مردی که به توسعه ایران می اندیشید

ترانه سادات مسعودی علوی‪-‬ آذر ماه ،گاه تنظیم بودجه در ایران است. برنامه ریزی یک ساله دخل و خرج کشور که توسط سازمان برنامه و بودجه تهیه و توسط رئیس جمهور برای تصویب تقدیم مجلس می‌شود.
سخن از برنامه ریزی و بودجه بندی که به میان آید، نام ابوالحسن ابتهاج به ذهن متبادر می‌شود. او کسی است که نظام برنامه ریزی در ایران را بنیاد نهاد و همواره از وی بعنوان مرد اول اقتصاد ایران یاد می‌شود. این روزها که مصادف با یکصد و بیستمین زادروز اوست فرصت مغتنمی‌است تا به باز خوانی اندیشه و رفتار وی در توسعه اقتصادی کشور بپردازیم.
ابوالحسن ابتهاج در بیست و هشتم آذرماه 1278 در شهر رشت به دنیا آمد و یازده ساله بود که پدرش وی را به همراه غلامحسین برادر چهارده ساله اش برای تحصیل به پاریس رهسپار کرد . این رویداد در زندگی ابوالحسن نشان از نگاه والای خانواده برای پیشرفت فرزندان و نوید بخش
آینده ای روشن برای آنان بود.


زندگی ابوالحسن ابتهاج و دوره ای که وی در آن روزگار می‌گذرانده توام با فراز و فرودهای اجتماعی و سیاسی بسیاری بوده که شرح و بیان آن در این مجال نمی‌گنجد اما فضای حاکم بر جامعه ایران آن زمان موجب می‌شود تا در دوران مدیریتش بدنبال یافتن راهی برای پیشرفت ایران باشد .
حضور ابتهاج در مقام ریاست بانک ملی و نیز سازمان برنامه ریزی کشور و تلاش وی برای ارتقای جایگاه ایران و کسب اعتبار در مجامع
بین المللی از وی چهره ای ملی گرا و وطن پرست ساخت. مدیری توانمند ، با تجربه از ویژگی‌های ابتهاج بود که با توجه به بحران‌های سیاسی و اقتصادی حاکم در آن دوران هماره دغدغه ایران را داشت و سرسختی وی در عدم پذیرش درخواست‌های غیر قانونی از سوی دوستان ، آشنایان، مدیران و مقام‌های ارشد کشور از او فردی کاملا استثنایی ساخته بود.
در اندیشه والای ابتهاج به رشد و پیشرفت و توسعه ایران همین گواه بس باشد که در دو مقطع در سالهای 1323 و1329 که شاه به وی پیشنهاد مقام نخست وزیری داد هرگز قبول نکرد و همواره بر عزم خود بر عدم ورود به دنیای سیاست استوار ماند.
شخصیتی چون ابتهاج که علیرغم بی ثباتی کشور در آن برهه و نیز فساد گسترده و ناکارآمدی مدیریتی در حکومت گذشته، با پیشنهادات تلاش کرد تصویر متفاوتی از بانک ملی در سطح
بین المللی نشان دهد . وی در زمان مدیریتش بر بانک
ملی مرکزی توانست راهی برای بالا بردن ارزش پول ملی ایران و قرار گرفتن ریال در کنار سایر پول‌های ارزی در مجلات خارجی بیابد و تلاش نمود عملیات ارزی کشور را تحت کنترل بانک ملی درآورد.
شیوه مدیریت ابتهاج، از وی شخصیتی دیگر در مجامع بین المللی ساخته بود تا جاییکه "استوارت آلسوپ" روزنامه نگار آمریکایی که در سال 1326 از ایران بازدیده کرد بیش از هر چیز بر احترامی‌که ابتهاج در غرب از آن برخوردار بود تاکید کرده و از ابتهاج با عنوان "نابغه مالی ایران" یاد نموده و از شخصیت‌های جالب ایرانی که دارای هوش سرشار که آنچه در ذهن دارد را به شیوه بی پرده غیر شرقی بیان می‌کند " توصیف کرده است. (1)
ابتهاج در نشست‌ها و مذاکراتی که در سطح بین المللی برگزار می‌شد همواره بعنوان مذاکره کننده ای توانمند حضور یافته و تلاش می‌کرد تا فرصت‌های اقتصادی و مالی در سطوح منطقه‌ای و بین المللی که در اختیار ایران قرار می‌گیرد جایگاه ایران را بیش از پیش به همگان شناسانده و می‌کوشید نگاه‌ها را به ایران به یک کشور قدرتمند تغییر دهد.
ابتهاج را باید آغازگر برنامه ریزی در ایران نامید. اگر چه مفهوم برنامه ریزی مربوط به قرن بیستم بوده و اتحاد جماهیر شوروی در دوران استالین را باید پیشگام اقتصاد برنامه ریزی شده خواند اما ایران از جمله کشورهای جهان سومی‌بود که برنامه ریزی اقتصادی را اجرا کرد.
در سال 1318 ابتهاج طی یادداشتی بر ضرورت داشتن برنامه اقتصادی و راه اندازی یک سازمان برنامه ریزی تاکید کرده بود و خواست تا نخستین جلسه هیات دولت را به بیان مشکلات اقتصادی کشور و چگونگی برون رفت از مشکلات تشکیل دهد .
به باور ابتهاج، رشد اقتصادی تنها راه حل بسیاری از مشکلات پیش روی ایران است تا جاییکه این رشد به مراتب از یک ارتش بزرگ با ساز و برگ جنگی گران قیمت می‌تواند از کشور در برابر دشمنان خارجی پشتیبانی کند.
نگاه ابتهاج به برنامه ریزی نگاهی غیرسوسیالیستی بود و به همین گونه نیز باقی ماند.وی هیچ علاقه‌ای به مالکیت دولتی گسترده منابع نداشت.استدلال ابتهاج این بود که : وظیفه دولت در یک اقتصاد عقب مانده هموار کردن راه برای فعالیت شرکت‌های خصوصی است .
ابتهاج مدیری منطقی و واقع بین بود و بالطبع اندیشه وی در شکل گیری سازمان برنامه مبنی بر استقلال آن بود.
یکی از موضوعات مهم در نظر ابتهاج چگونگی بهره برداری از درآمد حاصل از نفت بود. وی بر این باور بود عقب ماندگی‌های اجتماعی و اقتصادی ایران تنها از طریق تخصیص منطقی درآمدهای نفتی برای بهبود رشد اقتصادی از میان برداشته خواهد شد.
1 - کتاب " برنامه ریزی و قدرت در ایران " به قلم "فرانسیس بوستاک " و " جفری جونز" با ترجمه "مهدی پازوکی " و " علی حبیبی "