بررسی دلایل تغییر لحن مقامات ریاض در مواجهه با تهران در گفت‌وگوی آفتاب یزد با جعفر قنادباشی:

حمله نظامی به ایران خط قرمز جامعه جهانی است
آفتاب یزد ـ رضا بردستانی: هم آمریکا هم عربستان در دو تلاش جداگانه برای به وجود آوردن یک ائتلاف جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران به یک اندازه شکست می‌خورند! ترامپ و ایالات متحده آمریکا در به وجود آوردن ائتلاف جهانی برای حفظ امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و محمد بن سلمان و دیگر مقامات ریاض در به وجود آوردن ائتلاف جهانی در قضیه حمله نظامی یمنی‌ها به تاسیسات نفتی آرامکو حمله‌ای که حالا جامعه ی جهانی به خوبی پذیرفته که تنها و تنها یکی از نشانه‌های جنگ افروزی در خلیج فارس است.
حالا وقتی با اندکی فاصله اتفاقات چند ماه اخیر در حوزه خلیج فارس و خاورمیانه را بررسی و طبقه‌بندی کنیم سه مسئله پررنگ‌تر از بقیه مسائل دیده می‌شود:
ـ نخست چالشی به نام چالش نفتکش‌ها که در نهایت هم نفتکش ایرانی آزاد شد و هم نفتکش بریتانیایی


ـ چالش دوم هدف قرار دادن پهپاد آمریکایی که علیرغم تمامی موضع گیری‌های تند به طور کلی دچار سکون، سکوت و فراموشی شد!
ـ سومین چالش، حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان جهان را دچار بهت و گیجی کرد.
> روحانی با FOX NEWS مصاحبه می‌کند
محمد بن سلمان با CBS چرا؟!
محمد بن سلمان یا همان به تعبیر غربی‌ها MBS در گفت‌وگو با برنامه ۶۰ دقیقه شبکه خبری CBS آمریکا به نکات مهمی اشاره می‌کند از جمله این که ولیعهد عربستان مدعی شده است در برخورد با ایران ترجیح می‌دهد تا رویکرد دیپلماتیک را برگزیند و سراغ دیگر رویکردها نرود اگرچه او تاکید کرده است که برای مقابله با ایران باید همه ابزارها روی میز باشد اما اگر به اظهار نظر مقامات رسمی عربستان خاصه مقاماتی که در حوزه سیاست خارجه و روابط بین‌الملل حضور دارند توجه کنیم خواهیم دید بین گفت و شنود محمد بن سلمان با شبکه و موضع‌گیری آنها تفاوت‌های چشمگیری دیده می‌شود. برای مثال عادل الجبیر معمولاً در موضع گیری‌های خود علیه ایران با لحنی پرخاش گونه و تهدیدآمیز سخن می‌گوید اما حالا می‌بینیم که محمد بن سلمان صحبت از رویکردهای دیپلماتیک می‌کند و این مسئله ما را به این سمت و سو می‌برد که شاید عربستان در رویکردهای خود برای مواجهه با چالش‌ها دچار اختلافات درونی شده است این یکی از فرضیاتی است که پیش روی ما قرار می‌گیرد.
مسئله دیگری که می‌تواند حائز اهمیت باشد آن است که از اواخر شهریور هر آنچه در حوزه روابط دیپلماتیک ایران و عربستان روی خروجی خبرگزاری‌های معتبر جهان قرار گرفته است نشان از آن داشته است که برخی تلاش می‌کنند تا نقش میانجی و رابط دیپلماتیک بر عهده داشته باشند که می‌توان به عمران خان و عادل المهدی اشاره کرد و اما یک نکته ی بسیار مهم؛
حسن روحانی با فاکس نیوز به گفت‌وگومی نشیند محمد بن سلمان با سی بی‌اس! همین مسئله نشان می‌دهد جایگاه ایران و عربستان نزد رسانه‌های حتی امریکایی در کجا قرار می‌گیرد. نکته مهم‌تری هم وجود دارد؛ مصاحبه محمد بن سلمان وقتی دیده می‌شود که کلید واژه‌ای به نام «ایران» در آن مصاحبه دچار تکرار می‌شود و این یعنی برای جامعه جهانی، ایران از عربستان مستحکم‌تر و با اهمیت‌تر است. با این پیش فرض‌ها به سراغ کارشناس مسائل غرب آسیا می‌رویم تا سوالات خود را در این زمینه مطرح کنیم.
