جانسون هم سقوط مي كند مثل ترزامي

آرمان ملي- مرتضي رفيعي: تظاهرات و تجمعاتي که طي 5 سال گذشته به امري عادي در بغداد تبديل شده بود، طي روزهاي گذشته به طرز مشکوکي به خشونت کشيده شد، آن هم در آستانه اربعين حسيني که کربلاي معلا و جاده‌هاي منتهي به آن از شمال و جنوب ميزبان نزديک به 15 ميليون زائر عراقي و از کشورهاي مختلف جهان است. شروع اين تظاهرات، همانند سال‌هاي گذشته، به وضعيت معيشتي و رفاهي مرتبط بود، به‌طوري که اولين بار در سال 1394 تجمعات در اعتراض به فقدان برق کافي در ساعات گرم تابستان بود که معترضان با کولرهاي آبي اسقاطي دور ميدان التحرير در مرکز بغداد مي‌چرخيدند و شعار مي‌دادند، اما اعتراضات عراقي‌ها در تمام آن سال‌ها که عراق در جنگ عليه داعش نيز بسر مي‌برد و دولت اين کشور کنترل دستکم 5 استان را بين 30 تا 100 درصد در اختيار نداشت، به غير از يک مورد در سال 96، ‌هيچ‌گاه به خشونت کشيده نشد. اما حالا عراق از فصل گرماي طاقت فرساي تابستاني عبور کرده است و دولت عادل عبدالمهدي نيز هنوز در اولين سال مديريتش بر عراق است، اين سوال مطرح مي‌شود که دليل اين خشونت‌ها آن هم در آستانه اربعين حسيني چه مي‌تواند باشد؟ به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفت‌وگوي کوتاهي با علي بيگدلي، تحليلگر مسائل بين‌الملل انجام داده که در ادامه مي‌خوانيد:
با توجه به آنکه طي رزوهاي اخير برخي شهرهاي عراق وضعيت نسبتا متلاطمي را پشت سر مي‌گذارد، مشخصا چه کشورهايي با توجه به در پيش بودن اربعين از گل آلود کردن آب مطالبات اقتصادي- اجتماعي مردم عراق سود مي‌برند؟
مساله اربعين که در طي چند سال گذشته گسترش يافته به نوعي براي ايران نمايش قدرت قلمداد مي‌گرديد. اگر در حج حدود دو ميليون نفر شرکت مي‌کردند حال براي راهپيمايي اربعين حدود سه ميليون نفر از کشورهاي ديگر شرکت مي‌کردند. بنابراين چنين مساله‌اي براي ايران به نوعي نمايش قدرت قلمداد مي‌گرديد. از سوي ديگر هر چه بر تعداد اين جمعيت افزوده مي‌شد بر نفوذ ايران در عراق افزوده مي‌شد. بنابراين شايد عراقي‌ها به اين نتيجه رسيده بودند که حضور زوار ايراني از يک سو و آن مناطق و نيروهاي وابسته به ايران در عراق رفته رفته تا حدودي وضعيت حاکميت عراق را متزلزل مي‌کند. از اين بابت برخي از مقامات عراقي رضايتي نسبت به اين مساله نداشتند اما به دليل آنکه عراق نيازمند گاز و برق ايران بوده تمايل نداشتند وارد ماجراهاي تازه‌اي شوند و به همين اندازه بسنده مي‌کردند. از سوي ديگر مردم عراق از همان روزهاي سقوط صدام به دنبال زندگي بهتر بودند. عراق پنجمين کشور دنيا از نظر ذخاير نفت است بنابراين مردم اين کشور نبايد يک زندگي محقر را مخصوصا در برخي از مناطق همچون بصره داشته باشند در نتيجه بخش دوم آن نشان دهنده نارضايتي عراقي‌ها از بي‌کفايتي رهبران سياسي و اقتصادي خودشان است. همچنين اين نکته را نبايد فراموش کرد که کشورهايي همچون عربستان، آمريکا و برخي ديگر از شيخ نشين‌هاي خليج فارس در پي بهره‌برداري سياسي از وقايع عراق و دامن زدن به نارضايتي‌هاي مردم هستند. اين کشورها به دنبال آنند تا شعارها و نارضايتي مردم عراق را به سمت ايران منحرف نمايند. جالب اينجاست اين اتفاقات در مناطق شيخ نشين کليد زده شده است. از ديگر سو سخنان آيت‌ا... سيستاني به دليل آنکه ايشان در امور سياسي عراق دخالت نمي‌کنند ناچار بودند تا هر دو طرف را به نوعي راضي نگه دارند. بنابراين آنچنان که بايد و شايد اين مواضع نتوانست روي خشم مردم اثر گذار باشد. اين تحرکات فراتر از مطالبات مردم حرکت مي‌کند و سطح انتظارات مردم رفته رفته بيشتر از مطالبات اقتصادي مي‌شود. در نتيجه رهبران عراق نيز دچار دستپاچگي شده‌اند از ديگر سو نيز مسائل عراق جاي نگراني دارد. ايران به عنوان يک کشور همسايه حق دارد که نگران باشد.
چرا رسانه‌هاي سعودي در وقايع عراق به دنبال موج سواري و انحراف افکار عمومي مردم عراق به سمت ايران هستند؟


مشکل ايران و عربستان در حال حاضر خيلي قابل پيش‌بيني نيست. عربستان سعودي بر آتش اعتراضات مردم عراق مي‌دمد. اما آنچه که حائز اهميت بوده اين است که نيروهاي نظامي مردمي در عراق مي‌بايستي در وقايع اعتراضات مردم دخالت نکنند. چون برخي از اين دخالت‌ها مي‌تواند بر ميزان نارضايتي‌ها بيفزايد. آنچه در عراق به‌وقوع پيوست تصادفي نيست. حتي برخي از کارشناسان و تحليلگران بر اين نظرند که مقامات عراقي اين مسائل را به راه انداخته‌اند.
با توجه به آنکه از يک سو دونالد ترامپ در آمريکا با مساله استيضاح مواجه گشته و از سوي ديگر بوريس جانسون در بريتانيا با مجلس عوام بر سر مساله برگزيت درگير است. آيا اين مشکلات داخلي ترامپ و جانسون مي‌تواند به کاهش حضور لندن-واشنگتن در منطقه بينجامد؟
بعيد به نظر مي‌رسد اين گونه باشد. آنچه که در آمريکا عليه ترامپ و در بريتانيا بر عليه بوريس جانسون به‌وجود آمده است يک ديدگاه ايدئولوژيک است. برخلاف دو سال اول رياست جمهوري ترامپ که راست افراطي به شدت گسترش مي‌يافت ظرف حداقل 6 ماه گذشته حرکتش کند شده است به گونه‌اي که ناکامي‌هايي را در ديگر کشورها داشته است. در اتريش هم راست افراطي نتوانست به تمامي آرزوهايش برسد. در نتيجه به نظر مي‌رسد انديشه و ايدئولوژي ترامپ در آمريکا و جانسون در بريتانيا قطعا با ناکامي مواجه خواهد گشت. اگر جانسون قرار باشد با همين شيوه ادامه دهد و به دنبال تغييرات با اتحاديه اروپا نرود قطعا دچار همان سرنوشتي خواهد شد که «ترزا مي» ‌شد. بنابراين اين ديدگاه با ناکامي مواجه گشته است. از اين‌رو راست افراطي ديگر قابليت پذيرش در اروپا و آمريکا را ندارد. به همين دليل اين ناکامي در ونزوئلا جواب نداد، برزيل غفلتا از دست خارج شد. بايد از شکست جانسون خوشحال بود چون حرکات راست افراطي و حرکت‌هاي جانسون به نئوفاشيسم منتهي مي‌شد.