دفع تلخ به سخت

دکتر نوید‌هاشمی طبا‪-‬ دوازدهم مارس سال۱۹۳۰، مهانداسگاندی (که اکثرا او را مهاتما یا روح بزرگ می‌نامند) شصت‌ساله به همراه هفتاد و هشت مرد و زن از خانه‌اش در احمدآباد هند خارج شد. او طی بیست و چهار روز، بیش از ۳۸۶ کیلومتر را در جاده‌های خاکی و طوفانی و در گرمای طاقت فرساطی کرد تا به ساحل دندی در غرب هندوستان برسد. او در طول مسیر با کشاورزان (از حق و حقوق پایمال شده شان) سخن گفت و در پایان مسافرتش هزاران تن به او پیوسته بودند. ساعت شش و سی دقیقه صبح ۶ آوریل ۱۹۳۰ گاندی از ساحل دریای عمان مشتی گل نمک برداشت، آن را در آب دریا جوشاند و نمک غیر مجاز (که از بریتانیا خریداری نشده بود!) تحصیل نمود و با این عمل، قانون را شکست. تا آن زمان مطابق قانون استعماری آن موقع، اهالی هندوستان، اجازه تحصیل و خرید و فروش نمک ( از معادن خود) که در زندگی آن‌ها نقش اساسی ایفا می‌نمود را نداشتند و این امر در انحصار بریتانیا بود. حرکت کوچک اما شجاعانهگاندی، گامی مهم در استقلال هند که ۸۹ سال (از سال ۱۸۵۸ تا سال ۱۹۴۷) مستعمره بریتانیا بود، محسوب می‌شود. عملی دشوار و سخت که بری شیرین داشت.
گاندی ضد حرکت‌های خشونت محور و بسیار، صلح‌دوست بود. پیشبرد چنین رهیافت‌ها و رویکردهایی سخت و دشوار است، خصوصا آنکه حریف، کسی باشد که قواعد بازی جوانمردانه را رعایت نکند و تلاش کند بازی‌ها را به خشونت بکشاند. مخاطبان فرهیخته این نوشتار اجازه فرمایند که این بحث را کلی تر و ساده‌تر ادامه دهیم. مسافرت‌ها، همواره دشواری‌هایی به دنبال دارند. مجالست‌ها همواره با ناملایماتی همراهند. هرپروژه‌ای از تعریف تا اجرا و نگهداری با مشکلات و خطاها و عیب و نقص‌هایی توام خواهد بود که بعضا رفع و رجوع آنها بسیار سخت و طاقت‌فرسامی باشد. خوانندگان عزیز در همین نقطه از مقاله، پیش از ورود به بحث اصلی، این سوال را برای خود پاسخ گویند که مایلند در چنین شرایطی که ذکر آن رفت، تنها با سختی رفع و رجوع مسائل سر و کار داشته باشند یا تلخکام و نفرین گو مشکلات را حل نمایند؟
کارشناسان حرفه‌های مختلف، خصوصا مهندسان صنایع در درسهای تحقیق در عملیات (پژوهش عملیاتی) آموخته‌اند که چگونه مسائل مختلف را مدل کنند و آنگاه چگونه با استفاده از مدل‌ها، برای مسائل و مشکلات مختلف راه حل‌های مناسب بیابند. سرانجام آنان روش‌های مختلف بهینه سازی جواب را به کار می‌بندند تا بهره وری، کارآمدی و کارآیی و دیگر شاخصهای مطلوبیت را با وزن گذاری مناسب بهبود بخشند.
باید توجه داشت که در جهان واقع و خصوصا در رابطه با امور انسانی و اجتماعی، مدل سازی، امری بسیار پیچیده است و با مشکلات متعددی روبروست. مشخصا در حوزه صنعت و اقتصاد که تلفیق تفکیک ناپذیر انسان و ماشین محسوب می‌شوند، مدل‌ها، بسیار متاثر از نگرش مردمان و عقاید و سلایق آنها خواهند بود. با این وجود گام‌های کوچک به هم می‌پیوندند و راه‌های طولانی طی می‌شوند.


>به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
با آن داستان و این مقدمه، خوانندگان فهیم، مقاله حاضر را گامی کوچک در راه دشوار مدل سازی‌های اصلاحی، تصلیحی، تصحیحی، تطبیقی، تکمیلی،و پیشگیرانه قلمداد فرمایند. در مدل سازی‌ها، یافتن و تعیین متغیرها، در کنار شناخت و تعیین اهداف، نخستین فعالیت‌ها را شکل می‌دهند.
اکنون، فرض کنید که تمشیت خرد مندانه امور و گذران عزتمندانه و درعین حال،فاخرانه زندگی شخصی و شغلی با بهینه سازی آرامش و کم شدن رفتارهای نابخردانه و نهایتا به حداقل رسیدن گذران پلشت،اهداف تعیین شده مسئله ما باشند. باز هم فرض کنید که برای حل این مسئله و رسیدن به اهداف تعیین شده، تابع مدل خود را بر اساس دو متغیر اساسی و البته دو ارزشی (Boolean)بنا کنیم. یکی از این دو متغیر، میزان تلخی یا شیرینی شرایط را نشانه کند ودیگری مقدارسختی یا سهولت(آسانی) انجام اقدامات و تصمیمات را نشان دهد. این مقاله با ارجاعات نقلی و عقلی تاکید می‌کند که تابع هدف و فرمول موفقیت با مقداردهی مناسب به این متغیرها می‌تواند بهینه شود.
به طور عقلی، معلوم می‌شود که چهار ترکیب از مقادیر متغیرهای ذکر شده (که نویسنده به دلایلی آنها را نام گذاری نمی‌کند)، قابل تصور خواهد بود: ۱) تلخ و سخت، ۲) تلخ و آسان،
۳)شیرین و سخت و نهایتا، ۴) شیرین و آسان. خیلی به استدلال و ادله نیاز نیست که اثبات شود ترکیب شیرین و آسانبرای هر امری مطلوب و منظور است و در مقابل، تلخ و سخت نیز ترکیب نامطلوب و نامانوسی هستند که بشر با فطرت مبتنی بر کمال جویی از آنها دوری می‌کند. اما داستان مدل سازی ما به همین سادگی به انجام نمی‌رسد. باید توجه داشت که انجام موفقیت آمیز برخی از امور، اتخاذ و بلکه ساختن بسیاری از تصمیمات، حذر کردن از بسیاری شرایط و نهایتا رو در روشدن با بسیاری از حقایق سخت و جانفرسا و البته غیرقابل اجتناب خواهد بود. به طور صریح باید گفت که توصیه مدل سازی این مقاله آن است از ترکیب سخت و شیرین بیشتر استفاده شود تا به ورطه سخت و تلخ گرفتار نیاییم و دایما دفع تلخ تر به تلخ نکنیم.
مثالهایی ملموس، رازهای مدل سازی این نوشتار را بهتر نمایان می‌سازند. در تمام حوزه‌ها و حرفه‌ها، روند آموزشی و تربیتی و رشد، همه بر محور آزمون و آزمایش بنا می‌شود. به بیان دیگر، خواسته یا ناخواسته برای محک زدن آنچه آموخته می‌شود و برای ترغیب و تهییج آموزنده‌ها، در طول زندگی تحصیلی، شغلی و اجتماعی و حتی شخصی، آزمون‌های رسمی و غیر رسمی، به طور آشکار و پنهان ما را احاطه نموده‌اند و به گونه‌ای در چنبره آنها، اگر نه گرفتار که در تکاپوییم. آماده‌شدن و حضور در این آزمون‌ها، کم و بیش سخت است. اگر موفقیت را سرلوحه کار قرار دهیم، این امر سخت تر هم می‌شود. حال اگرنومیدانه، برای هر آزمون مرثیه سرایی کنیم، اساس آزمون را زیر سوال بریم، قانون و قانون گذار و روال و روال گذار را مورد لعن و طعن قرار دهیم، تنها ترکیب سخت و تلخ را برگزیده‌ایم. حال آنکه اگر سخت کوشش کنیم و از دیگر راحت‌ها بگذریم تا در کوتاه مدت، آزمون را با موفقیت طی کنیم و در درازمدت، اصلاحات قانونی را نیز با آگاهی رسانی و بسیج خردمندان به انجام رسانیم، این سختی البته که سخت خواهد بود اما به شیرینی خواهد گذشت.
