روزنامه آفتاب یزد
1398/07/09
در گفتوگو آفتاب یزد با معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و همچنین عضو شورای عالی کار مطرح شد
فشارهای سیاسی مانع افزایش سن بازنشستگیآفتاب یزد- میگل هشترودی: خیلی وقت است که صندوقهای بازنشستگی با بحران رو به رو شدهاند و کارشناسان بر این باورند که افزایش سن بازنشستگی میتواند یکی از راهکارهای برون رفت از این بحران باشد؛ اما به نظر میرسد که به علت هزینههای سیاسی که با افزایش سن بازنشستگی به دولتها تحمیل میشود، هیچ دولتی حاضر نیست به این اقدام دست بزند. سن بازنشستگی یکی از پرچالش ترین بحثهای اقتصادی در دولتهای جهان است؛طرح این موضوع در هر کشوری سبب بروز بحثهای بسیار میشود. در کشور ما پژوهشهای انجام شده توسط مرکز پژوهشهای مجلس حکایت از آن دارد که متوسط سن بازنشستگی در حدود 51 سال است که این سن 14 سال از سن معیار بازنشستگی در جهان کمتر تلقی میشود. با اینکه کاهش سن بازنشستگی به افزایش اشتغال در کشور کمک میکند اما موضوع حائز اهمیت در زمان کنونی، بحران صندوقهای بازنشستگی است که به گفته کارشناسان این روزها در شرایط حادی قرار دارند.
>صندوق بازنشستگی و چالشهای پیش رو
وضعیت نامساعد صندوقهای بازنشستگی، توامان با وضعیت نامناسب بیکاری عاملی برای ایجاد شرایط نامساعد زندگی هم برای جوانان و هم برای سالمندان است. درواقع بیکاری در شرایطی بحرانی و پیچیده است که بررسیها نشان میدهد درصد کمی از جمعیت کشورمان فعال اقتصادی محسوب میشوند.با این حال مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی تاکید کرده است که هر ایرانی مایل به اشتغال، به طور متوسط در طول زندگی خود 23 سال کار میکند و حدود 30 سال، خود و بازماندگانش مستمری دریافت میکنند.
این در حالی است که بررسی وضعیت صندوق بازنشستگی کشوری نشان میدهد که یکی از راهکارهای نجات این صندوق در کشور افزایش سن بازنشستگی است. بررسی تجربههای جهانی نیز نشان میدهد چالش مهم تامین اجتماعی که اغلب کشورهای دنیا با آن دست به گریبان هستند، دقیقا همین مساله است. اما نمایندگان کارگری مخالف صد در صدی این موضوع هستند چرا که معتقدند این کار فشار مضاعفی بر کارگران وارد میکند.
>افزایش سن وسابقه بازنشستگی
یک فریب است
علی خدایی، عضو شورای عالی کار در رابطه با این موضوع در گفتوگو با آفتاب یزد گفت:«عنوان کردن این مطلب که مشکلات صندوق بازنشستگی سازمان تامین اجتماعی با افزایش سن وسابقه بازنشستگی قابل حل است بزرگترین فریبی است که میتوان به واسطه آن خود و جامعه را فریب داد و در پی آن هم صندوق را به چاهی انداخت که به هیچ عنوان نتواند از آن نجات پیدا کند. این موضوع به هیچ عنوان راه حل نیست و صرفا میتواند ورشکستگی تامین اجتماعی را برای چند سال به تاخیر بیاندازد و بعد از چند سال با یک موج عمیق و غیر قابل کنترل بحران رو به رو کند. منابع و مصارف سازمان تامین اجتماعی در نقطه سر به سر قرار نمیگیرند و در حال حاضر مصارف از منابع پیشی گرفته است. دلیل این موضوع باید ریشه یابی شود و ببینیم چه موضوعی باعث این اتفاق شده است؟ در حال حاضر سازمان تامین اجتماعی ماهیانه هزار میلیارد تومان با کمبود بودجه مواجه میشود، باید مشخص شود که دولت در مواردی که قانون برای آن مشخص کرده است سهم خودش را پرداخت میکند و بعد از آن این کسری بودجه اتفاق میافتد یا خیر؟ در حال حاضر دولت بدهی 220 هزار میلیارد تومانی به سازمان تامین اجتماعی دارد که در صورت پرداخت این بدهی هم خلاء ماهیانهاش در کوتاه مدت حل خواهد شد و هم با سرمایهگذاری مطالبات سازمان تامین اجتماعی میتوان کسری بودجه را جبران کرد. من معتقدم که قانون تامین اجتماعی که در کشور ما نوشتهشده یکی از مترقیترین قانونهای سازمان تامین اجتماعی است چرا که از همان اول در این قانون پیش بینی همه چیز صورت گرفته است. اینکه با مدیریت غلط و اضافهکردن هزینه به این سازمان آن را به نقطه بحران برسانیم و بعد هم راهکار نجات سازمان را تحمیل بار بیشتر به بیمه شدگان این سازمان ببینیم به هیچ وجه درست نیست.»
>مشکل این سازمان مدیریت غلط است
او تصریح کرد:«گاها میشنویم که برخی کارشناسان با مقایسه سن و سابقه بازنشستگی ایران با دیگر کشورها و از طرف دیگر با در نظر گرفتن افزایش سن امید به زندگی، خواهان افزایش سن بازنشستگی هستند؛ همه کسانی که این کار را میکنند موظفند که سطح رفاه اجتماعی در کشور را با همان کشورهایی که سن بازنشستگیاش را مثال میزنند، مقایسه کنند و بعد این پیشنهادات را عنوان کنند. در حال حاضر مشکل این سازمان مدیریت غلط است چون بزرگترین صندوق سرمایه گذاری این سازمان درست مدیریت نشده و به محل جولان سیاسیون در طی سالهای مختلف تبدیل شده و همین امر نیز سبب شده تا سازمان تامین اجتماعی به این مرز بحران برسد. دولت و مجلس نیز با بارهایی که مشترکن روی دوش این سازمان گذاشتهاند در این کار شریک هستند. یکی از مهمترین مشکلاتی که در حال حاضر با آن روبهرو هستیم این است که متاسفانه خلط مبحثی در وظیفه دولت به عنوان مجری قانون و تکالیف که ذیل قانون اساسی برعهده او برای تامین اجتماعی آحاد جامعه در نظر گرفته شده، صورت گرفته است، از طرف دیگر سازمان تامین اجتماعی به عنوان یک نهاد بیمهگر بومی غیر دولتی با منابع بیمه پرداختی کارگران و کارفرمایان شمرده میشود. قطعا این طور نیست که ما وظیفهمان را راجع به گروههای مختلف اجتماعی بر دوش سازمان تامین اجتماعی بیاندازیم و بعد هم سهم خودمان را پرداخت نکنیم. من افزایش سن بازنشستگی را به هیچ عنوان راه حل درمان مشکلات سازمان تامین اجتماعی نمیبینم و از منظر عمومی به عنوان نماینده کارگران هم قطعا نظرم این است که کسی حق ندارد سوء مدیریت خودش را با تحمیل بار بیشتر به دوش کارگران بیاندازد. قطعا با مدیریت درست و اساسی این بحران قابل حل خواهد بود.»
>اما و اگرها در افزایش سن بازنشستگی
درست است که پایین آمدن سن بازنشستگی در ظاهر به افزایش اشتغال میانجامد اما در حال حاضر به علت تورم و بالا بودن هزینههای زندگی در کنار کافی نبودن مستمری بازنشستگی، شاهدیم که کاهش سن بازنشستگی در عمل به افزایش اشتغال نیانجامیده است. اگر افزایش امید به زندگی را نیز در نظر بگیریم، کاهش سن بازنشستگی شاید تنها به افزایش مصارف و بر همخوردن تعادل منابع و مصارف سازمانهای بیمهگر اجتماعی انجامیده باشد و به طوریکه میبینیم بازنشستگان را از یک شغل رسمی همراه با مزایای قانونی به مشاغل کاذب و بیپشتوانه کشانده است. نکته مهم اینجاست که سن بازنشستگی تنها 23سال از میانگین ورود به بازار کار در ایران بیشتر است چرا که به دلیل بحران بیکاری در کشور و دو برابر بودن نرخ بیکاری جوانان 20 تا 25 سال نسبت به نرخ بیکاری متعارف جمعیت، سن ورود به بازار کار در ایران بیستوهشت سالگی است. به این ترتیب انتظار برای بازنشستگی 23سال پس از 28سالگی ایرانیان،یعنی در سن پنجاه و یک سالگی شکل میگیرد. این در حالی است که غالبا در دیگر کشورها افراد در سن 65 سالگی بازنشسته میشوند،اما در ایران بیش از 3 میلیون بیکار حضور دارند که بخش عمدهای از آنان را جوانان تحصیلکرده تشکیل میدهند. با همه این اوصاف دولتیها از جمله موافقان افزایش سن بازنشستگی هستند چرا که معتقدند با این کار در طولانی مدت نقدینگی در صندوقهای بازنشستگی افزایش مییابد و آنها از بحران خارج خواهند شد.
> اگر صندوقهای ما خطر ناپایداری مالی دارند باید هر چه زودتر این کار را انجام دهیم
علی سرزعیم، معاون امور اقتصادی و برنامه ریزی وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی در گفتوگو با آفتابیزد در این باره گفت:«من نمیدانم نمایندگان کارگری با چه نگاهی به این موضوع نگاه میکنند، اینکه افراد دیرتر بازنشسته شوند باعث میشود تا حق بیمه پرداخت کنند و زودتر مستمری دریافت نکنند، این موضوع به درآمد سالیانه صندوقهای بازنشستگی میافزاید و هزینه را کم میکند. حالا به نظر شما این موضوع به پایداری صندوقها کمک میکند یا به آنها ضرر میزند؟ منطقی است که به پایداری کمک میکند. فهم این موضوع اصلا نیازمند تحصیلات ویژه نیست هرکس که یک عقل متعارف داشته باشد متوجه این موضوع میشود که این کار به پایداری صندوق کمک خواهد کرد و باعث میشود که شما بیشتر حق بیمه بگیرید و دیر تر به مستمری گرفتن اقدام کنید. اگر صندوقهای ما خطر ناپایداری مالی دارند باید هر چه زودتر این کار را انجام دهیم.»
>یکی از این سوء مدیریتها
کاهش سن بازنشستگی است
او در رابطه با سوء مدیریتها در صندوقهای بازنشستگی گفت:«سوء مدیریت در صندوقهای بازنشستگی نکته درستی است و اتفاقا یکی از این سوء مدیریتها همان کاهش سن بازنشستگی است چرا که اگر مدیران صندوق درست مدیریت میکردند این صندوقها به سمتی میرفت که با افزایش سن بازنشستگی رو به رو باشیم. سوال اینجاست که ما چه چیز حائز اهمیتی داریم که باید زودتر از کشورهای دیگر بازنشسته شویم؟ امروز ماجرا طوری است که همه دوست دارند زودتر بازنشسته شوند بعد بروند جای دیگری کار کنند و 2 تا حقوق دریافت نمایند! واقعیت ماجرا این است که هر جایی یک ناکارایی دارد و در این شکی نیست اما اینکه بخواهیم این ناکارایی را ابزار غارتگری کنیم، قطعا باعث زیان جامعه میشود و توجیه اینکه جایی ناکارایی دارد پس ما کاری کنیم که افراد زودتر بازنشسته شوند و بتوانند جای دیگر کار کنند و دوتا حقوق بگیرند، نیز درست نیست چرا که این در ظاهر ممکن است به نفع دیگران باشد اما در اصل باعث میشود در سالهای آینده که افراد میخواهند بازنشسته شوند با صندوقهای خالی مواجه شوند. ما نباید فقط امروز را ببینیم. این بدترین نوع نگاه است. نگاه کلان مدیریتی این است که کاری کنیم تا حداقل یک نسل بعد از ما منتفع شوند. این صندوقها باید 70 سال دوام بیاورند اما کسانی که امروز در معرض سن بازنشستگی هستند از این حرفهای زیبا میزنند چون میخواهند تا جای ممکن صندوقهای بازنشستگی را خالی کنند و به آینده هم فکر نمیکنند. اما ما که در مقام حکمرانی هستیم باید نسلهای بعد را هم در نظر بگیریم. افزایش سن بازنشستگی یکی از اساسی ترین راه حلها برای خروج از بحران است. به جرات میگویم هر کتاب اصلاح صندوقهای بازنشستگی را که بخوانید، این موضوع اگر اولین توصیه نباشد بدون شک دومین توصیه برای برون رفت از بحرانهای صندوقهای بازنشستگی است.»
>علت زیر بار نرفتن دولتها
فشارهای سیاسی است
او در خصوص دلایل زیر بار نرفتن دولتها برای افزایش سن بازنشستگی گفت:«علت اصلی آن همین فشارهای سیاسی است. چون کسانی که در معرض سن بازنشستگی هستند، میخواهند زودتر بازنشسته شده و 2 تا حقوق دریافت کنند. معلوم است عدهای به جای اینکه بروند و کار کنند تا 3میلیون تومان دریافت نمایند، ترجیح میدهند در خانه بنشینند، پایشان را روی پا بیاندازند و 3میلیون تومان حقوق دریافت کنند. این طبیعی است و در طول این مدت هر وقت حرف از افزایش سن بازنشستگی به میان آمده عدهای با همین منوال فشار ایجاد کردند و فضاسازی رسانهای میکنند. این مسئولیت حاکمان و نخبگان است که به توده مردم بگویند منافع کوتاه مدت میخواهید یا منافع بلند مدت؟ آدمها با تلاش موفق میشوند و به همین شکل هم نهادها و کشورها با انگیزه تلاش بیشتر موفق میشوند و به جایی میرسند. سیستم تنبل خانهای خلاف توسعه است و اصلا برای درک آن نیاز به داشتن دکترای اقتصاد نیست. من امیدوارم فشار بودجه، مجلس و دولت را به سمتی هل دهد که بازنگری در سن بازنشستگی اتفاق بیفتد آدمها باید به این موضوع برسند که یا سر کار بمانند و دیر تر بازنشسته شوند در عوض حقوق بالا تر دریافت کنند یا بازنشسته شوند و به خانه بروند و حقوق خیلی پائین تری دریافت نمایند. آن وقت است که انتخاب واقعی شکل میگیرد که دیرتر بازشستهشدن میارزد یا خیر؟ اگر سیستم درست تعریف شود، بیشتر افراد باید ترجیح بدهند که دیرتر بازنشست شوند، با این کار فشار روی صندوقهای بازنشستگی هم کم میشود و صندوقها میتوانند پایداری خود را برای نسلهای بعدی حفظ کنند.»
به نظر میرسد یکی از دلایل اساسی که تا کنون بازنگری در سن بازنشستگان صورت نگرفته است فشارهای سیاسی است که آنها را با چالش رو به رو میسازد و از طرف دیگر عزم راسخی برای این کار وجود ندارد. به نظر میسد مسئولان و نمایندگان مجلس باید قبل از اینکه دیر شود و صندوقهای بازنشستگی ورشکست شوند، یک بار برای همیشه هزینههای این موضوع را پرداخت کنند و قانون بازنشستگی را اصلاح نمایند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
کمک مالی به مدرسه پیش شرط تحویل کتب به دانشآموزان!
میزان کمک روسیه و چین به ایران در دوران سخت تحریم
در گفتوگو آفتاب یزد با معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و همچنین عضو شورای عالی کار مطرح شد
دست کسانی که به بیتالمال دستدرازی کردهاند را از بازو قطع میکنیم
بررسی دلایل تغییر لحن مقامات ریاض در مواجهه با تهران در گفتوگوی آفتاب یزد با جعفر قنادباشی:
مرا استیضاح کنند جنگ داخلی میشود
سرقت یا خرابکاری؛ مسئله کدام است؟
بازتولید حقوقهای نجومی تحت لوای قانون
چرا روحانی با مردم سخن نمیگوید؟
ضعف اساسی دولت
باید برای سهمیهبندی احتمالی بنزین آماده باشیم
ضعف اساسی دولت
مشکلی به نام بازنشستگی
خبر تلگرامی

