درد «بلاعوض» اجاره‌نشین‌های زلزله

فاضل الیاسی مدیر دفتر انجمن جامعه‌شناسی ایران در کرمانشاه دو سال از لرزیدن سرپل ذهاب گذشت. زلزله‌ای با قدرت 7.3ریشتر که بیش از هزار واحد را تخریب کرد و صدها کشته و هزاران مصدوم به‌جا گذاشت، اما چندماهی است پیامک‌های بانکی برای وام‌ها طاقت شهروندان سرپل ‌ذهاب را  طاق کرده و بر فشارهای روحی و روانی شهروندان می‌افزاید. زمین کرمانشاه لرزید و آوارها و خرابه‌ها تنها چیزی بود که از خود به‌جا گذاشت، بازسازی‌ها نخستین مسأله‌ای بود که پس از زلزله به آن پرداخته شد؛ به همین منظور بودجه‌ای برای بازسازی روستاها و شهر در نظر گرفته شد، اگرچه بازسازی روستاها سه‌ماه زودتر از شهرها شروع شد.
 در دوسالگی زلزله سرپل ‌ذهاب، بازسازی روستاها تکمیل شده، اما تعداد زیادی از شهروندان شهرها هنوز کانکس‌نشین‌اند. وقتی در شهر قدم می‌زنید تا چشم کار می‌کند خانه‌های نیمه‌تمام و اسکلت‌های چشم‌انتظار تکمیل‌شدن دیده می‌شوند. در میان همه اینها 22 آبان سرفصل شروع پرداخت اقساط است و این در حالی است که زلزله‌زدگان توانایی پرداخت اقساط را ندارند و وام دریافتی دردی از آنها دوا نکرده است. 45درصد سرپل‌ذهابی‌ها قبل از زلزله اجاره‌نشین بودند؛ آنها با 10میلیون سرمایه، خانه‌ای را رهن کرده بودند، اما حالا آنقدر اجاره‌ها بالا رفته که 10میلیون کفاف رهن خانه‌ای در سرپل ذهاب را نمی‌دهد. سهم اجاره‌نشین‌ها از بودجه بازسازی 8میلیون وام معیشتی و 2میلیون وام بلاعوض بود که نتوانست دردی از دردهایشان بکاهد، چون حالا اجاره خانه در سرپل‌ذهاب با 30 یا 40 میلیون هم شدنی نیست. یکی از تسهیلاتی که بعد از زلزله برای اجاره‌نشین‌ها در نظر گرفته شد، اعطای زمین بود، ولی با گذشت دو سال دولت به صراحت اعلام کرد زمینی واگذار نخواهد شد، برای همین است که حدود هزارو500 خانواده به کانکس‌ها پناه برده‌اند، البته بخش اعظمی از جمعیت به شهرهای دیگر مهاجرت کرده‌اند.
بیش از 15سال از زلزله بم می‌گذرد و علاوه بر ویرانی‌هایی که آبادنشدند، اقساط وام‌ها هنوز پرداخت ‌نشده‌اند، چون هنوز توانایی بازپرداخت یک قسط از وام را ندارند. حالا چطور انتظار می‌رود طی دو سال مردم سرپل ذهاب اقساط وام‌ 4درصد بانک‌ها را پرداخت کنند. سرپل ذهاب منطقه‌ای محروم است و فقر بیداد می‌کند. منطقه‌ای که یارانه‌ها تنها منبع درآمد بخشی از مردم روستانشین‌ آن است، چون زمینی برای کشت ندارند. فشار معیشت و نبود منبع درآمد در مقابل فشار بانک‌ها برای بازپرداخت وام‌ها باعث شده بیش از 60هزار نفر از کمپینی حمایت کنند که خواستار به تعویق افتادن بازپرداخت وام‌هاست، اگرچه روستاها را بنرهایی پوشانده‌اند که خواستار بخشیدگی وام‌ها توسط دولت است.  آدم‌های بعد از زلزله، آدم‌های پيش از زلزله نیستند. آستانه تحمل مردم پایین آمده و رفتارهاي پرخاشگرايانه در گفتار و رفتار آنها به چشم می‌خورد. واقعیت این است که تبعات روانی زلزله بیش از تخریب‌های فیزیکی آن است، بخشی که همیشه مغفول مانده است. در سرپل‌ذهاب 1930 روستا و هشت شهر درگیر زلزله و تبعات پس از آن شدند، این در حالی است که در ایران بعد از هر بلای طبیعی تمام توجه‌ها به بخش کالبدی و فیزیکی ماجرا معطوف می‌شود و به بازسازی روانی، فضای اجتماعی، هنری و ...  بی‌مهری می‌شود. برای همین در ایران بعد از زلزله‌ها و سیل‌ها روانشناسان اجتماعی کمتر مداخله می‌کنند.