مثال دیگر در خصوص حوادث و رویدادهاست. در هر پیشامد ناگوار، لازم است که آسیب شناسی مناسب مستقل و حرفه‌ای انجام شود و به طور سیستماتیک تضمین شود که آن آسیب دیدگی هرگز، دیگر روی نخواهد داد. همچنین و در راستای رفع سیستماتیک عیوب و نواقص، هرکس باید متناسب با تقصیر و قصور خود، تاوان متناسب دهد. با این وجود، واضح است که با متهم ساختن نامنصفانه این و آن و اشاعه شایعه، سختی با تلخی توام خواهد شد و حقایق در لابلای شایعات و دروغ زنی‌ها دست نایافتنی خواهند شد.از منظر دیگر، اجرای عدالت، اگر بر هم جناحیو آنکه خودی محسوب می‌شود، سخت باشد، اما نتیجه و آینده تلخ را رقم نخواهد زد.
مثال بعدی را با رویکرد نقلی و در دایره آداب معاشرت پی می‌گیریم. در نشست و برخاست‌ها، هم صحبتی و هم نشینی با افراد مختلف یعنی عقاید و سلایق مختلف. انزوا، راه ساده‌ای است برای معاشرت و تعامل.اما این راه، توصیه شده دانشمندان و حکیمان نیست. در آموزه‌های دینی ما از پیامبر (ص) نقل و توصیه شده است که: ”اَکْرِمِالضَّیْفَوَلَوْکَانَکَافِراً“. یعنی اگر کافری میهمان شما بود او را گرامی بدارید. نه اینکه از او به اکراه پذیرایی کنید و نه اینکه به اکراه با او سخن گویید، بلکه او را به راستی گرامی بدارید. در مدل‌های تحقیق شده علوم انسانی که تفاوت اساسی برای نیازمندی‌های بشر با نیازهای دیگر موجودات زنده قایلاند، کرامت بالاترین نیازمندی تلقی می‌شود. باید توجه داشت که کافر آن کسی نیست که به حق، اعتقاد ندارد. بلکه کسی است که حقانیت حق را می‌داند و آن را می‌پوشد و انکار می‌کند. با این وجود، هنگامی که چنین فردی میهمان کسی باشد، توصیه به حفظ کرامت او شده و این کار بسیار دشواری است. این دشواری از آن جهت است که دستور تحمل کسی نیست که با ما زاویه اعتقادی دارد، بلکه حفظ کرامت او است، چون میهمان ماست. خوانندگان محترم توجه فرمایند که این دستور تاکید شده برای کافران غیرحربی (که در جنگ یا مسلح نیستند)، یک ژست سیاسی نیست. اصولا مقوله دین راستین، همواره جبهه‌ای کامل در مقابل ژست و فریبکاری می‌بندد. لازم به تاکید نیست که این دستور خود نشاندهنده آن است که این افراد می‌توانند میهمان باشند (مشروط بر آن که حق و اخلاق پایمال نشوند). به بیان دیگر، درهای بسته و فکرهای بسته به طریق اولی هیچ گاه توصیه نشده‌اند. در همین راستا است که لحظه‌ای تفکر آگاهانه ،ارزشمندتر از هزار سال عبادت کورکورانه است (که بیم انحراف نابودگر آن می‌رود).
این امر آنگاه دشوارتر می‌شود که در دنیای امروز و دنیای رسانه، کوچکترین حرکت‌ها ثبت و ضبط می‌شوند و همگان بر اساس آن نه تنها قضاوت می‌کنند که بسیاری، از انگ و تهمت هم دریغ نمی‌ورزند. در چنین شرایطی محافظه کاری ظاهرا ساحل امنی را به ارمغان می‌آورد، اما تکلیف چیز دیگری است. تکلیف در آیه ۱۳۳ سوره آل عمران آمده است: “وَسَارِعُوااِلَىٰمَغْفِرَهٍمِّنرَّبِّکُم”.به قول پائولوکوئلیو: “کشتی در ساحل بسیار امن تراست ولی برای این ساخته نشده است.”این سختی‌ها “بر” شیرین دارند. زیرا در چنین شرایطی هرچند مقید بودن به قیود اخلاقی و بی‌عمل نبودن، سخت باشد، سعادت و آرامش قلبی، “ثمر‌شیرین” آن خواهند بود.
