روزنامه ایران ورزشی
1398/07/14
حواستان هست؟ چیزی از لیگ باقی نمانده!
فرشاد کاسنژادمسئولیت فراموش شده لیگ در قبال تیم ملی
حواستان هست؟ چیزی از لیگ باقی نمانده!
فهرست پیشین مارک ویلموتس در اوایل شهریورماه پیامی در خود داشت که در فهرست جدید نیز به رغم تغییرات در نام بازیکنان، آن پیام تکرار شده. فوتبال ایران البته به شنیدن این پیام عادت کرده است. لیگ برتر از بازیکنانی که توانایی نزدیک شدن به فهرست تیم ملی را داشته باشند، خالی شده. در فهرست پیشین ۱۳ تیم لیگ برتر بازیکنی در تیم ملی نداشتند و اینبار با دعوت از سه بازیکن سپاهان، تعداد تیمهایی که بازیکنی برای تیم ملی ندارند به ۱۲ تیم رسیده. پیشتر نیز نوشتیم اگرچه دوران شمردن بازیکنان تیمهای مختلف در تیم ملی سالهاست که تمام شده و این روش درستی برای بررسی فهرست تیم ملی نیست که ببینیم کدام تیم از لیگ برتر چند بازیکن در تیم ملی دارد اما اینکه از ۱۲ تیم لیگ برتر حتی یک بازیکن به تیم ملی راه پیدا نکرده، جریانی نگرانکننده را در لیگ برتر هشدار میدهد.
مارک ویلموتس مشغول بازسازی تیم ملی است. او در بازیهای آسانی مثل رویارویی با کامبوج فرصت خوبی برای آزمودن چهرههای جدید در اردو دارد. البته در کنار چهرههای جدید همچنان برای از دست نرفتن فرم تیم به بازیکنانی مثل مسعود شجاعی و اشکان دژاگه نیز متکی است. یک مربی یکباره قرار نیست تیم را دگرگون کند، بلکه برای تغییرات همچنان وابستگیاش به چهرههای قدیمی را حفظ میکند تا بتواند آرامآرام چهره تیم را تغییر دهد.
ابزار تغییر نسل و جوانگرایی اما بازیکن باکیفیت است، همان چیزی که سرمربی تیم ملی در ۱۲ تیم از لیگ برتر نشانی از آن پیدا نمیکند. فوتبال ایران اول باید این واقعیت را بپذیرد تا بعد درباره حل مشکلاتش فکر کند. در فوتبالی که مهدی قائدی به شماره ۱۰ استقلال تبدیل میشود، در فوتبالی که حسین کنعانیزادگان میخواهد جانشین جلال حسینی شود، یعنی خبری از کیفیت در پرورش بازیکنان جدید نیست.
وابستگی تیم ملی به لژیونرها موضوع جدیدی نیست اما در دورانی هستیم که نه فقط بازیکنان نخبه، بلکه حتی بازیکنان متوسط را باید از تیمهای درجه چندم اروپا به تیم ملی دعوت کنند. بازیکنان لیگ برتر حتی در اندازه لژیونرهای تیمهای درجه چندم در گوشهای از اروپا فرصت حضور در تیم ملی را ندارند. در واقع لیگ برتر توان و قدرت اقتصادی به کار گرفتن چهرههای فوتبال را ندارد و هر بازیکنی هر فرصتی را بیرون از ایران به بازی در متمولترین تیمهای لیگ ترجیح میدهد.
لیگ سال به سال محصول کمتری برای تیم ملی دارد، استقلال سراپا تغییر میکند اما از خیل بازیکنانی که استخدام میکند فقط یک سیاوش یزدانی با هزار اما و اگر به تیم ملی راه مییابد. همین نکته نشان میدهد که خریدهای استقلال چه کیفیتی دارند. استقلال فقط یک مثال است برای اینکه بدانیم فوتبال ایران در چه موقعیتی قرار گرفته. در گذشته استقلال خریدار بازیکنی بود که در تیم ملی جایگاهی داشت یا با چند بازی در استقلال چشم مربی تیم ملی را خیره میکرد. امروز استقلال به جایی رسیده که تیم ملی میتواند روی نام چهرههایش خط بکشد. این اگر نزول کیفیت نیست، چه معنای دیگری دارد؟ سپاهان که امسال شاید مهمترین مدعی قهرمانی در لیگ برتر است، بازیکن شاخصی برای ترکیب اصلی تیم ملی ندارد و نیازمند، منصوری و محبی بازیکنانی نیستند که در تیم ملی چهرههایی تأثیرگذار باشند. تراکتورسازی با تمام تمول و ثروت خود خریدار چند ملیپوش است و از خودش چیزی برای تیم ملی به ارمغان نمیآورد. شاید فقط پرسپولیس را بتوان همچنان باشگاهی دانست که چهرههای اثرگذار در تیم ملی دارد و این محصول پروژه چند سال اخیر قرمزهاست.
در لیگ ایران کسی ارزشی برای این بحثها قائل نیست. باشگاهها مسئولیتهای حرفهای خود را در قبال آینده خود از یاد بردهاند و تا روزی که چرخ باشگاهداری به شیوه امروز میچرخد، مسئولیتهایشان نیز فراموش شده باقی خواهد ماند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها

