکسالی و گرد و غبار خوزستان و کارون را درگیر کرده بود برخی خواستار تشکیل جلسه‌ای برای تعیین تعهدات در زمینه پاکسازی رودخانه کارون از نیزارها شدند اما به نظر می‌رسد زور کسی نمی‌چربید تا بودجه‌ای برای وضعیت کارون در نظر گرفته شود.
>کارون در خطر است
برخی می‌گویند اگر برای کارون هم بودجه‌ای در نظر گرفته می‌شد ممکن بود به سرنوشت نامعلوم هزینه کرد نامشخص مبتلا شود بدون آنکه نتیجه‌ای از آن حاصل شود. با این حال برخی دوستداران محیط‌زیست می‌گویند اختصاص بودجه در زمان پرآب شدن رودخانه می‌توانست در صندوق پیشگیری از بحران ذخیره شود تا برای روزهای سخت تبخیر و خشک شدن بتوان به راهکارهای جدید امیدوار بود. با این حال بی اهمیتی به موضوع کارون نشان می‌دهد در صورت تداوم بی توجهی‌ها دوره خشکسالی باز هم از راه خواهد رسید. پیش از این مسئولان محیط زیست طرح احیا و علاج بخشی رودخانه کارون را مهمترین طرح برای کاهش آلاینده‌ها عنوان کرده و برای اجرای آن اظهار امیدواری کرده بودند اما بودجه این طرح در حالی به دلیل جلوگیری از اقدامات موازی با سایر دستگاه‌ها حذف شده که بر اساس اعلام شرکت‌های آب و فاضلاب شهری و روستایی استان، آنها نیز هیچ اعتباری دریافت نکرده‌اند؛ به طوری که اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان برای اجرای طرح جلوگیری از تخلیه فاضلاب به کارون، ضرب الاجل یک ماهه برای شرکت آبفا تعیین و تهدید کرد که این شرکت را به دادگاه معرفی می‌کند.
دی ماه پارسال و در پی حذف بودجه احیای کارون در سازمان مدیریت و برنامه ریزی، شریعتی استاندار خوزستان گفته بود که این مساله از طریق مکاتبه با رئیس جمهوری پیگیری می‌شود. این در حالی است که بودجه ۸۰ میلیارد ریالی لایروبی کارون نیز در سال ۱۳۹۶ از اعتبارات حذف شده بود.
>عدم توازن در توزیع بودجه
دریاچه ارومیه و رود کارون تنها نمونه‌ای از نامشخص بودن سرانجام برنامه‌هایی است که بدون هدف مشخص و بازخورد منطقی خودنمایی می‌کند. در موضوع دریاچه ارومیه مسئولان ستاد احیا مدعی انجام اقداماتی هستند که سیلاب را به سمت دریاچه هدایت و موجب پر آب شدن آن شد اما در خصوص کارون می‌بینیم که سالهای پیاپی بودجه رسیدگی و حمایت از آن مورد تصویب قرار نمی‌گیرد.
هرچند بودجه‌هایی از سوی دولت برای احیای دریاچه تصویب شد اما تا زمانی که مدیران ستاد احیا نتوانند بودجه را مدیریت کنند، شاهد تغییرات چشمگیر و چندانی درباره پیشگیری از بحران بعدی نخواهیم بود این درحالی است که دریاچه ارومیه، به پروژه‌های دائمی و زیرساختی نیاز دارد که ازجمله آن‌ها می‌توان به «رهاسازی آب سدها» اشاره کرد که به مقدار بسیار ناچیز انجام‌ گرفته است.
اگر از این سوال که بودجه‌های تخصیصی قبل احیا صرف چه اموری شده صرفنظر شود جا دارد به این پرسش پرداخته شود که در حال حاضر قرار است چه اقدامات پیشگیرانه برای مراقبت از وضعیت مناسب فعلی اتخاذ شود.
سال‌های گذشته نیز بارش‌های بهاری در بهبود وضعیت دریاچه ارومیه و افزایش تراز آن تاثیرگذار واقع شد اما تابستان‌های نسبتاً گرم منطقه میزان چشمگیری از آب دریاچه را تبخیر می‌کند و بار دیگر وضعیت آن را در سطح نامطلوبی قرار می‌دهد.
همین وضع در مورد کارون مصداق دارد که هیچ بودجه‌ای برای حفاظت یا احیا آن وجود ندارد. حال مشخص نیست که آیا قرار است باز هم همچون مدیریت آلودگی هوا باید چشم انتظار بادهای وزان بود؟ یا اینکه برای احیاء دریاچه‌ها چشم انتظار بارش‌های سیل آسا باشیم تا همه چیز خود به خود درست شود در حالی که بودجه‌های کلان صرفا به یک بخش تعلق می‌گیرد و آن هم ریز هزینه کردش جای سوال دارد اما در بخش بحرانی دیگر خبری از هیچ بودجه یا تدبیری برای حل فصل مشکلات آن وجود ندارد.