روزنامه شهروند
1398/08/21
سياست بد؛ سياست متناقض
عباس عبدی روزنامهنگار وجود یک سياست بد ولي يكدست و هماهنگ بهتر از داشتن یک سياست متناقض و ناهماهنگ است. سياست رسانهاي رسمي در ايران در گذشته واجد اشكالات جدي بود، مهمترين آن انحصار و نفي رقابت و وجود مميزي بود، ولي آن سياست هرچه بود، تناقض چنداني نداشت و ناظران رسانهای متوجه منطق آن ميشدند، حتي اگر آن را قبول نداشتند. ولي مدتي است كه اين سياست دچار تناقضهاي فاحش شده است. سياست متناقض موجب ميشود عوارض هر دو سوي تناقض را داشته باشند، ولي از منافع آنها بهرهمند نشوند. مثل حكومتي است كه از يكسو سياست سركوب را اجرا كند و از سوي ديگر سياست آزادي را در دستور كار قرار دهد. منافع اين دو سياست قابل جمع نيست. صداوسيما به عنوان محور اصلي سياست رسمي رسانهای كشور را ميتوان از حيث اين تعارض توصیف و تحليل كرد.این رسانه از يكسو سياست ضدغربي و آمريكايي را پیگیری میکند که جزییات آن بر همگان واضح است و از كوچكترين اخبار و رويدادها براي به تصوير كشاندن اين سياست استفاده ميكند، سياستي كه از چند دهه پيش وجود داشته است. ولي این رسانه از سوي ديگر پرمخاطبترين برنامههاي سرگرمیاش تقليد محض از مهمترين برنامههاي آمريكايي است. این تعارض و تناقض فقط به اين مورد محدود نيست، بلكه يك وجه سياست مذكور دفاع از اقتصاد و فرهنگ مقاومتي است كه به طور طبيعي بايد متكي بر نيروهاي توانمند داخلي باشد، ولي در عمل چه بسیار هنرمندان توانا و خلاق هستند که به حاشيه رانده شده و به جايش نيروهاي دست چندم عهدهدار برنامهسازی تقلیدی ميشوند.
همچنین از يك سو بر ارزشهاي بومي و فرهنگ اسلامي و ايراني تاكيد ميكنند و از سوي ديگر با تقليد كامل، برنامههايي را نشانميدهند كه مطابق با ارزشهاي آمريكايي ساخته و پرداخته شده است. مديران اين رسانه شايد گمان كنند ميان شكل و محتوا تمایز و استقلال وجود دارد و در هر شكل و قالب و ظرفي ميتوانند محتواي دلخواه خودشان را بریزند. اگرچه اين تصور باطل است، ولي بيننده به سادگی متوجه منشأ فرم و قالب برنامه است و از طريق ماهواره و... از ماجرا اطلاع دارد. پس آنان با این کار خود به طور عادي گرايش و داوري بيننده را به سوي غالب و برتربودن منشأ اين فرم و قالب سوق ميدهند.
مدتي پيش برنامه عصر جديد را به تقليد از یک برنامه آمريكايي توليد كردند و چقدر از خودشان ممنون شدند كه چنين برنامه پرمخاطبي داشتهاند، اكنون هم برنامهاي به نام اعجوبهها و به تقليد از يك برنامه پرمخاطب آمريكايي دیگر ساخته شده است كه حتي براي مجري آن نيز سبيل گذشتهاند تا شبيه مجری برنامه اصل آمريكايي آن شود.
تلويزيوني كه يك زماني سريالهای فاخر را ميساخت، سريالهايي كه تا چند دهه بعد همچنان جذابيت داشت و دارد و قابل بازپخش است، چرا اكنون قادر نيست حتي در سطح سرگرمي و اوقات فراغت، برنامههايي را با الگوبرداري از فرهنگ ايراني و ملي بسازد؟ شايد بتوان پاسخ كوتاه داد كه ناديده گرفتن يا اخراج هرچه نيروي توانمند است، علت اصلي اين ماجراست. نيروهاي توانمند حاضر نميشوند با هر مدير بياطلاع و كماطلاعي كار كنند. در نتيجه چارهاي جز كنارهجويي ندارند و در اين صورت طولي نخواهد كشيد كه به جز بخش خبر و تحليل صداوسيما كه همچنان در قالب دهههاي گذشته ادامه خواهد يافت، ساير برنامههايش كپي برابر اصل برنامههاي آمريكايي شود. دوگانگي رواني ناشي از اين تعارض ويرانگر است، ولي در کنار این ويراني حُسن بزرگ آن اين است كه برخی مديران ميتوانند همچنان و با اتکا به آمار بینندگان در مصدر امور خود بمانند.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
خانه امید، از نی و گچ و گل
تنبیه دانشجویان با تغییر کلمات
«مسکن ملی» متری 2.5 تا 3.5 میلیون تومان
وام برای زلزلهزدگان، جبران خسارت دام
دلتنگیهای کیارستمی
پای هر میز مذاکرهای که به نفعمان باشد مینشینیم
آرمان دوباره خندید
برداشت 2/2میلیارد بشکه از نامآوران نفتی
سنگ بزرگ برای گرفتن حق ورزش
صفحه شهرونگ
واكنش استانداری قم به مسأله خودسوزی جانباز اعصاب و روان
درد «بلاعوض» اجارهنشینهای زلزله
سياست بد؛ سياست متناقض

