آیا تعدد جشنواره‌های تئاتری، توانسته است به جامعه تئاتر و هنر نمایش کمک کند؟ در حسرت دهه طلایی تئاتر

فاطمه امین‌الرعایا
«جشنواره استانی تئاتر...»، «جشنواره تئاتر دانشگاهی...»، «جشنواره تئاتر خیابانی...»، «جشنواره تئاتر فجر» و... هر روز در گوشه‌ای یک جشنواره برای تئاتر برگزار می‌شود که از قضا تعدادشان کم هم نیست. از آن سو جشنواره‌های تازه‌ای هم فراخوان منتشر می‌کنند، جشنواره‌هایی که قرار است تاثیرگذار باشند اما تعددشان هم اهالی تئاتر و هم مخاطبان را سردرگم می‌کند. گرچه نفس وجود جشنواره امری بدیهی و ضروری است اما پرسش مهم این است که این همه جشنواره‌های گوناگون و رنگارنگ چقدر توانسته به نمایش و جامعه تئاتر کمک کند؟
در تمامی رشته‌های هنری، ما با مشکلی به نام تعدد جشنواره روبه‌رو هستیم، تئاتر هم از این ماجرا مستثنی نیست. هر جشنواره برای خودش هدف‌گذاری‌های خاصی دارد که همان هم در بعضی موارد با جشنواره‌های دیگر همپوشانی دارد. البته بر هیچ کس پوشیده نیست که وجود جشنواره‌ها امری ضروری است اما چقدر این رویدادها در دستیابی به اهداف اصلی خود که همان کشف استعداد و معرفی بهترین‌ها به جامعه هنری و مخاطبان است، موفق عمل کرده‌اند؟ رضا بهرامی که تا همین چند روز پیش نمایش تاثیرگذار و موفق «کریملوژی» را در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه داشت، معتقد است جشنواره‌ها به دلیل برخی سیاستگذاری‌های نادرست به بی‌راهه رفته است. او در گفت‌وگو با «ابتکار» می‌گوید: جشنواره در جامعه ما یک ویترین است که البته خاصیتش را از دست داده. جشنواره باید برگزار شود تا برخی افراد خلاق و با استعداد در آن کشف شوند اما از آنجا که ما فقط به جشنواره به عنوان یک ویترین نگاه می‌کنیم، فرآیند کشف استعداد رخ نمی‌دهد. افرادی هم که آثار خلاق می‌سازند، در این ویترین گذاشته نمی‌شوند و در معرض دید منتقدان، کارشناسان و کمپانی‌ها قرار نمی‌گیرند تا از آنها استفاده شود. جشنواره‌های ما مثل مدیریت غلط‌مان به صورت تک‌بعدی، از قبل تعیین‌شده و پیش‌بینی ‌شده هستند و به همین دلیل اثرگذاری‌شان را در سال‌های اخیر از دست داده‌اند.
او ادامه می‌دهد: به جای آنکه هر روز جشنواره‌ها پربارتر برگزار شوند، هر سال بسیار کم‌بارتر از دوره‌های گذشته ظاهر می‌شوند. در سال‌های اول برپایی یک جشنواره آن را به صورت بین‌المللی برگزار می‌کنند اما به دلیل مدیریت ضعیف، بعد از چند سال همان جشنواره بین‌المللی تبدیل به یک جشنواره کشوری می‌شود و پس از چند سال می‌‌شود یک جشنواره بی‌رمق که تنها از چند گروه شهرستانی برای شرکت در آن دعوت می‌کنند تا تنها بگویند جشنواره‌ای برگزار می‌شود و ویترینی هست! اما به این توجه نمی‌کنند که پایه این ویترین خراب شده و در حال افتادن است.


اختلاف‌نظرهای مخرب در برگزاری جشنواره‌ها
یکی از مهم‌ترین مزیت‌های جشنواره‌ها، ویژگی رقابتی بودن آنها است که گروه‌ها را به سوی تلاش و تمرکز بیشتر بر اثرشان سوق می‌دهد، اتفاقی که این روزها به دلیل برخی سیاستگذاری‌ها کمرنگ شده و گروه‌ها دیگر رقبت چندانی هم به شرکت در این رقابت‌ها ندارند. کارگردان کریملوژی با بیان اینکه رقابت در جشنواره‌ها باعث رشد و ایجاد خلاقیت در آثار می‌شود، می‌گوید: متاسفانه موضوع رقابت در جشنواره‌ها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و همین باعث شده که ما اتفاقات رخ داده در برخی اختتامیه‌های جشنواره‌ها را درک نکنیم. گویا برخی فقط به دنبال برگزار کردن جشنواره هستند و می‌خواهند بگویند جشنواره داریم! هر روز هم جشنواره تازه‌ای به راه می‌افتد. اما خروجی چیست؟ شما یک ویترین ساخته‌اید که پایه‌اش خراب است، زیر پایه این ویترین آجر گذاشته‌اید که هر لحظه ممکن است فرو بریزد. اول باید پایه این ویترین درست شود و بعد نورپردازی درستی برایش صورت بگیرد تا آثاری که در آن به نمایش در می‌آید جذاب باشند و حرفی برای گفتن داشته باشند. جشنواره‌ها حتی وظیفه ویترین بودن را هم به درستی انجام نداده‌اند. جشنواره فجر که مهم‌ترین جشنواره تئاتر کشوری است، هر سال با چه میزان اختلاف سلیقه برگزار می‌شود؟ اختلاف سلیقه‌ای مخرب که منجر به نابودی بنیه اصلی جشنواره می‌شود.
سالیان طولانی است که جشنواره‌های متعددی در کشور برگزار می‌شود که با نقاط ضعف بسیاری هم همراه بوده‌اند اما آیا هیچ‌کدام از این جشنواره‌ها دستاوردی مثبت نداشته‌اند؟ بهرامی می‌گوید: نمی‌توان منکر دستاوردهای مثبت شد اما تعداد آنها در سال‌های اخیر بسیار کم است. او با اشاره به دستاوردهای جشنواره‌های تئاتر در دهه 70 می‌افزاید: اگر به جشنواره‌های دهه 70 نگاهی بیندازیم متوجه خروجی‌های مثبت آن دوره‌ها خواهیم شد، جشنواره‌هایی که از دل آن‌ها افرادی مثل نادر برهانی مرند، حسین کیانی، کوروش نریمانی، محمد یعقوبی بیرون می‌آمد و مخاطب هم آنها را دنبال می‌کرد و منتظر بود تا این افراد کار کنند. اما امسال چه از میان تماشاچیان و چه از میان دست‌اندرکاران حوزه تئاتر چند درصد منتظر روی صحنه رفتن آثار افراد منتخب هستند؟ چقدر سیاست قدیم زیبا بود که پس از ارائه متن‌ها، آثار بازبینی می‌شدند و بعد در جشنواره شرکت می‌کردند. آن زمان منتظر بودیم که آثار شرکت‌ کننده در جشنواره به اجرای عمومی برسند و دوباره آنها را ببینیم.
خودمان به خودمان آسیب زدیم!
اما آیا می‌توان تمام مسئولیت‌ها را بر دوش مسئولان انداخت؟ چقدر اهالی تئاتر در شرایط ایجاد شده تعیین ‌کننده بودند؟ بهرامی می‌گوید: مهم‌ترین آسیبی که به تئاتر زده می‌شود در ابتدا به اهالی تئاتر برمی‌گردد. ما خودمان به تئاتر ضربه می‌زنیم و بعد مسئولان. ما هستیم که این خوراک را به مدیریت می‌دهیم و مدیریت آن را به ما برمی‌گرداند. تنگ‌نظری‌ها، بخل، حسادت و بی‌سوادی ... اینها آسیب‌های تئاتر هستند. متاسفانه اخیرا درهای حوزه تئاتر به آسانی به روی هر کسی باز شده و هر کسی به سادگی می‌تواند تئاتر کار کند. فردی به تماشای نمایش می‌آید و با دیدن این آثار ضعیف به خودش می‌گوید من هم می‌توانم مانند این‌ها را بسازم. و بعد با تزریق پول به بخش خصوصی که مثل قارچ هم رشد کرده‌اند، کارگردانی می‌کند. بعد همین افراد به خودشان جرئت اظهارنظر هم می‌دهند! گویا هر چقدر آدم‌ها در این حیطه پولدارتر باشند، جایگاه بالاتری دارند! متاسفانه هنر ما به «بفروش» بودن رسیده است. انگار وقتی پولدار باشی بیشتر می‌توانی در ماجرا دخیل باشی. اما کسی که پول ندارد و سال‌ها است خاک صحنه می‌خورد باید به سختی خودش را معرفی کند.
سیاستگذاری‌ها اصلاح شوند
مشکلات و نقاط ضعف وجود دارند، اما با نادیده گرفتن یا تکرار آنها نمی‌توان در مسیر درست پیش رفت. باید به دنبال چاره‌ای بود تا وضعیت آشفته ایجاد شده در جشنواره‌های تئاتر در چند سال اخیر را سامان داد. بهرامی دراین‌باره می‌گوید: جشنواره جایگاهی است برای کشف استعداد و حضورش ضروری است. نمی‌توان آن را حذف کرد. موضوع این است که سیاست برگزاری این جشنواره‌ها نادرست است. ما باید سیاستگذاری درستی برای جشنواره‌ها داشته باشیم. یکی از مهم‌ترین موضوعات در این میان این است که برخی از مدیران و مسئولان احساس می‌کنند ما با نظام مشکل داریم، در حالی که اصلا چنین نیست. اتفاقا این خیلی دردآور است! کجای اینکه ما بگوییم بچه‌ها در خیابان مشغول گدایی هستند، موضوعی سیاسی است؟ آن وقت کسانی که در شورای نظارت جشنواره‌ها حضور دارند که پس از خواندن متن‌های ما، این مسائل را حذف می‌کنند! سوال من این است، شما مگر در این جامعه زندگی نمی‌کنید؟ واقعا شرایط بد اقتصادی به شما فشار نمی‌آورد که وقتی کسی می‌گوید شرایط اقتصادی بد است، آن را حذف می‌کنید؟ این معضل جامعه ما است.
او ادامه می‌دهد: رسالت هنرمند و هنر تلنگر زدن است. ربرتو چولی برای جشنواره فجر به ایران آمده بود و می‌گفت شورایی در دولت‌شان هست که هر چند وقت یک‌بار هنرمندان را جمع می‌کنند و از آنها می‌خواهند که بگویند چه اتفاقاتی در جامعه رخ می‌دهد تا بتوانند به سرعت ناهنجاری‌ها را شناسایی و با آنها مقابله کنند. اما اینجا گویا روند معکوس است، اینجا برخی مسئولان نمی‌گذارند هنرمند کار کند. بعد می‌بینیم که گروه‌ها مجبور می‌شوند نمایشنامه‌های قدیمی خارجی را کار کنند که بیشترشان درباره خیانت است. مشکل کشور ما در حال حاضر خیانت است؟ این کار ترویج روش غلط زندگی انسانی است! این چه فرهنگی است که با این متن‌های خارجی در جامعه ما رواج داده می‌شود؟ آن وقت وقتی می‌خواهیم درد جامعه خودمان را بگوییم می‌گویند نه! باید سانسور شود! خب طبیعی است در این شرایط که متن‌های خوب نمی‌توانند به جشنواره‌ها راه پیدا کنند، استعدادها کشف نشود، بنابراین افراد استعدادشان را عقیم می‌کنند و به این سمت می‌روند که کار نکنند. آن وقت فضا برای افرادی که با پول وارد تئاتر شدند باز می‌شود. برای این افراد این مسائل اصلا مهم نیست. آنها تفکری درباره تئاتر ندارند.
بهرامی می‌گوید: چند روز پیش به یک نمایشنامه‌خوانی در یک سالن خصوصی رفتم. از قبل هم گفته بودند که این متن، متنی از یک نویسنده روسی است و... آن وقت فاجعه را ببینید! در نمایشنامه‌خوانی یک متن روسی که درباره حزب کارگر حرف می‌زند و همه با لحن‌های خاص کلاسیک صحبت می‌کنند، خود کارگردان که از قضا بازی هم می‌کند، با لهجه ترکی به جای یک شخصیت حرف می‌زند! این درد را به چه کسی بگوییم؟ آخرش هم یک مانیفست می‌دهند که «من اجرا را تقدیم می‌کنم به کسانی که اسیر بیماری سرطان هستند، اکبر حسنی، حسن اکبری، نمی‌دانم اسمش چیست!» شما هنوز اسم هم‌صنف‌تان را نمی‌دانید! این یعنی تئاتر ما دچار مشکل شده است! این قطعا نشان از ورود پول‌های بدون اندیشه است! این فاجعه‌ای است که تئاتر ما امروز دچار آن شده است.
اگر ما حرف نزنیم، تتلو حرف می‌زند!
بهرامی با درخواستی از مسئولان ادامه می‌دهد: بگذارید شفاف بگویم؛ ما در مملکتی زندگی می‌کنیم که اسمش جمهوری اسلامی ایران است، یعنی شرایط، قرارداد، مقررات و قوانین این جامعه را پذیرفته‌ایم پس ما آدم‌هایی نیستیم که از خارج از کشور آمده باشیم و بخواهیم کشورمان را تخریب کنیم. ما می‌خواهیم درد خانه‌مان را بگوییم. این به معنای این نیست که ما بخواهیم کار سیاسی کنیم! مسئولان اجازه بدهند درد جامعه دیده شود. به جای سانسور، با هنرمند هم‌قدم شوند و بگذارند در جامعه اتفاق درستی رخ بدهد. آینده بچه‌های ما قرار است به کجا کشیده شود؟ کار هنرمند این است که آگاهی‌بخشی کند. اگر ما حرف نزنیم، افرادی مثل تتلو تاثیرگذار می‌شوند.
شاید بد نباشد سیاستگذاران تئاتر کشور و برگزارکنندگان جشنواره‌های گوناگون با نگاهی به گذشته بازتعریفی در برگزاری این رویدادها داشته باشند تا شاید بتوان در شرایطی که کشور با مشکلات متعدد اقتصادی مواجه است، با هدف‌گذاری‌های درست، سرمایه ملی کشور را چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی حفظ کنند تا اتفاقات بهتر و تاثیرگذارتری در تئاتر و به دنبال آن در جامعه رخ دهد.
سایر اخبار این روزنامه
آیا تعدد جشنواره‌های تئاتری، توانسته است به جامعه تئاتر و هنر نمایش کمک کند؟ در حسرت دهه طلایی تئاتر جلال خوش‌چهره فرصت‌های از‏دست‏رفته در عراق تاثیر «شاخص فلاکت» بر معیشت مردم بررسی شد! اقتصاد ایران روی سکوی چهارم! نتایج وهن قانون با تکرار بی‏قانونی برای جامعه چیست؟ قانون‌هایی برای زیر پا گذاشتن نادر سخا: بهبود و داخلی‌سازی پلتفرم برق و الکترونیک خودروها توسط کروز «ابتکار» از پیامدهای فساد سیاسی در جامعه گزارش می‌دهد سیاست در دام فساد دلایل چندوجهی خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه بررسی شد خروج از جنگ یا معامله؟ معاون اول رئیس‌جمهوری: طرح آمریکایی‌ها با شکست مواجه شده است ظریف: ترور بیولوژیک تخت‌روانچی را تکذیب می‌کنم امیر سرلشکر موسوی: هر تهدیدی را در هر سطحی با قدرت پاسخ خواهیم داد رئیس سازمان انرژی اتمی: ظرف دو یا سه هفته آینده از زنجیره ۳۰ تایی IR۶ رونمایی می‌شود موسوی: اتفاقات اخیر در عراق تاثیری بر راهپیمایی اربعین نخواهد داشت