> جامعه ی جهانی دچار پشیمانی شده است
و شاید پریشانی!
دکتر جعفر قنادباشی تحلیلگر مسائل بین‌المللی می‌گوید اساساً اگر به ریشه‌های جنگ عربستان و یمن توجه کنیم خواهیم دید که جامعه جهانی و آن بخش از جامعه جهانی که اقتصاد و تکنولوژی آنها وابسته به نفت خلیج فارس و منطقه خاورمیانه بوده است تلاش می‌کنند تا درگیری‌ها را به سمت دیگری متمایل سازند تا از این بابت در حوزه نفت و انرژی دچار چالش‌های تاثیرگذار در حوزه سیاست داخلی نشوند زیرا کم نیستند کشورهایی که به دلیل عدم برخورداری از نفت مجبور می‌شوند تا برای تامین بنزین دست به دامان کشورهای نفت‌خیز منطقه خلیج فارس و خاورمیانه شوند.
این کارشناس مسائل بین‌المللی معتقد است در این تحلیل، جامعه جهانی دچار یک اشتباه استراتژیک می‌شود زیرا قدرت یمنی‌ها روز به روز رو به فزونی گذاشته و عربستان را دچار شکست و اضمحلال کرد تا جایی که صحنه جنگ عوض شد و موضع رودررویی‌های یمنی‌ها و نیروهای عربستان به داخل خاک این کشور کشانیده شد به تعبیری ساده‌تر، مکان جغرافیایی جنگ از یمن به نزدیکی‌های ریاض منتقل شد و این مسئله باعث شد تا چالش‌های نظامی زمینه‌ساز چالش‌های اقتصادی در عرصه بین‌الملل بشود!
> فتح «نجران» پیش از حمله به «آرامکو»!
جعفر قنادباشی در ادامه می‌گوید: اگر به پیروزی بزرگ یمنی‌ها در نجران توجه کنید خواهید دید که یمنی‌ها به آن اندازه از قدرت و قوای بازدارنده نظامی دست پیدا کرده‌اند که می‌توانند عملیاتی را سه هفته قبل انجام دهند و سه هفته بعد آن را رسانه‌ای کنند و این نشان می‌دهد که آن‌ها حتی در بازتاب دادن اخبار نظامی دارای یک استراتژی بسیار مشخص می‌باشند!
این کارشناس مسائل بین‌المللی مدعی است عملیات بزرگ نجران که منتهی به اسیر شدن هزاران نیروی نظامی عربستانی شد پیش از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان اتفاق افتاده و اما برای انتقال اسرا و تثبیت موقعیت، اعلام این اخبار را با تاخیری سه هفته‌ای انجام داده‌اند که حکایت از یک ماجرای پیچیده، قدرتمند و پشت پرده دارد.
