نگاه قرون ‌وسطایی به دهداری، به فوتبال

واکنش به یادداشت عجیبی که برد پرگل مقابل کامبوج را غیراخلاقی خوانده بود
نگاه قرون ‌وسطایی به دهداری، به فوتبال

ابراهیم ترک اوغلان



حالا که تنور داغ است، بچسبانید. بله شما هم بچسبانید. شما شاطران قهار روزگار هم خمیرتان را بچسبانید. یاالله. بلکه نانی بر بدن بزنید. فطیری. چیزی. حالا که تنور داغ است خودتان را بچسبانید به تنور اما حالی‌تان باشد که اگر همین الان پرویز دهداری -‌همین الان، باز می‌گویم همین الان‌- سر از قبر دربیاورد، بیشتر از آنکه از فضای مغشوش و واژگون و فاسد فوتبالفارسی حالش خراب شود، از دست شماها بدحال خواهد شد که یک عمر است دارید از او اسطوره‌ای معکوس می‌سازید. آنگاه باید بیش از آنکه از اتفاقات حضور زنان در آزادی خوشحال یا بدحال بشود، از دست شماها ستایشگران یکطرفه‌اش، پریشان‌خاطر گردد و سر بگذارد به بیابان. از دست شما که قاتل تاریخ هستید و تاریخ را به نفع خود مصادره کرده‌اید و می‌کنید همیشه. همیشه و پیوسته. این نیز بستگی به فقدان‌های فرهنگی و اجتماعی ما دارد که کودکانه می‌خواهیم از آن مرد واقع‌گرا، اسطوره‌ای خیالی بسازیم و بیندازیم وسط هذیان‌گویی‌های خودمان. اینکه هر کس از راه برسد مانیفست دهداری را بر اساس علایق خود «گریس‌کاری» کند. همان دهداری که مردی متوسط‌القامه اما بلندپرواز و مهرورز و از مردان آرمانگرای دهه شصت ایران بود و تفکراتش -‌اگر الان زنده بود‌- بر اساس نیازها و مقتضیات روز، تغییر کرده بود لابد. همچنان که اندیشه‌های او از دهه سی  -که تمایلاتی به چپ کلاسیک داشت‌- در دهه شصت به دین‌گرایی توأم با انسان‌گرایی و وطن‌گرایی، صیقل خورد. همچنان که اگر تختی هم زنده بود بخش اعظمی از تفکرات و کردارهایش اکنون تغییر یافته بود. این نگاه قرون‌ وسطایی که هر کس به هر تیمی بیشتر گل بزند ناجوانمردانه است و ریشه در آبشخور تفکرات مساویت‌طلبانه دهداری‌ها دارد واقعاً یک نگرش مرتجعانه ژورنالیستی است. ول‌مان کن بشر! شما آقای دهداری را نشناختید که این همه قصه‌های پاره پوره ازش نقل می‌کنید. از قضا خود آقای دهداری یک آدم به‌شدت افراطی در طلب پیروزی بود. موضوعاتی مثل برخورد با کرمانی‌مقدم به خاطر تحقیر حریف و این قبیل خاطرات اساطیری -‌که در طول این دو سه دهه، بسیار دفرمه و اگزجره شده است ربطی به تعداد گل‌های دو رقمی یک تیم پیروز ندارد. درد پرویزخان ارتقای یک فوتبال انسانی بود که در آن هیچ تحقیری صورت نگیرد اما جوان‌ها در میدان، به گرگ تبدیل شوند. این جمله یادتان هست؟ یا شما هم خاطره ‌دزدی می‌کنید؟ در همان روزهای سال‌های میانی دهه شصت که دهداری گفت «من 11 بازیکن گرگ می‌خواهم» نازک‌ خیالانی مثل شما بهش حمله بردند که چرا مقدم ملکوتی انسان را پایین آورده‌اید؟‌! نه برادر من. دهداری مخالف زیاد گل زدن نبود. اگر از جای دیگری سوخته‌اید بهانه نیاورید. عین این است که بگوییم او اگر مربی حمید سوریان بود نمی‌گذاشت از هیچ حریفی بیشتر از دو امتیاز بگیرد. اصلاً فلسفه فوتبال در این صورت از بین می‌رفت. شما فیرپلی را با عقده‌گشایی اشتباه گرفته‌اید. این نگاه‌های دهه شصتی رمانتیک، هیچ راه چاره‌ای برای مبارزه با پلشتی‌های فوتبال امروز نیست. اینکه قصه‌ای سوزناک از داستان دهداری درست کنیم ربطی به ناکامی‌های اجتماعی ما ندارد. مرتضی اکنون‌ -حّی و حاضر‌- زنده است بپرسید ببینید کی در مقابل حرف دهداری گریه کرد؟ داستان‌سرایی‌های شما هیچ دردی از فوتبال ما دوا نخواهد کرد. جز اینکه نشان دهد هیچ چیز از معادلات پیچیده این فوتبال حرفه‌ای درک نمی‌کنید و قلب‌تان در دهه‌های دور تاریخ، ایست کرده و جامد شده است. اگر خیلی‌ خیلی دنبال آرمانگرایی در فوتبالید، یک بار هم در سرمقاله‌هاتان بنویسید چرا این همه فساد و واژگونگی، فوتبال این مملکت را فرا گرفته است. یک نگاه جدی غیررمانتیک به جامعه‌شناسی این فوتبال مغشوش بیندازید و ببینید چرا تفکرات دهداری‌ها به این زودی در این مملکت دفرمه و دفن شد. چرا این همه اثیری و غیرقابل تحقق، نشان می‌دهید تفکرات آن مرد نازنین را. او نیز قهرمانی ساده و سختکوش از مردمان این مملکت بود که از دست خیالبافان و مرتجعان دق کرد. روانشناسی خود آقای دهداری با توجه به آرمان‌ها و مشخصه‌های دهه شصت، مقال دیگری می‌طلبد. عجالتاً با قصه‌های پروار شده مرتضی کرمانی مقدم‌ها، این شیرینی کوچک را بر زنان استادیوم‌روی ما زهر نفرمایید.



کرمانی‌مقدم: اگر پرویز دهداری بود، نمی‌گفت چرا 14 گل زدید!
برد پر‌گل ایران مقابل کامبوج واکنش‌های متفاوتی به دنبال داشت، ولی یکی از عجیب‌ترین آنها نقدی بود که آن را نشانه تحقیر حریف و دور از اخلاق دانست. دیروز یکی از روزنامه‌ها در یادداشتی به انتقاد از این برد پرگل پرداخته و بازی ایران - نپال در سال 1366 با هدایت مرحوم دهداری را مثال زده که این مربی فقید برای جلوگیری از تحقیر حریف، کرمانی‌مقدم را از زمین بیرون کشید. بهترین کسی که می‌تواند اتفاقات آن بازی را بازگو کند، خود کرمانی‌مقدم است. مهاجم سابق تیم ملی غیراخلاقی بودن این برد را قبول ندارد و گفت: «من اصلاً ایرادی نمی‌بینم که بچه‌های ایران 14 گل زدند. فوتبال همین است. قوی و ضعیف است. شاید کامبوج هم پس از این باخت برود و قوی‌تر شود. هیچ مشکلی نیست.» او شرایط دیدار معروف با نپال را اینطور شرح داد: «زمانی که ما از تیم نپال سه، هیچ جلو بودیم، من با مجید نامجو‌مطلق گوشه زمین شروع کردیم به دریبل زدن یک بازیکن نپال و او را اذیت می‌کردیم. بعد از این اتفاق، آقای دهداری من را بیرون کشید و ده نفره بازی را ادامه دادیم. او بعد از بازی به من گفت شاید خانواده آن بازیکن اینجا بودند و شما داشتید مسخره‌اش می‌کردید. این یک درس اخلاق بود از استاد دهداری برای ما.» کرمانی‌مقدم اضافه کرد: «این مسأله اصلاً ربطی به تعداد گل ندارد. اگر 20 تا هم می‌شد باید به حریف گل بزنیم. آقای دهداری اگر ما 7 ، 8 گل هم می‌زدیم، نمی‌گفت نزنید. از آن حرکت ما ناراحت شد چون داشتیم بازیکن را تحقیر می‌کردیم. این را با زدن گل‌های زیاد مقایسه نمی‌شود کرد.» مهاجم سابق پرسپولیس ادامه داد: «من با آن اتفاق درس گرفتم که نباید تحقیر کرد. در ابتدا از صحبت‌های آقای دهداری تعجب کردم و شوکه شدم. بعد که به من دلیل کارش را گفت، گفتم خوب شد نامجو را بیرون نکشیدی که 9 نفره شویم (با خنده) اما به هر حال برای من یک درس بزرگ شد. با این حال گل زیاد زدن ربطی به این ماجرا ندارد.»