شرط لازم برای ازدواج و فرزندآوری

عباس عبدی روزنامه‌نگار مطالب زیر در یکی از آخرین سخنرانی‌های رهبری نظام خطاب به حاضران و مردم ایراد شده است: «به تعبیر این جمعیت‌شناس‌ها «پنجره‌ جمعیتی». ما امروز در دلِ این فرصت قرار داریم. آنچه به من گزارش دادند، آدم‌هایی که تخصصی در این کار دارند و کارشناس این کارند، می‌گویند این فرصت تا بیست سال دیگر ادامه خواهد داشت؛ ما بیست سال این فرصت را داریم؛ اگر در این بیست سال توانستیم پایه‌های کار خودمان را محکم کنیم که بُرد کردیم؛ اگر غفلت کردیم و این بیست سال فرصت از دست‌مان رفت و کشور وارد عرصه‌ سالمندی و فرسودگی شد، دیگر کاری نمی‌شود کرد.
 خب در این بیست سال از این فرصت چه استفاده‌ای کنیم؟ دو مطلب اساسی هست: یکی مسأله‌ جمعیت که نگذاریم جمعیت کاهش پیدا کند، نگذاریم جمعیت جوان کاهش پیدا کند، موالید را افزایش بدهیم؛ دوم ایجاد ثروت پایدار برای کشور؛ این دو کار باید انجام بگیرد. اینکه بنده نسبت به موالید و مسأله‌ فرزندآوری و مانند اینها این همه اصرار می‌کنم، معنایش این است؛ یعنی اگر چنانچه به این مسأله بی‌توجهی بشود -که متاسفانه در بُرهه‌ طولانی‌ای بی‌توجهی شده- اگر این بی‌توجهی ادامه پیدا کند و همه به فکر فرزندآوری نیفتند و این حرکت عظیمی که در کشور لازم است، انجام نگیرد، بیست سال آینده -که مثل برق خواهد آمد؛ بیست سال زمان زیادی نیست- وارد یک مسیری خواهیم شد که دیگر کار برایمان بسیار مشکل خواهد شد. یکی هم مسأله‌ ثروت‌آفرینی.»
درباره پنجره جمعیتی کاملا درست گفته شده است. درحال ازدست‌دادن این فرصت مهم هستیم که در طول تاریخ اخیر فقط یک بار رخ خواهد داد. تنش‌های سیاسی موجود اجازه استفاده از این پنجره را نمی‌دهد و اگر استفاده نشود، به‌طور قطع این فرصت تاریخی و غیرقابل تکرار را از دست خواهیم داد.
مسأله فرزندآوری نیز به نحوی مربوط به همان نکته پیشین است. برای حل این مشکل باید به دو مسأله کاهش ازدواج و فرزندآوری و علل آن پرداخته شود. پیمایش ملی خانواده که در پایان‌ سال۹۶ انجام شد، دراین‌باره اطلاعات ارزشمندی را در اختیار قرارمی‌دهد.


بر اساس این پیمایش و از نظر مردم چهار عامل اصلی بالارفتن سن ازدواج (به میزان زیاد و خیلی زیاد) به ترتیب عبارتند از نداشتن درآمد کافی (۹۲درصد)، نداشتن شغل مناسب (۹۱ درصد)، بالابودن هزینه ازدواج (۸۳ درصد) و نداشتن مسکن مستقل (۸۲ درصد) است. عوامل غیراقتصادی در مراتب بعدی قرار می‌گیرند.
همچنان که دیده می‌شود عامل اقتصادی مانع اصلی ازدواج است، چه در زمینه فقدان درآمد و چه در زمینه هزینه‌های زندگی. یک راه‌حل افزایش اشتغال زنان است که زن و مرد با کمک و روی‌هم‌ریختن درآمدهای خود زندگی را اداره کنند و این مستلزم پذیرش برابری حقوقی و تحول در حقوق ازدواج و نیز گشایش بیشتر بازار اشتغال به روی زنان است.
همچنین نتایج آن درباره فرزندآوری و علل علاقه نداشتن به آن به این شرح است:    
کسانی که گفته‌اند تمایلی به فرزندآوری ندارند، ۶۸‌درصد برای آینده فرزندشان نگران هستند، ۶۲‌درصد سخت‌بودن تربیت فرزند را بهانه کرده و ۵۳‌درصد نیز به هزینه‌های زیاد آن اشاره کرده‌اند. علل بعدی در مراتب پایین‌تر قرار دارند. نگرانی زنان برای آینده و سختی تربیت فرزند بیشتر از مردان است.
تعداد فرزندهای مطلوب از صفر تا ۷ به بالا ذکر شده است که متوسط آن حدود ۳/۳ است، ولی این رقم برای جوانان ۲.۵ است و برای افراد با تحصیلات عالی نیز اندکی کمتر از ۲.۴ است که نشان‌دهنده سیر نزولی تعداد فرزند مطلوب از نظر خانواده است.
نتایج نشان می‌دهد به لحاظ ذهنی از نظر مردم تعداد فرزند مطلوب بالاتر از ۳ است که خیلی بیشتر از رقمی است که در عمل وجود دارد و برای رشد جمعیت بسیار مطلوب است. ولی چرا نتیجه عینی بسیار کمتر است؟ مردم به مشکلات اقتصادی و نگرانی از تربیت و تأمین فرزندان در آینده اشاره کرده‌اند، بنابراین اصلی‌ترین راه‌حل افزایش میزان فرزندآوری و ازدواج بهبود وضع اقتصادی و امید به آینده است.