دکتر قنادباشی ضمن تایید دسته‌بندی سه گانه چالش‌هایی که در منطقه خلیج فارس با محوریت ایران صورت پذیرفته بر این موضوع مهم دست می‌گذارد که شکنندگی اماراتی‌ها و ضعف مفرط مقامات ابوظبی برای تقابل نظامی با هر کشوری باعث شد تا توازن تقابل‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی در منطقه و نیز عرصه‌های رویارویی در یمن دچار تغییرات وسیعی شود. وی در ادامه می‌گوید: اگر شما به این که دولت‌هایی مانند کویت، بحرین، عمان و قطر به خودی خود از عرش به ذیل آمدند و تقریباً در حاشیه قرار گرفته‌اند توجه کنید متوجه بسیاری از مسائل خواهید شد. اگرچه ما برخی مواقع بعضی موضع‌گیری‌ها را از مقامات بحرینی شاهد هستیم اما جامعه جهانی نیز پذیرفته است که مهمترین کشورها در منطقه خلیج فارس، عربستان و ایران هستند و قدرت سومی در این منطقه وجود ندارد! به واقع یکی از موانع بزرگی که پیش روی محمد بن سلمان قرار داده شد آن است که کشورهایی مانند عراق، کویت و قطر خود را از چالش‌های منطقه‌ای کنار کشیدند و امارات در خفا با مقامات ایران به توافقات ارزشمندی دست پیدا کرد که فاصله‌گیری از ریاض را توجیه‌پذیر کرد. این کشورها به خوبی می‌دانند که دچار شدن به برنامه‌های بی‌سرانجام عربستان می‌تواند برای آنها حاشیه‌های دردسرسازی به دنبال داشته باشد تا جایی که آن‌ها را به ضعف و اضمحلال و شکست در درون و برون بکشاند.
> اختلاف در دیدگاه‌های بن سلمان
دیکته شده است!
جعفر قنادباشی با اشاره به مصاحبه محمد بن سلمان با برنامه ۶۰ دقیقه شبکه خبری سی‌بی‌اس آمریکا می‌گوید: اگر اختلافی در دیدگاه‌های ولیعهد عربستان و مقامات سیاست خارجه ریاض مشاهده می‌کنید تا بخشی می‌تواند طبیعی باشد زیرا اختلاف نظر بین روسای جمهور و وزرای امور خارجه به دلیل قرار گرفتن در موضع مصاحبه و مواجه شدن با سوالاتی که از پیش آمادگی جواب‌دادن به آنها را نداشته‌اند همیشه این مسئله را پیش روی آنها قرار داد تا حرف‌هایی بزنند که حتی با موضع گیری‌های بین‌المللی آن کشور در تناقض باشد اما این تناقض، تناقض آشکار‌تری است یعنی می‌توان به این نتیجه رسید که دولت ریاض پیام جامعه جهانی را به خوبی دریافت کرده است و آن این که در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران با توجه به قدرت موشکی و قدرت نظامی این کشور که می‌تواند هم امنیت منطقه خلیج فارس را به خطر اندازد هم به تبع آن اقتصاد جهانی را به شدت دچار چالش‌های جبران ناپذیری کند، محتاط‌تر عمل نماید زیرا معتقدند واکنش‌های ایران به گونه‌ای خواهد بود که حتی برخی از کشورها نتوانند مدیریت چالش‌های ایجاد شده در درون خود را مدیریت نمایند!
> جهان نمی‌خواهد امنیت عربستان
مترادف با امنیت اقتصادی جهان باشد!
این تحلیلگر مسائل بین‌المللی دست روی یک مسئله مهم می‌گذارد و آن اینکه یک پیام مشترک از سوی جامعه جهانی به جهانیان مخابره شد و آن اینکه حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان با حمله به اقتصاد جهانی یکسان است و این یعنی چالش‌های به وجود آمده بین ایران و عربستان چالشی بین ایران و عربستان نیست بلکه چالشی بین ایران و جامعه جهانی است. مقامات سیاسی کشورهای در ارتباط با ریاض به درستی محمد بن سلمان را توجیه کردند که اگر توان مقابله با جمهوری اسلامی ایران را نداری که قطعاً نداری پس در موضع‌گیری‌های علنی اندکی جانب احتیاط را رعایت کن! زیرا جمهوری اسلامی ایران در چنین مواقعی نشان داده است که چندان اهل نرمش نشان دادن نخواهد بود و همین مسئله می‌تواند تغییر لحن محمد بن سلمان را توجیه‌پذیر کند.