بگذارید از زاویه دیگری هم به مدل‌سازی‌مان بپردازیم. فرض کنید آنگونه که این روزها مسئولین مربوطه اذعان دارند، حضور بانوان برای تماشای مسابقات ورزشی مشکل فقهی نداشته باشد و تنها نگرانی از آسیب دیدگی‌های اجتماعی مد نظر باشد. این فرض، شامل دو فرض فرعی مهم دیگر خواهد بود. یکی آنکه بعضی تماشاگران (یا تماشگرنماها) برای خانم‌های هموطن، ایجاد مزاحمت کنند و دیگر آنکه حضور بعضی از بانوان، فضای ورزشگاه‌ها را ناامن سازند! هرچند فرض دوم بسیار دور از ذهن می‌نماید، هر دوی این فرض‌ها از نظر عقلی، بر فضای نامناسب ورزشگاه‌ها دلالت خواهند داشت. در این صورت، لازم است که ورزشگاه‌ها هم از نظر سخت افزاری و حفاظت فیزیکی و هم از نظر نرم افزاری تجهیز شوند. مشخصا سیستم فروش بلیط باید متحول شود و بطور سیستماتیک بلیت‌های مجهز به RFID به افراد با هویت مشخص فروخته و استفاده صحیح از آنها نیز کنترل شود. به این صورت هر لحظه معلوم خواهد بود که چه کسی در کجا حضور دارد و چه می‌کند! افرادی که از قانون و اخلاق تخطی داشته باشند، از حضور در ورزشگاه محروم خواهند شد و به مرور، فرهنگ تماشای فاخرانه با شور و هیجان و احساسات کنترل شده، نهادینه شده، وندالیسم و اوباشی گری برای همیشه رخت برخواهد بست و به آنارشیسم، موبوکراسی، اوکلاکراسی یا حکومت اوباشان، در ورزشگاه‌ها پایان خواهد داد.
البته، در این میان حتما هستند عزیزانی که حتی از حضور بانوان در اماکن عمومی که مفسده‌ای هم نداشته باشد، اکراه دارند و “تنها”خانه دار‌بودن آنان را امری مامون و شیرین می‌پندارند. اگر این دوستان درد دین دارند، این تلخی را به زهر کشنده دین گریزی جوانان به واسطه افراط‌گری‌ها ببخشایند و به خاطر داشته باشند که مولی‌علی(ع) در توصیه نمادین به سالار شهیدان می‌فرمایند از شیرینی‌های گذرا که تلخی‌های ماندنی دارند احتراز کن و از تلخی‌های گذرا که شیرینی‌های ماندنی دارند استقبال نما.
اینجا، ظرایف مهم دیگری هم قابل توجه‌اند و نباید مغفول بمانند. باید دقت داشت که مردم، یکدیگر را با گفتار و کرداری که می‌بینند محک می‌زنند،‌ اما هرکس خود را با نیت‌ها، عقاید، باورها و آٰرمان‌های خود می‌سنجد. به عبارت دیگر، برای کسانی که دیدگاه الهی دارند، آبروکه مهمترین ارزش است، معنای مشخصی دارد که آن نه همسو شدن با معیارهای عامه و عوام و خواص و دیکته شده که پایبند بودن به ارزش‌های راستین است. این امر اگر در مسیر درست صورت پذیرد، نجات بخش و در مسیر غلط، نتیجه‌ای جز اضمحلال نخواهد داشت.
به بیان بهتر ،مشکل عظیم و قابل توجه در مباحث روانشناسی، آن نیست که فردی در جامعه کوچک و بزرگ خود احساس تنهایی کند و زندگی برایش دشوار یا نشدنی باشد. بلکه آنجاست که فرد در زندگی با خود به مشکل برخورد نماید و زندگی با خودش برای خودش، مشکل و نشدنی شود. مطالعات متعدد منتشر شده در ژورنال‌های معتبر از جمله تحقیق گسترده سال ۲۰۰۸ جیمز پیازا که در ژورنال پلتیک دانشگاه شیکاگو به چاپ رسید یا مقالات متعدد ژورنال معتبر تحقیقات روانپزشکی خصوصا در سال ۲۰۱۹ نشان می‌دهند که ریشه اکثر ترورهای انتحاری و خودکشی‌ها (طبعا نه همه آنها) نه به استراتژی‌های مبارزات باز می‌گردد و نه به ناسازگاری با جامعه. بلکه بیشتر به تربیت اجتماعی و خانوادگی و شخصیت و دانش و دیگر خصوصیات فردی و ناکامی‌ها در سازگاری با خویشتن خویش می‌باشد. اگر کسی نتواند با کسی یا کسانی زندگی یا همنشینی کند، در کوتاه و بلندمدت ممکن است یکدیگر را ترک گویند و دوستان دیگر و گروه و جامعه دیگر را برگزینند. اما اگر کسی با خود، خود خود، ارزشهای خود، آرمان خود، هویت خود و منش و نگرش خود به مشکل اساسی برخورد نماید، چگونه می‌تواند از خود فاصله بگیرد؟ چنین فردی، اگر توانایی اصلاح خویش را نداشته باشد در کوتاه مدت با مواد افیونی و روان گردان و در نهایت، با پایان‌دادن به زندگی خود، این فاصله را ایجاد می‌کند. مشکلی که نه تنها مسبوق به سابقه است که در سالهای اخیر، سرعت و شدت هم گرفته است. وظیفه یک حکومت برخواسته از مردم آن است که زمینه چنین شرایطی را به حداقل برساند.
باری، تزکیه نفس و مراقبت از نفس و محاسبه آن و نهایتا حتی محاکمه آن، امرسختی است که البته عاقبت آن شیرین است. اگر این مراتب برای تک تک مردم لازم باشد، برای مسئولین یک باید است. ذکر این نکته را نیز همینجا ضروری می‌دانیم که یادآور شویم، خیلی پیشتر از دوربین‌های نصب شده بر موبایلها و سرورهای متعدد و اپلیکیشن‌ها، آموزه‌های راستین دینی تاکید می‌نمود که عالم محضر خداست و در محضر او خطا نکنید. اکنون جانشین خدا بر روی زمین، با همین ابزارها، حضور دارد و محضر او، محضر خداست. اگر پیشتر این سختی را می‌پذیرفتیم، اکنون درگیر تلخی«گاه‌و‌بی‌گاه » انتشار فیلم و کلیپین می‌شدیم. نهایتا باید تاکید نمود که در حوزه اقتصاد و عمران هم مثال‌های بسیاری قابل مطالعه‌اند که تنها به یک مورد اشاره می‌کنیم و یافتن و بررسی موارد دیگر با مدل ارائه شده را به خوانندگان و پژوهشگران عزیز واگذار می‌کنیم. سال گذشته این نویسنده، طرحی جامع برای جایگزینی خودروهای سوخت فسیلی با خودروهای الکتریکی و الکترونیکی برای کلان شهرها ارائه نمود. طرح پژوهشی آن در یکی از معتبرترین دانشگاه‌ها تصویب شد و پذیرش و تاییدیه مقاله‌ای هم از کنفرانس معتبر بین‌المللیIEEE اخذ گردید. متاسفانه هنوز در موطن عزیزمان، چشم انداز روشن و اراده محکمی برای این امر وجود ندارد. آری برای ساخت خودروهای برقی مطمئن تغییر رویکرد خودروسازان فربه شده از رانت و هلدینگ‌های عادت کرده به کسب آسان، بسیار دشوار است. حقیقتا این فرآیند، پروسه طاقت فرسایی است. اما، امر سلامت آب و هوا و جسم و جان هموطنان، ماموریت اصلی و رسالت هر حکومت و دولت مردمی است تا تلخی آلودگی غیر قابل مهار آینده نزدیک را بزداید.
پایان سخن آن است که سختی‌ها، همواره همراه ما هستند. آنگونه که خداوند در قرآن و در آیه چهارم سوره بلد، مکتوب نموده است: “راستى که ما انسان را در سختی و رنج و مشکل آفریدیم”. بهتر آن است که از استراتژی و تاکتیک تا تکنولوژی‌ها و کاربرد آنها، به گونه‌ای تنظیم شوند که این سختی‌ها نه با تلخی که با شیرینی توام شوند. بنابرین در یک جمله، مدل سازی ما در این نوشتار، دفع تلخ به سخت به جای دفع تلخ تر به تلخ می‌باشد.