حکمرانی سالم

بسم‌الله الرحمن الرحیم
آمد و رفت مسئولان کشورها امری بسیار عادی است، چه آنها که با انتخاب و رای مردم به مسئولیتی می‌رسند و چه آنها که با انتصاب بر مسندی تکیه می‌زنند. انتخاب و انتصاب، راهکارهای آمدن هستند ولی رفتن به این آسانی صورت نمی‌گیرد. علت اینست که مقام و منصب ابزارهای قدرت هستند و قدرت، شیرین است و دل کندن از آن آسان نیست.
در بسیاری از کشورها وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد که با جان و مال مردم سروکار دارد، مسئول مستقیم دستگاهی که با آن حادثه مرتبط است، استعفا می‌دهد یا برکنار می‌شود. زیاد شنیده‌ایم که در چین و ژاپن و کره و بعضی کشورهای اروپائی، یک پل خراب شد و چند نفر جان باختند و همین حادثه به استعفای وزیر یا حتی نخست‌وزیر آن کشور منجر شد. این اقدام، احترام به مردم و باز کردن راه برای ورود افراد شایسته به تصدی امور محسوب می‌شود و البته درس مهمی هم برای آحاد اعضای جامعه و نسل‌های آینده برای درست کار کردن و کارها و مسئولیت‌ها را به افراد شایسته سپردن است.
در کشور ما متاسفانه فرهنگ کنار رفتن از مسئولیت به دلیل عدم موفقیت و یا وقوع حوادث منجر به خسارت‌های جانی و مالی وجود ندارد. در بعضی موارد که دیده شده فلان مسئول به دلیل بی‌کفایتی کنار گذاشته شده بلافاصله و یا بعد از مدتی که آب‌ها از آسیاب‌ افتاد، به منصب دیگری منصوب می‌شود. این روش، علاوه بر آنکه توهین به مردم است، با تعالیم اسلام که شایسته‌گزینی را توصیه می‌کند و از گماشتن افراد ضعیف و نالایق برحذر می‌دارد در تضاد است. ما باید این فرهنگ غلط را کنار بگذاریم و فرهنگ شایسته‌گزینی را جایگزین آن کنیم.


در ماجرای استیضاح وزیر کشور، فرهنگ غلط مقاومت در برابر اِعمال قانون بارها مشاهده شده است. این مقاومت، که نه با قانون سازگاری دارد و نه با معیارهای دینی و اخلاقی و ضوابط حکمرانی سالم، متاسفانه به یک عادت تبدیل شده و در مورد استیضاح بعضی وزرای دیگر هم دیده شده است. اگر قرار است نظام جمهوری اسلامی برای ملت‌ها الگوسازی کند، ما باید با این فرهنگ غلط بشدت مبارزه کنیم و فرهنگ مترقی پرهیز از تشنگی قدرت را جایگزین آن نمائیم و این جمله ماندگار شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی را که می‌گفت: «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت» سرلوحه برنامه‌های خود قرار دهیم.
این روزها که طرح استیضاح وزیر کشور بار دیگر در مجلس مطرح است، تلاش‌های زیادی برای جلوگیری از انجام آن صورت می‌گیرد. عده‌ای درصدد هستند آن را از دستور کار مجلس خارج کنند. عده‌ای تلاش می‌کنند امضاءکنندگان طرح استیضاح امضاء‌های خود را پس بگیرند. عده‌ای می‌خواهند با استفاده از فشارهای بیرون مجلس، اصل استیضاح را منتفی کنند و عجیب‌تر اینکه تلاش‌های رسانه‌ای برای انحرافی جلوه دادن این استیضاح نیز به جریان افتاده است!
ما که به این موضوع می‌پردازیم، به نتیجه استیضاح نمی‌اندیشیم بلکه معتقدیم اصل استیضاح در شرایط کنونی کشور به دلیل اینکه نوعی حرمت گذاشتن به افکار عمومی بعد از حوادث تلخ هفته آخر آبان‌ماه محسوب می‌شود، یک ضرورت است. قابل قبول نیست که حوادث مهمی در جریان اجرای یک تصمیم با جان باختن عده‌ای از مردم و وارد شدن خسارت‌های زیادی به اموال عمومی و خصوصی در کشور رخ بدهد و ضربه روحی زیادی به ملت وارد شود اما مسئول اصلی اجرای آن تصمیم حتی به نمایندگان مردم در مجلس پاسخگو نباشد. استیضاح به معنای برکناری نیست، به این معناست که استیضاح‌شونده به سوال‌ها جواب می‌دهد تا اگر پاسخ‌هایش قانع‌کننده بود بماند والا کنار برود. راه دیگر اینست که خود وزیر استعفا بدهد و با این اقدام خود عملاً به افکار عمومی احترام بگذارد. تردیدی نیست که سر باز زدن از این دو اقدام بی‌احترامی به مردم و بی‌اعتنائی به افکار عمومی است، چیزی که قطعاً به نفع حکمرانی سالم نیست و عاقبت خوبی ندارد.