داستان خانه پدری!

امین فرج‌پور | درست فردای روزی که یکی از رسانه‌ها با تیتر «رونق آثار بدیل سلمان رشدی در سکوت و انفعال وزارت ارشاد/ چرا الیف شافاک یک پروژه‌ فرهنگی-سیاسی است؟» این نویسنده را نواخت، رسانه‌ها خبر از لغو مجوز نشر و توزیع دو کتاب از الیف شافاک، نویسنده پرخواننده و پرطرفدار ترک دادند: «شرم» با ترجمه صابر حسینی (مروارید) و «ناپاک‌زاده استانبول» ترجمه فرناز گنجی و محمدباقر اسماعیل‌پور (آسیم).
کتاب‌هایی که در اصل یک کتاب با دو نام متفاوت هستند و البته پیشتر با ترجمه‌های دیگری منتشر شده بودند. موضوعی که لغو مجوز این آثار را تا حد زیادی با ماجرای توقیف سه‌باره فیلم خانه پدری پیوند می‌دهد. این روزها را باید روزهای سختگیری بر آثاری خواند که بعد از گذر از مراحل و موانع قانونی و عبور از فیلترهای وزارت ارشاد دوباره به خوان اول بازگشته‌اند.
شرم و ناپاک‌زاده
شرم با نام انگلیسی «حرامزاده استانبول» دومین اثر الیف شافاک به زبان انگلیسی است که تاکنون بیش از 700‌هزار جلد از آن به فروش رفته است. شافاک در این رمان داستان آسیه کازانچی را روایت می‌کند که با اقوام دورش در استانبول زندگی می‌کند.


در خانواده‌ای که به‌خاطر یک نفرین مرموز خانوادگی، تمام مردانش در 40‌سالگی می‌میرند. شافاک در این رمان خانواده‌ای را به نمایش می‌گذارد که مرگ مردانش آن را زنانه کرده. خانواده‌ای متشکل از زلیخا، مادر زیبا و سرکش آسیه که یک دکان خالکوبی را می‌گرداند؛ بانو، که به تازگی پی برده که غیب‌بین است و فریده، یک آدم خیالاتی که نگران فاجعه‌ای قریب‌الوقوع است. وقتی که آرمانوش، دخترعمه ارمنی- آمریکایی آسیه نزدشان می‌آید، اسرار پنهان قدیمی خانواده، مرتبط با گذشته خشونت‌آمیز ترکیه آشکار می‌شود....
«شرم» البته نه فقط در ایران که در خود ترکیه هم جنجالی شده است، آن‌هم به دلیل عبور از یکی از خطوط قرمز دولت ترکیه که مسأله نسل‌کشی ارامنه است و نیز جامعه‌ای که به بیماری فراموشی دردهای تاریخی‌اش مبتلاست. موضوعی که باعث شد الیف شافاک در‌ سال 2006 از سوی دادگاه ترکیه به جرم اهانت به ترک‌بودن متهم شود.
ناپاک‌زاده استانبول هم نسخه دیگری از کتابی است که به ‌نام شرم و حرامزاده استانبول ترجمه و منتشر شده است. صابر حسینی، مترجمی که این رمان را با نام شرم منتشر کرده، راز نام‌های مختلف این رمان را این‌گونه توضیح می‌دهد: «اسم اصلی کتاب به زبان ترکی پدر و حرامزاده است  و عنوان نسخه انگلیسی آن نیز حرامزاده استانبول. ما اما  اسم شرم را انتخاب کردیم که کمتر حساسیت‌برانگیز بود.»
نویسنده دردسرساز
الیف شافاک 48ساله که رمان «ملت عشق» او بیش از 001 بار در ایران تجدید چاپ شده، تاکنون ۱۰ رمان به انگلیسی و ترکی و فرانسوی منتشر کرده‌ که برخی از آنها چون آینه‌های شهر، شپش پالاس، ملت عشق، شرافت، مرید معمار، پنهان، حرامزاده استانبول و ۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه به فارسی هم ترجمه شده‌اند.
 این نویسنده از‌ سال 1998 که با رمان پنهان ‌برنده جایزه رومی شد که به بهترین اثر ادبیات عرفانی ترکیه تعلق می‌گیرد، جوایز ارزشمند زیادی به‌واسطه آثار اغلب پرخواننده‌اش دریافت کرده است.  به‌رغم موفقیت و جوایز پرشمارش اما شافاک نویسنده‌ای جنجالی است.
یکی دو ماه پیش هم مجوز نشر و توزیع آخرین رمان این نویسنده لغو شده بود. رمانی به نام «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب» با ترجمه علی سلامی که در ایران نیز تقریبا همزمان با بقیه نقاط دنیا به بازار عرضه شده بود، اما به‌دلیل آنچه «تلاش‌های مافیای نشر» خوانده شد، از کتابفروشی‌ها جمع‌آوری شد. مترجم شرم الیف شافاک از دلایل توقیف این رمان می‌گوید
ضربه به بازار کتاب

از صابر حسینی، مترجم رمان شرم تاکنون آثاری چون چیز غریبی در سرم از اورهان پاموک، پنهان، فکر نکن تنهایی، اسکندر، سه دختر حوا و شمسپاره از الیف شافاک و البته آثاری از دیگر نویسندگان ترک چون عزیز نسین را خوانده‌ایم. مترجمی پرکار که در زمینه ادبیات ترکیه صاحب‌نظر به‌شمار می‌آید. او به «شهروند» می‌گوید که نمی‌داند چرا رمان شرم لغو مجوز شده است...
  می‌دانید چرا مجوز  رمان شرم را لغو کرده‌اند؟
نه. کمترین اطلاعی از این موضوع ندارم و درواقع نشر مروارید چیزی دراین‌باره به من نگفته است. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که توقیف و لغو مجوز چنین اثری (و البته هر اثری) واقعا باعث تاسف است و نمی‌دانم درباره‌اش چه بگویم.
  یعنی واقعا حدس هم نمی‌توانید بزنید که چرا جلوی این کار گرفته شده است؟
واقعا نمی‌دانم. البته می‌شود حدس‌هایی زد. به‌هرحال کتاب درباره دو خانواده ارمنی و استانبولی است و موضوع داستان هم حول محور دغدغه‌های خانواده‌های ارمنی در حوالی سال‌های جنگ جهانی اول است. می‌شود گفت که الیف شافاک در این کتاب احساسات مردم ارمنی و ترک را نسبت به موضوع کشتار جمعی ارمنی‌ها در طی جنگ جهانی اول نشان داده است. احتمال می‌دهم این مسأله دلیل لغو مجوز شرم باشد. به‌هرحال مسأله نسل‌کشی ارامنه در روزهای اخیر در رسانه‌های جهان هم سروصدا کرده است.
  ظاهرا این رمان را ناشر دیگری نیز منتشر کرده است...
بله و تا جایی که می‌دانم چاپ چهارمش است. اما گذشته از این موارد این نگاه تند و تیز ارشاد که کتاب را ممیزی می‌کند، قابل قبول نیست. این اثر الیف شافاک از‌ سال ۲۰۰۶  تاکنون در کل دنیا به زبان‌های مختلف منتشر شده و می‌شود. نمی‌توانم تصور کنم به خاطر  اتفاقی که در داستان می‌افتد و جزیی از داستان  است، کل کتاب را بخواهند حذف کنند.
  به‌عنوان مترجمی که حتما زمان و انرژی زیادی برای ترجمه این کار صرف کرده‌اید، طبیعی است که ناراحت باشید...
درست است که ممکن است وقت و انرژی مترجم هدر رفته باشد، اما او به‌هرحال با لغو مجوز کتاب می‌رود سراغ یک کتاب دیگر.  بزرگترین ضربه در این میان به خواننده می‌خورد که اعتمادش را نسبت به ادبیات از دست می‌دهد. خواننده‌ای که به این نتیجه برسد کتابی که مجوز گرفته و به دست خواننده رسیده، دست‌کاری شده است، دیگر سراغ خریدن و خواندن کتاب نمی‌رود. این بزرگترین ضربه است. علی سلامی مترجم کتاب ۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه...
مافیا مقصر است

پیشتر کتاب «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب» الیف شافاک نیز لغو مجوز شده بود. حالا علی سلامی مترجم آن رمان دلیل آن را وجود مافیا در زمینه کتاب‌های پرفروش عنوان می‌کند.
  درباره لغو مجوز «۱۰ دقیقه و ۳۸ ثانیه در این دنیای عجیب» چه می‌دانید؟
هیچ. تنها در این حد که وقتی ترجمه کار را تحویل دادم، بعد از چندی ناشر به من گفت مجوز کتاب آمده و آن را منتشر کرد، پس از مدتی هم زنگ زد و گفت مجوز کتاب را لغو کرده‌اند و کتاب مجوز ندارد.
  یعنی به شما دلیلی گفته نشده؟
شاید به ناشر گفته باشند. من تنها در این حد می‌دانم که گویا حساسیت‌هایی در وزارت ارشاد درباره کتاب به وجود آمده بود، ناشر امیدوار بود با مذاکره با ارشاد مشکل را حل کند، اما ظاهرا به نتیجه‌ای نرسید و نمی‌دانم چرا، چون این کتاب، آموزنده و اجتماعی است و مشکل ممیزی ندارد. من خودم سعی کرده بودم موارد ممیزی را دربیاروم.
  ظاهرا این اتفاق بعد از انتشار کتاب افتاده و مجوزش لغو شده، یعنی بعد از گذر از شوراهای مختلف وزارت ارشاد. درست است؟
نه‌تنها توزیع شده بود، بلکه چهار نوبت چاپش هم به فروش رفته بود.
  شما خودتان حدسی درباره چرایی لغو مجوز نمی‌توانید بزنید؟
تنها براساس شنیده‌هایم می‌توانم بگویم مشکل دو ناشر دیگر بودند که نسبت به کتاب‌های شافاک احساس مالکیت می‌کردند. اگر بخواهم به صورت عامیانه بگویم در حق این کتاب نامردی کردند. ظاهرا دو ناشر دیگر می‌خواستند کتاب را منتشر کنند و همان‌ها گزارشی علیه ناشر کتاب من تهیه می‌کنند و گویا مجوز کتاب را زیر سوال  می‌برند و حساسیت‌هایی ایجاد می‌کنند. این فضای ناسالم درباره کتاب‌های پرفروش وجود دارد. قطعا نیت وزارت ارشاد  خیر است، ولی این کارها را می‌کنند  و مسئولان ارشاد حساس می‌شوند.