قنادباشی مصّر به این مسئله است که عربستانی‌ها در مقابله با ایران اساساً موضع‌گیری مستقلی ندارند زیرا آنها یک چشم و یک گوش به آمریکا و جامعه جهانی دارند که واکنش آنها پس از اعلام بعضی از مواضع چیست و وقتی ما به این روش برخوردی در جامعه بین‌الملل به درستی نگاه کنیم
خواهیم دید خط قرمزی که پیش روی محمد بن سلمان درباره ایران ترسیم شده است خط قرمزی آشکار و نشان دهنده سیاست‌های جامعه جهانی در مواجهه با ایران است، خط قرمزی که حتی ترامپ هم آن را رعایت می‌کند!
وی ادامه می‌دهد: اگر می‌بینیم ترامپ و محمد بن سلمان در تشکیل ائتلاف‌های ضد ایرانی دچار شکست می‌شوند به این دلیل است که اساساً تشکیل ائتلاف‌های ضد ایرانی را نه تنها بی‌ثمر می‌دانند که آنها را تحریک‌کننده فرض می‌کنند با این تاکید شدید که هر ائتلاف ضد ایرانی می‌تواند از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران و دوستان جمهوری اسلامی ایران با شدید‌ترین لحن ممکن پاسخ داده شود و این لحن شدید می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد!
> مواجهه نظامی با جمهوری اسلامی ایران
طبیعتاً غیر ممکن و منتهی به شکست است
جعفر قنادباشی در پایان می‌گوید اگر می‌بینیم جامعه جهانی به سوی تعامل و رویکردهای دیپلماتیک و بحث‌های میانجی گرایانه گام برمی‌دارد به آن دلیل است که به یک نتیجه روشن و آشکار رسیده است و آن اینکه مواجهه نظامی با جمهوری اسلامی ایران طبیعتاً غیر ممکن و منتهی به شکست است. من معتقدم تغییر لحن محمد بن سلمان نشانگر تناقض در سیاست‌های داخلی و بین‌المللی عربستان نیست اگرچه معتقدم بین محمد بن سلمان و دیگر مقامات رسمی و سیاسی عربستان و مقاماتی که در راس هرم قدرت عربستان قرار دارند اختلافات شدید و ریشه داری وجود دارد اما این تغییر لحن را باید در برخی سفرها و گفت‌وگوها جستجو کرد از جمله اظهارات عمران خان و سفر عادل المهدی به عربستان!
این کارشناس مسائل بین‌المللی معتقد است که حرف‌های عمران خان و سفر عادل المهدی به ریاض بخشی از تغییر‌های استراتژیک جامعه جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و آن را باید یک رویکرد راهبردی به شمار آورد و مطمئن شد که در منطقه خلیج‌فارس همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند نه جنگی در خواهد گرفت و نه، مذاکراتی با ایالات متحده آمریکا به وجود خواهد آمد پس می‌بینیم سیاست نه جنگ نه مذاکره الان در جامعه جهانی به یک رویکرد پذیرفته شده تبدیل شده است و نمی‌توان نقش تعیین‌کننده رهبری جمهوری اسلامی ایران در این تغییر رویکرد را به آسانی
نادیده گرفت.
این کارشناس مسائل بین‌المللی می‌گوید: جامعه جهانی به این نتیجه رسیده است که مناقشات منطقه‌ای خلیج فارس و خاورمیانه به خصوص مناقشه‌هایی که در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران صورت خواهد پذیرفت یک راه‌حل بیشتر ندارد و آن راه‌حل دیپلماتیک است پس اگر کشوری می‌کوشد با تحریک ریاض یا دیگر کشورهای منطقه خلیج فارس جنگی را به وجود آورد باید تبعات این جنگ را نیز بپذیرد که یکی از دم دست‌ترین تبعات این جنگ از بین رفتن اقتصاد بین‌المللی است؛ همانی که جامعه جهانی را نگران کرده است و به محمد بن سلمان پیغام فرستاده تا حتی در موضع گیری‌های خود علیه تهران دقت عمل بیشتری به وجود آورد.