روزنامه ایران ورزشی
1398/09/28
یادداشت
حمیدرضا عربمدیریت بحران در فقدان دستیار ایرانی!
میراثی از استراماچونی باقی خواهد ماند؟
استراتژی نامناسب در عقد قرارداد با استراماچونی تنها به فراهم نبودن مقدمات پرداخت دستمزد و شیوههای آن محدود نیست و اگر به احوالات امروز استقلال عمیقتر بنگریم، به این نتیجه میرسیم که باز گذاشتن دست سرمربی استقلال در انتخاب دستیاران نیز لطمههایی به این باشگاه وارد ساخته است.
چنانچه مباحث «مربی سازی» در این پروسه را نادیده بگیریم اگر مدیران باشگاه استقلال سرمربی ایتالیایی را مجاب به استفاده از دستیار ایرانی میکردند، اکنون برای عبور از سنگلاخ این روزها که مسأله پرداخت حقوق استراماچونی تا حدی لاینحل مینماید، راه حل بهتری وجود داشت و اوضاع فنی به این پیچیدگی پیش نمیرفت و استقلال دستکم با دستیار ایرانی استراماچونی کار را جلو میبرد تا تکلیف این مربی روشن شود.
استراماچونی اما در زمان عقد قرارداد با باشگاه استقلال مدیران را مجاب به پذیرش این شروط کرد که دستیارانش را نیز خود انتخاب کند و با امتیاز نپذیرفتن دستیار ایرانی کارش را در استقلال شروع کند. این شرط حالا استقلال را دچار یک سردرگمی بزرگ کرده و در ایامی که مرد ایتالیایی در حالت نیمه قهر به سر میبرد، روشن نیست که تصمیمگیرنده نهایی استقلال چه کسی است و آیا از صلاحیتهای نسبی نیز برخوردار است؟! هرچند از وریا غفوری به عنوان حلقه واصل با سرمربی استقلال یاد میشود اما به واقع این شیوه اداره در شرایط بحرانی که اکنون با آن مواجهایم پاسخگو نیست و اگر هم باشد در بازیهای نسبتاً آسانتر لیگ است اما به واقع اگر وضعیت همین گونه پیش برود، استقلال با این سیاق در بازیهای بزرگ با سپاهان با کاستیهایی مواجه خواهد شد.
شاید ورود ستار همدانی که در بخش فنی کارکرده تا حدی بتواند این نابسامانی را سروسامان ببخشد اما حقیقتاً تداخل در پیشبرد وظایف سرپرستی و سرک کشی به امور فنی نیز نمیتواند از ستار یک اهرم قابل اتکا در بازی با سپاهان پدید آورد.
بیتردید اگر استراماچونی اجازه میداد گزینههای دمدست و آیندهدار استقلال درکنارش فعالیت کنند، امروز دغدغههای کمتری نسبت به آینده این تیم وجود داشت و شاید با همان نامها میشد از پستی و بلندیهای کنونی عبور کرد تا تکلیف سرمربی روشن شود. البته در استقلال شفر نیز سنت استفاده از دستیار ایرانی چندان جدی گرفته نشد. اولاً که بیژن طاهری بازی داده نمیشود و نمیتوانست گزینهای هم برای آینده باشد و در ثانی فرهاد مجیدی نیز خیلی دیر به کادر شفر اضافه شد، هرچند همین فرهاد نصفه و نیمه توانست تا حدی دوران پسا شفر را سروسامان دهد.
تغییرات مدیریتی در باشگاه استقلال نباید تنها به رفت وآمد نامها در این باشگاه ختم شود و قطع به یقین باید این موارد نیز در قراردادها و توافقهای آتی لحاظ شده و مدیران همه جوانب را در نظر بگیرند، بخصوص در عقد قرارداد با خارجیها که عموماً تمایل دارند تفکرات خود را در فوتبال ایران پیش ببرند. انتظار است از مربیان خارجی میراثی باقی بماند نه اینکه تمام آن داشتههای فنی با خود سرمربی از تیمها نیز برود و در درازمدت خلأ آن مربی در فوتبال ایران به وضوح احساس شود.
سکانس سوم: وریا در نقش مربی - بازیکن
عصر امروز استقلال رخ در رخ ماشینسازی قرار میگیرد. دیداری که برای آبیها اهمیت بسیاری دارد. پیروزی در این میدان به منزله تداوم بالانشینی در جدول است و استقلال به واسطه برتری مقابل شاهین این انتظار را ایجاد کرده تا برد دیگری را در غیاب استراماچونی به دست آورد. از وقتی استراماچونی رفته، وریا غفوری به طور محسوس امور فنی تیم را در دست گرفته است. در بازی با پیکان استقلال با دستهای وریا غفوری هدایت شد. کاپیتان استقلال هم امور مربوط به تعویضها را در ید خود داشت و هم انتخاب تاکتیک را. در بازی با شاهین نیز همین سناریو رقم خورد. وریا باز هم در نقش بازیکن - مربی امور را در دست گرفت و خود نیز عملکرد درخشانی داشت. در بازی امروز مقابل ماشینسازی هم قرار است وریا در قامت بازیکن - مربی ایفای نقش کند. گرچه حضور ستار همدانی تا حدی وزن نیمکت استقلال را افزایش داده است اما قرار است اصل کار را در بخش فنی بازهم وریا غفوری انجام دهد. در واقع با تغییرات جدید مدیریتی در استقلال نیز همان روش چند روز قبل دنبال میشود و قرار نیست مسئولیتهای وریا در بخش فنی گرفته شود. بنابراین باید انتظار بکشیم که وریا وسط زمین هم حواسش به نیمکت باشد و هم بازی. یعنی نقشی فراتر از یک کاپیتان. آیا وریا از پس این مسئولیت بزرگ برمیآید؟ آیا استقلال باز هم با این روش به موفقیت خواهد رسید؟
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه

