چون‌که صد آمد نود هم پیش ماست

سعید اصغرزاده روزنامه‌نگار وقتی عفت تجارتچي در‌سال 1318به عنوان نخستين خلبان زن ايراني با یک هواپيمای شخصي پرواز كرد، شايد بنابود راه را ‏براي ديگر زنان کشورش باز كند تا فارغ از جنسیت، بتوانند همچون مردان، هدایت کابین خلبان را برعهده بگیرند. اما تقدیر به ‏گونه‌ای دیگر رقم خورد. خلبانی زنان در دوران بعدی ایران، نیازمند تغییر نگرشی بود به انسان معاصر. نگرشی که از پیش ‏قضاوت نمی‌کند و عدالت را برای همه می‌خواهد.‏
خوشبختانه این روزها بالاخره دارد آن تغییر نگاه رخ می‌دهد. بخشی از جامعه که هویتش غیرقابل انکار است و در کانون‌های ‏بحران و حادثه همواره اثرآفرین بوده، حالا دارد خود را فارغ از شعار و احساس (و سوءاستفاده جریانات مختلف)، در صحنه‏های گوناگون مشارکت فعال می‌کند. چه مشارکت سیاسی باشد چه اجتماعی و چه اقتصادی و فرهنگی. آنها همواره از نخستین و ‏سخت‌ترین آزمون سربلند بیرون آمده‌اند. موضوعی که گاه مخالفان در مورد آن گریبان دری می‌کنند؛
نهاد خانواده.‏
‏ زن ایرانی چه سنتی و چه مدرنش همیشه انسان‌ساز بوده است. حالا اما گذر از گردنه‌های صعب‌العبوری آغاز شده که در میان وعده‌های این سال‌ها شاهد به ثمر نشستن برخی از ‏موارد هستیم. یکی از دستاوردهای زنان که این روزها بیشتر جلب توجه می‌کند خلبانی است. یکی از شغل‌های پرخطر و ‏استرس‌زا در دنیا. در گذشته‌های دور اغلب خلبانان مرد بودند، اما با گذشت زمان و پیشرفت حقوق زنان در جهان، زنان زیادی ‏ به این حرفه روی آورده‌اند.


امروزه زنان به‌عنوان خلبان، مهماندار و کمک خلبان در خطوط هوایی مشهور مشغول ‏هستند و جالب این‌که معتمد مسافران و قابل اطمینان‌شان.
امروز دیگر مشاغل تعاریف سنتی خود را از ‏دست داده‌اند. انجمن بین‌المللی خطوط هواپیمایی زنان خلبان جهان تخمین زده است که از بین 130هزار خلبان در سراسر جهان ‏حدود ۴۰۰۰ نفر از آنها زن هستند.
این زنان درحال یافتن راهی برای فردایی جدید هستند و حالا ایران ما در این بین 6خلبان ‏زن دارد. البته موضوع را با تبعیض جنسیتی نباید خیلی ارتباط داد. حضور کمرنگ زنان تا حدی به دلیل تبعیض‌های ‏جنسیتی است، اما یک دلیل هم در این موضوع تاثیرگذار است.
در تحقیقی که در‌سال ۲۰۱۰ روی ۱۵۷زن خلبان انجام شد، ‏بسیاری از آنها هزینه‌های بالای دوره‌های آموزش خلبانی را مانعی برای حضور زنان در این عرصه عنوان کرده‌اند. زنان ما ‏تا دست‌شان بخواهد درون جیب‌شان برود، کار دارد، چرا که قوانین اشتغال و کار چندان عادلانه چیده نشده‌اند و با این‌همه هستند زنانی ‏که کارآفرین‌اند و بسیاری از مردان و مردم را بر سر کار
می‌گذارند.‏
در حال حاضر نزديك به 20 نفر درحال طي دوره‌هاي آموزشي هستند؛ آن‌هم در وضعيتي كه به‌دليل خارج شدن آموزش ‏خلباني از كنكور سراسري و محدود شدن آن به آموزشگاه‌هاي آزاد، هر كدام به‌طور متوسط، براي طي دوره خلباني مبلغي ‏حدود ده‌ها ميليون تومان هزينه مي‌كنند؛ در شرايطي كه با دريافت گواهينامه پرواز نيز در داخل كشور بازار كار ندارند. این ‏هزینه‌ها باری است بر دوش کشور. شاید باید قانون‌گذار و مجری قانون، قدری به مناسب‌سازی فضا برای حضور جدی‌تر ‏بانوان در عرصه‌های خدماتی ومعیشتی بپردازند.