روزنامه آفتاب یزد
1398/09/17
میر لوحی عضو شورای شهرتهران و فعال سیاسی اصلاحطلبان در گفتگو با آفتاب یزد:
آمار ثبت نام کنندگان اصلاحطلبان در مجلس نگران کننده است اما اصولگرایان خوشحال نباشندآفتاب یزد-امید کاجیان: روز گذشته پایان نامنویسی ثبتنامکنندگان برای انتخابات مجلس یازدهم بود. پیرامون اینکه نحوه ثبت نام اصلاحطلبان در این انتخابات چگونه بوده است و این جریان برای انتخابات آینده تا چه اندازه میتواند موفق باشد، با محمود میرلوحی عضو شورای شهرتهران و فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتگو نشستیم.
آقای میرلوحی! میزان ثبتنامهای اصلاحطلبان را در پارلمان یازدهم چگونه ارزیابی میکنید و برآوردتان از این بابت چیست؟
تا آنجا که میدانم بسیار نگران کننده است و دوستان استقبال جدی نکردند و تعداد کمی از اصلاحطلبان برای نامزدی مجلس ثبت نام کردند. باید از این بابت نگران بود. به هر حال ممکن است این موضوع، دلایل مختلفی داشته باشد. دغدغه ردصلاحیت و دغدغه اینکه فضا به گونهای است که نتوانند وارد گفتگوی موثر در مجلس شوند. شنیدههایم حاکی از این است که استقبال کم بوده است. البته نظر قطعی و اطلاع دقیقی ندارم.
فکر میکنید چرا علی رغم اینکه حتی وقتی چهرههای خیلی خاص اصلاحطلب هم برای مشارکت از مردم و هم ثبت نام اصلاحطلبان در انتخابات مجلس دعوت کردهاند آن طور که انتظار میرفت استقبالی در نامنویسی نشده است. این موضوع را چگونه میتوان ارزیابی کرد؟
اینکه اکنون شاهد این شرایطم بیانگر اوضاع کنونی است. هر چه هم زمان گذشت اتفاق مثبتی که رفع دغدغه بکند رخ نداد. ظاهرا در بر همان پاشنه میچرخد. امروز هم اصلاحطلبان خاص نتوانستند دیگران را برای ثبت نام در انتخابات ترغیب کنند. باید ببینیم که چرا به چنین نقطهای رسیدیم و چرا هشدارهایی که از مدتها قبل داده شد را جدی نگرفتیم. ممکن است امروز جریان اصولگرایی از این بابت که اصلاحطلبان نیامدند خوشحال باشند چون میدان برای آنها برای رسیدن به اهدافشان فراختر است و با موانع کمتری مواجه میشوند. اما ما گفتیم که اگر میخواهید موانعی که امروز در کشور است را برطرف کنید و بخواهید مجلسی بسازید که در تراز قانون اساسی و حامی مردم باشد و تصمیماتش مورد حمایت و پذیرش ملت باید این فضا آماده شود. برای مشارکت حداکثری مردم نیاز به کار و تلاش داریم.
معلوم نیست این تلاش چرا محدود شده است و قابل رویت نیست. به نظر میآید مسئله فراتر از این است که حالا بخواهیم بگوییم که مفروض ما این است که رهبران اصلاحات در بین طرفدارانشان نیز دچار افول شدهاند میتوانیم این را هم بگوییم، اما مسائل خیلی مهمتری از این نکته وجود دارد. البته اصلاحطلبان در جاهای دیگر نشان دادند که همچنان اصلاحطلبان را به عنوان یک سرمایه اجتماعی قبول دارند اگر نقدی از سوی اصلاحطلبان امروز به چهرههای خاص اصلاحطلب میشود متفاوت با باقی افراد است.
از سویی دیگر باید این مسائل را ارزیابی کنیم که چرا شان و جایگاه مجلس را به این نقطه رساندیم؟ مجلسی که دراوایل انقلاب هر جا مسئله مهمی مانند قطعنامه، گروگانهای آمریکایی و... پیش میآمد نظر خودش را اعلام میکرد، حتی در برههای رئیس مجلس نقش فرماندهی جنگ را برعهده داشت، چون احساس میشد این درگاه، حمایتهای مردمی را دارد. اما امروز از اساس جایگاه مجلس مورد سوال است. اختیارات قانونیاش کجاست؟ اکنون ساختارهای موازی در تصمیم گیریها را حتی در بحث قانونگذاری شاهد هستیم. وجود بخشهای موازی که تصمیماتی را در فضاهایی غیر از مجلس میگیرند کاری کرده که این احساس ایجاد نشود که اگر میخواهیم تاثیرگذار باشیم باید از مسیر مجلس حرکت کنیم.
میگفتیم باید صندوق رای، فصل الخطاب باشد و فصل اختلافات و تعارضات اشخاص و رویکردها. امروز باید گفت متاسفانه مجلس این جایگاه را ندارد. اینها اتفاقات خوبی نیست و باید مسئولان این موضوع را بررسی کنند.
البته معتقدم نه تنها اصلاحطلبان بلکه باید گفت اصولگرایان نیز چهرههای اصلی شان را به مجلس نیاوردند. در مجالس قبلی کسانی حضور داشتند که هر کدامشان یک سازمان بودند. یک عقبه نیرو و همکار و همفکر داشتند شاید حزب نبودند اما در حد احزاب توان و موقعیت داشتند اما چرا اکنون آنها حاضر نیستند به صحنه بیایند نیز نکته تامل برانگیز و قابل اعتنایی است.
به نکته خوبی اشاره کردید اینکه حتی اصولگرایان نیز به غیر از برخی چهرهها مانند قالیباف، که ثبت نام کردند، آن چنان که انتظار میرفت در مجلس حضور نیافتند اما مطمئنا چهرههای آنان در این مجلس چند برابر اصلاحطلبان است. سوالی که دراینجا مطرح است اینکه ممکن است اصلاحطلبان دلایلی مثل حوادث اخیر یا در نظر نگرفتن جایگاه مجلس را به عنوان دلایل عدم حضورشان در انتخابات مطرح کنند، اما تا چه اندازه میتوان اطمینان اصلاحطلبان از شکستشان در این دوره از انتخابات مجلس را به عنوان یکی از مواردی که باعث این عدم حضور شده بیان کرد؟
البته رسانههای جریان مقابل این مسئله را خواهند گفت. اما اصلاحطلبان بعد از سه انتخابات دلیلی ندارد اینگونه فکر کنند. مردم بعد از عبور از اصولگرایان به اصلاحطلبان رسیدند. برخی میگویند که مردم با دیدن این شرایط دوباره از اصلاحطلبان به اصولگرایان برمیگردند این نگاه، نگاه غیرکارشناسانه است. در اینجا بحث مشارکت مردم مطرح است. ما وقتی میگفتیم مشارکت بالای 50 تا 60 درصد به نفع اصلاحطلبان است، دیگران آن را نفی میکردند اما امروز خود آقای باهنر، مصباحی مقدم و... اصولگرا اشاره به همین موضوع دارند. مشارکت حداکثری یعنی آرای خاکستری پای صندوق رای بیایند و این آرای خاکستری هم به سمت اصولگرایان نیستند. اگر در این حد نگاه میشد که ما فقط شکست اصلاحطلبان را در کنار حضور حداکثری مردم داریم وضعیت فرق میکرد و ما آن را شکست نمیدانستیم ولو اینکه نیروهای ما به مجلس نروند. اینکه افرادی امین و قوی با رای اکثریت انتخاب شوند دیگر مهم نیست که چه گروه و جناحی به مجلس رفته است. ولی دغدغه ما این است که مشارکت حداکثری را نداشته باشیم و اتفاقی مثل شورای شهردوم رخ دهد که در تهران 15 درصد در انتخابات شرکت کرده بودند. آن موقع هم اصلاحطلبان شکست خوردند. هر چند میوههای آن انتخابات را اصولگرایان چیدند و از دل آن آقای احمدی نژاد برآمد و دیدیم که در آخر به کجا منتهی شد. به هر حال میتوان انتخابات با زیر 50درصد مشارکت را هم اسمش را انتخابات گذاشت. اما برای عدم مشارکت و نشستن مردم در خانه باید دغدغه داشت. ما با انتخابات اردیبهشت 96 و آن مشارکت و آن شور و احساسات با دی ماه96 مواجه شدیم. انگار نهانگار ما در اردیبهشت آن مشارکت را داشتیم. حالا اگر مشارکت مجلس پایین باشد آیا میتوانید دغدغه نداشته باشید؟ به ویژه بعد از وقایعی که پشت سر گذاشتیم؟ آن وقت میتوان گفت مردم راضی هستند؟ واقعا چرا باید فکر کنیم اگر مردم از اصلاحطلبان ناراضی هستند از اصولگرایان راضی هستند؟ البته اگر معلوم شود جریان سومی در این کشور است که رهبر دارد، طرفدار دارد و چارچوب دارد آن موقع از این عدم اقبال به اصولگرا و اصلاحطلب نباید نگرانی خیلی زیادی داشت. اما اینکه صرفا به واسطه عدم حضور مردم، اصولگرایان و یا جوانان تحت عناوینی مانند جوانان انقلابی به مجلس راه یابند، آیا میتوان از این بابت خوشحال بود؟ مگر جامعه این جوانان را میشناسد و یا از روی علاقه به اصولگرایان رای داده است؟ برای همین به نظر میآید که برای آینده مجلس و آینده کشور واقعا باید دغدغه باشد.
بگذارید یک حقیقت را بگویم، ما در انتخابات گذشته که حضور و مشارکت هم خوب بوده است در کلان شهرها با مشارکت زیر پنجاه درصد روبهرو بودیم و بعضا دراین کلان شهرها در واقعیت بین 28 تا 30 درصد مشارکت داشتیم. به عبارتی مدتهاست مشارکت در کلان شهرها کاهش یافته و امروز بسیاری نگران سایر شهرهاهستند، از سویی اگر در انتخاباتی مردم حضور نیابند آیا میتوان این عدم حضورشان را در شرایط فعلی صرفا به معنای بی طرفی شان اعلام کرد؟ حتما خیر. عدم حضور آنها دلیل دیگری دارد که میدانیم. باید دغدغه داشت که در وضعیت و مشکلاتی که در آینده پیش میآید تصمیماتی سختتر باید گرفت اما با کدام مجلس؟ مجلسی که مردم پشتیبانیاش بکنند و یا یک مجلسی که تنها از نظر حقوقی بگوییم نمایندگانش با رای به مجلس آمدهاند.
باتوجه به عدم مشارکت قابل قبول اصلاحطلبان در نامنویسی مجلس تصور میکنید اینبار، در نحوه تایید صلاحیتها تجدید نظری بشود و با سعه صدر بیشتری برخورد کنند تا کسی رد صلاحیت نشود و یا کمتر رد صلاحیت شود؟ به نظر میآید مقامات مسئول در اینباره نخواهند با رد صلاحیت، بخش دیگری از مشارکتهای مردمی را کاهش دهند.
وقتی در چنین شرایطی هستیم باید این کار صورت بگیرد. با توجه به اتفاقاتی که افتاده است به گمانم کمتر کسی را پیدا میکنند. که ردصلاحیت کنند. اگر همین تعداد هم که ردصلاحیت شود مشارکت بی معنا میشود. گاهی در برخی مسائل میگفتیم به نظر میآید اوضاع نگران کننده باشد اما امروز از این مرحله «به نظر میآید»، گذر کردیم.
اما امروز مثلا هیئتهای نظارت را در یک شهر دعوت میکنند ببینید چه کسانی در آن جلسات حضور پیدا میکنند این نشان میدهد که مسیر همان مسیر قبلی است. اگر به جای اینها به دنبال رفع دغدغه بودیم چه قدر زیبنده بود اما میبینیم که سخنرانی هم که صورت گرفت متوجه آن چیزی نیست که جریانات سیاسی میخواهند به هر حال دیگر کار گذشته و مراحل ثبت نام هم تمام شد، باید دغدغه داشت.
روز گذشته خانم شهیندخت ملاوردی هم ثبت نام کرد. پیشتر موضوع سرلیستی او را مطرح کردهایم. تا چه اندازه به نظر میآید که سرلیستی یک خانم در لیست اصلاحطلبان بتواند برای جذب مردم پای صندوقهای رای جذابیت داشته باشد؟
اصلاحطلبان نشان دادهاند که نگاه به حضور زنان دارند. البته برخی میگویند که باید سهمیهبندی در لیست اصلاحطلبان قائل شد تا حضور بیشتری از زنان را در لیست شاهد باشیم به هرصورت هم ما در شورای شهر دیدیم که حضور خانمها تا چه اندازه میتواند موثر باشد و هم در مجلس. این اتفاق جدیدی بود که شش درصد نمایندگان مجلس خانمها بودند و مصوبات و حضور آنها در مسائل مختلف نشان داد که حضور خانمها یک مطالبه جدی است . وقتی امروز در کشور بیش از نیمی از دانشگاهها و تحصیلکردگان خانمها هستند نمیتوان آنها را نادیده گرفت. بنابراین حضور امثال ملاوردی و سایر خانمهایی که در انتخابات ثبت نام کردند را باید مغتنم برشمرد و باید در لیست بمانند.
مشخصا درباره سرلیستی آنها در انتخابات نظرتان چیست؟
برای سرلیستی باید مسیر مشخصی طی شود. طرح سرا و شورای عالی اصلاحطلبان باید نظر دهند اما از دید من این موضوع میتواند گام مثبتی باشد و دلیلی ندارد که ما فکر کنیم مناسب نیست. گاهی هم در سر لیستی نام دو نفر را میآوریم تقریبا دفعه پیش هم نام عارف و هم علی مطهری در یک ردیف جای داده شد. اما اساسا تصمیم دراینباره را باید برعهده شورای عالی گذاشت.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
فروش صندلی اتوبوسها تکذیب شد اما...
«آمار فروشی» مرکز آمار؟
کارشناس مسائل آمریکا در گفتوگو با آفتاب یزد و در واکنش به مبادله دو زندانی ایرانی و آمریکایی:
افزایش امید برای توقف قاچاق خاک از کشور
تعیین محل برای اعتراضات نیاز به کارِ کارشناسی دارد
تلفات آنفلوآنزا به ۸۱ نفر رسید
خانوادهای با 8فرزندخوانده
ما، اصلاح طلبان و مجلس بعدی
دلایل عدم استقبال
ما و آنها و زلمههای شهر
یوسف اباذری، فراستی و نقد
قالیباف آمد
حتی اگر مشارکت پایین باشد باز هم به نتایج انتخابات امیدوار هستیم
میر لوحی عضو شورای شهرتهران و فعال سیاسی اصلاحطلبان در گفتگو با آفتاب یزد:

