سهام انرژي

عباس عبدی روزنامه‌نگار به‌طور معمول علاقه‌اي ندارم براي تأييد ادعاها و ديدگاه‌هاي خود، از اين و آن شواهدي بياورم. نه به دليل اينكه به ديدگاه ديگران بي‌توجه هستم. بی‌ترديد هر نظر و نگاهي كه داريم، بنیان‌های آن را از اين طرف و آن طرف گرفته‌ايم و از دیگران تأثير پذيرفته‌ايم. با این‌حال، در مقام توصیه بايد خودمان مسئوليت دفاع از آنچه را مي‌گوييم عهده‌دار شويم و نباید به این و آن استناد کنیم. درباره انتقال انرژي به سبد خانوار مي‌خواهم به يكي از اين موارد اشاره كنم؛ به‌ويژه كه طرفداران اقتصاد بازار بايد به اين مورد بيشتر توجه کنند.
سال گذشته در همين زمان بود كه بيش از 3هزار و 500 نفر از اقتصاددانان آمريكايي بيانيه‌اي درباره عرضه مستقيم سود سهام فرضي سوخت‌هاي فسيلي منتشر كردند. امضاكنندگان افراد بسيار مهمي بودند. برخی از روساي سابق بانك مركزي آمريكا، 27 نفر از نوبليست‌هاي اقتصادي، چند نفر از خزانه‌داران سابق آمريكا، برخی از اعضاي شوراي اقتصادي آمريكا كه همه اينها در قله دانش و مديريت اقتصادي آمريكا هستند. به نظر مي‌رسد تاكنون اين تعداد اقتصاددان در مورد موضوعي توافق عام نداشته‌اند. بيانيه آنان داراي چند بند است. آنان براي جلوگيري از روند رو به رشد مصرف سوخت‌هاي فسيلي كه منجر به تغييرات خطرناك و غير قابل بازگشت اقليمي در جهان شده است، معتقدند سهام كربن به‌طور مساوي ميان همه مردم توزيع شود. آنان می‌گویند براي كاهش مصرف كربن بهترين راه، استفاده از سازوكار قيمت‌گذاري و دست نامرئي بازار است. اين كار بايد از طريق قيمت سوخت‌هاي فسيلي انجام شود. به اين منظور بايد میزان ماليات بر اين سوخت‌ها را اضافه كرد. افزايش ماليات بايد به‌گونه‌اي مستمر باشد تا مصرف سوخت‌هاي فسيلي را به هدف تعيين‌شده درباره مصرف آن برساند. ولي هدف از اين كار نبايد افزايش درآمدهاي دولتي و تأمين بودجه باشد. براي آنكه مردم با اين ايده همراه شوند، بايد كل درآمد آن به‌طور مساوی ميان همه شهروندان توزيع شود. به نظر امضاكنندگان، سودي كه از اين طريق نصيب اقشار ضعيف مي‌شود، به‌طور قطع بيش از زياني است كه از طريق افزايش نرخ‌ها متوجه آنان مي‌شود و اين به نفع عدالت اجتماعي و كاهش فاصله طبقاتي نيز هست. به نظر آنان اين سياست موجب مي‌شود از تصويب قوانين اضافي ديگر پرهيز شود، به نوآوري در شيوه‌هاي مصرف انرژي كمك مي‌كند و حمايت مردم را نيز جلب خواهد كرد.
اين ايده‌اي است كه در يكي از آزادترين اقتصادهاي دنيا طرح شده است؛ جامعه‌اي كه ثروتمندان آن كم نيستند ولي پيشنهاد معطوف به پرداخت سهم كربن به همه شهروندان و بدون تمايز است. چه آن كسي كه 50‌میلیارد دلار ثروت دارد و چه آن كسي كه محتاج يك دلار است كه شكم خود را سير كند، زيرا هدف از اين پرداخت، دادن صدقه نيست. هدف اصلي در آنجا كاهش مصرف سوخت‌هاي فسيلي است. اتفاقا در ايران هم بايد همين هدف را دنبال كرد. البته در اينجا بايد بيشتر دنبال اين هدف باشيم، چون اتلاف انرژي در اصل از جيب مردم مي‌رود. در حالي كه در آمريكا سوخت به قيمت جهاني و مرسوم عرضه مي‌شود و مصرف‌كنندگان خودشان هزينه آن را مي‌پردازند.
اگر امروز اصلاح اساسي در سازوكار مصرف انرژي در ایران انجام نشود، بعيد است در آينده نزديك، ديگر چنين فرصتي فراهم شود. تشكيل سبد انرژي براي مردم موجب شفافيت، مصرف بهينه، تحول در رابطه دولت و مردم و بهبود وضعيت فقر و نابرابري خواهد شد. بعيد است برابري‌طلبان و طرفداران گرايش‌هاي سوسياليستي با اين ايده مخالف باشند. اگر طرفداران اقتصاد بازار نيز مخالف باشند كه مي‌بينيم اقتصاددانان زیادی در ایران با آن موافق هستند، براي اندك باقيمانده نيز اين نامه مي‌تواند حجت باشد كه انجام اين كار صحيح است. تنها يك گروه مخالف هستند؛ كساني كه مي‌خواهند امكانات دولتي و حكومتي در دست خودشان باشد تا هر طور كه خواستند خرج و تلف كنند.