مارک ویلموتس باش


حمیدرضا عرب

حذف علیرضا جهانبخش یا نا‌آماده‌های استقلال (منهای وریا غفوری) و دیگر تیم‌ها گرچه تعریف و تمجید کارشناسان فوتبال را به دنبال داشته و خواسته اهالی فن هم همین است که همواره پیراهن تیم ملی در اختیار مردانی قرار بگیرد که در فرم بدنی مناسبی قرار دارند اما این رویه نباید موجب غفلت مارک ویلموتس از مأموریت اصلی شود.
 فوتبال ایران با کارلوس کی‌روش همواره دو چهره متفاوت داشت. کی‌روش تیمی ساخته بود که اگر بازی دفاعی‌اش به اصطلاح می‌گرفت حتی تیم‌هایی همچون اسپانیا و آرژانتین را هم به چالش می‌کشید و از این اقبال برخوردار بود که با تیم ملی پرتغال هم مساوی کند و از نیجریه تنومند نیز امتیاز بگیرد. او با تفکری برپایه دفاع تیمی و از دست ندادن انسجام دفاعی تیمش را وارد بازی‌های بزرگ می‌کرد اما همان تفکر و همان تیم که در برهه‌ای با اندک تغییرات نفری هم مواجه بود، هرگاه مقابل تیم‌های با سرعت بازی بالاتر و خوش اشتها‌تر قرار می‌گرفت با بن‌بست تاکتیکی مواجه می‌شد.


 نمونه‌اش بازی با تیم ملی عراق در جام ملت‌های    2015 استرالیا یا جام ملت‌های 2019 امارات بود. تیم کی‌روش در هر دو جام مقابل تیم‌هایی تن به شکست داد که فوتبالی منطبق بر بازی رو به جلو، پاس‌های کوتاه و انتقال سریع به خط حمله را در دستور کار خود قرار می‌دادند. کی‌روش به رغم آنکه دفاع شدیدی را در دنیای فوتبال پدید آورده بود و حتی قادر بود از بازیکنان متوسطی همچون بیک‌زاده، خانزاده و پولادی مدافعان ایده‌آلی پدید آورد یا رحمان احمدی را به اول‌مرد تیمش در بازی‌های منتهی به صعود به جام جهانی برزیل بدل سازد اما به همان اندازه نیز در ساختن بازیکنانی که عیار هجومی قابل توجهی داشته باشند ناتوان بود و حتی از بدو حضور در تیم ملی تا آخرین روزها آرام، آرام نسل فانتزی‌باز (جباری، زندی، کریمی و محمد نوری) را از تیمش طرد کرد و تنها تک‌ستاره‌هایی همچون مسعود شجاعی که تا حدی از این خصیصه برخوردار بودند را تا روز آخر درکنار خود داشت. دکترین کی‌روش می‌طلبید که تاکتیک‌های تیمش را بر این پایه استوار کند و تا سرحد جان نیز برای رسیدن به این مهم تلاش کرد تا جایی که هر عنصر فانتزی و محرکی که بیننده را به وجد آورد از ترکیبش دورنگه داشت، تا عمر مربیگری‌اش در فوتبال ایران به نقطه‌ای برسد که در جام جهانی روسیه نیز سکان هدایت تیم ملی را در دست داشته باشد.
از خاطر نمی‌بریم آن شکست مقابل بوسنی را که اشک از چشمان بازیکنان ملی هم جاری کرد که شاید اگر تیم ملی به درستی آموزش داده می‌شد و همواره یک بعدی به میدان نمی‌رفت، آن شکست و تلخ‌کامی در تاریخ فوتبال ایران به ثبت نمی‌رسید. البته کی‌روش در به وجود آوردن چنین تیم پرمغز و پرتوانی در فاز دفاعی شایسته تقدیر است اما مهر ناتوانی تا همیشه بر پیشانی او باقی ماند که هرگز نتوانست تعادل مناسبی میان بازی دفاعی و هجومی ایجاد کند که اگر می‌کرد شاید جاودانه مرد تاریخ فوتبال ایران لقب می‌گرفت. آن هم با نتایج خیره‌کننده و شگفت‌آور.
حالا فوتبال ایران وارد کارزار تفکرات مارک ویلموتس شده و ساده‌لوحانه است که پیروزی مقابل تیم‌های درجه 4 را برداشتی قطعی از تحولات در تیم او بدانیم. مارک ویلموتس روزی محک خواهد خورد که در بزنگاه‌های مهم مقابل تیم‌های بزرگ قرار بگیرد. برای ویلموتس دو هدف و برنامه را متصوریم. حفظ انسجام دفاعی دوران کی‌روش و افزودن عیار هجومی مناسب به مجموعه تحت فرمانش. ویلموتس خود در زمانی که بازیگر بود بازی در پست‌های هجومی را به وضوح در میدان بازی لمس کرده و بعید است که فوت و فن ساختن تیمی با این خصوصیات را نداشته باشد. نسل کنونی فوتبال بلژیک نیز به لحاظ شکل بازی، فوتبال‌دوستان در دنیا را به راحتی سیراب می‌کنند. او از کشوری آمده که به واقع اکنون یکی از قابل احترام‌ترین تیم‌ها در فاز هجومی را در اختیار دارد اما شاید آنچه به بلژیک نیز در جام جهانی گذشته لطمه زد در نهایت فقدان موازنه در فاز هجومی و دفاعی‌اش بود. وضعیتی که انتظار نداریم در دوران مربیگری ویلموتس نیز به وجود آید و از او تیمی می‌خواهیم صاحب سبک هم در دفاع و هم در خط آتش.