کتاب‌هایی برای بچه‌های بی‌دفتر

   [ملیحه محمودخواه]  خودش را به من رساند و آرام بیخ گوشم گفت خاله می‌شه به جای کتاب به من دفتر ‏بدید؟ با تعجب نگاهش کردم و گفتم چرا دفتر؟ گفت خاله از اول ‌سال یک دفتر داشتم، پول نداریم دفتر ‏بخریم، به خاطر همین مشق‌هایم را با مداد می‌نویسم که بتوانم آن را پاک کنم. دیگر خط‌ها قابل نوشتن ‏نیست. این حرف دلم را ریش کرد و همان روز با کمک هلال‌احمر چند دفتر تهیه شد و در اختیار بچه‌ها قرار ‏گرفت. دانشجویان عضو داوطلب جمعیت جوانان هلال‌احمر دزفول بسیج شده‌اند تا برای روستاهای محروم ‏شهرشان کتابخانه درست کنند. این کتابخانه‌ها که بیشتر در حسینیه‌ها و خانه‌های هلال این روستاها دایر ‏شده، محل اجتماع اهالی و بچه‌های روستا شده است.  ‏ روستای انجیرک در حصار باغ‌های مرکبات جا خوش کرده است و 8 کیلومتر بیشتر با دزفول فاصله ندارد، ‏جایی نزدیک به شهر، اما با فاصله زیاد از امکانات شهری. هنوز وقتی ماشین از کوچه باغ‌های روستا عبور می‌‏کند، خاک به اندازه قد ماشین از جا بلندمی‌شود و از دیوار باغ‌ها خود را به خانه‌های یک طبقه و ‏کاهگلی روستاییان می‌رساند. برای رسیدن به حسینیه روستا باید از چند کوچه باغ روستا عبور کرد. ‏حسینیه محل تجمع مردم روستاست. گاهی برای عزا، گاهی برای مشورت و گاهی هم برای حل مشکلات ‏روستا، مردم در حسینیه جمع می‌شوند. همه عشق بچه‌ها هم این است که بعدازظهرها خودشان را به ‏حسینیه برسانند و سراغ کتابخانه حسینیه بروند. آنها مدت کوتاهی است که کتابخانه دارند و حالا وقت‌شان را به ‏جای بازی در کوچه‌باغ‌های روستا در حسینیه و با کتاب‌ها می‌گذرانند. ‏
این کتابخانه به همت هلال‌احمر در روستاهای اطراف دزفول ساخته شده است و دانشجویان کانون‌های ‏دانشجویی هلال‌احمر دزفول بانی این اتفاق شده‌اند. بسته‌های کتاب‌ها پس از تهیه در هلال‌احمر دزفول با ‏کمک دانشجویان به این روستا منتقل‌می‌شود و در قفسه‌هایی که اهالی با شوق و ذوق آنها را تهیه کرده‌اند، چیده‌‏اند. موضوع کتاب‌ها متنوع انتخاب شده بود تا هر کسی هر سلیقه‌ای دارد، بتواند از کتابخانه روستا استفاده ‏کند. قرار شد شورای روستا هم مدیریت کتابخانه را در دست بگیرد تا همه بچه‌ها و دانشجویان روستا ‏بتوانند از کتاب‌های موجود در حسینیه  بیشترین استفاده را داشته باشند.‏
احداث این کتابخانه‌ها تنها به انجیرک محدود نمی‌شود و دانشجویان هلال‌احمری روستاهای محروم منطقه ‏را شناسایی و دسته‌دسته کتاب را به این روستاها منتقل کرده‌اند تا بچه‌ها با کتاب‌ها مأنوس شوند. ‏ کاهش آسیب‌های اجتماعی علت برپایی کتابخانه‌های روستایی
ایده این برنامه را سید ابراهیم موسویان که دبیر کانون دانشجویی هلال‌احمر دانشگاه فنی‌وحرفه‌ای است، ‏مطرح کرده است. او که 9‌سال سابقه عضویت در جمعیت هلال‌احمر را دارد، کاهش آسیب‌های اجتماعی را ‏مهم‌ترین دغدغه و علت احداث کتابخانه‌های روستایی در اطراف دزفول عنوان می‌کند، زیرا معتقد است ‏بیشترین علت مهاجرت به شهرها و به وجود آمدن شهرک‌های اقماری و به تبع آن افزایش آسیب‌های ‏اجتماعی آگاهی‌نداشتن مردم است و کتاب تنها راهی است که اطلاعات و آگاهی مردم را در هر سطح و منطقه‌ای افزایش می‌دهد. ‏


موسویان به «شهروند» توضیح داد که سرانه مطالعه در کشور ما بسیار پایین است، اما نکته مهم اینکه ‏شرایط کتاب‌خوانی برای همه یکسان نیست، برخی کتاب در دسترس‌شان است و آن را نمی‌خوانند، اما ‏برخی کتابی در دسترس ندارند تا آن را مطالعه‌کنند. این تفاوت شرایط، این فکر را به ذهنم انداخت ‏امکاناتی برای مردم در روستاهای محروم ایجاد کنیم تا مردم در روستای خود به کتاب دسترسی داشته باشند ‏و بتوانند اطلاعات خود را افزایش دهند. ‏
‏ این داوطلب هلال‌احمر ادامه می‌دهد: «کتاب‌ها با موضوعات مختلف انتخاب و دسته‌بندی شده‌اند. انواع ‏کتاب با موضوع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در میان این کتاب‌ها دیده می‌شود و برای کودکان زیر 10 ‏سال نیز انواع کتاب‌های داستانی گنجانده شده است. کتاب‌ها با کمک هلال‌احمر تهیه شده و سهم ‏هر روستا از کتاب‌ها بیش از 600 کتاب است.»‏او از توزیع بیش از 7هزارو600 کتاب در بیش از 10 روستا خبرمی‌دهد و می‌گوید: «‌خانه‌های هلال ‏یا دهیاری و حسینیه روستا محل کتابخانه‌های هلال شده است، حتی برای آنکه خواندن کتاب‌ها هدفمند ‏شود، در برخی از روستاها مسابقه خلاصه‌کردن کتاب برای بچه‌ها برگزار می‌شود تا  دانش‌آموزان برداشت ‏خود را از متن کتاب بنویسند و برای آن جایزه هم در نظر گرفته می‌شود.» ‏
کتاب‌ها را هلال‌احمر تأمین می‌کند، اما اداره ارشاد استان نیز قول‌هایی به ما داده و قرار است کتاب‌‏های بیشتری با کمک آنها تهیه و در روستاها توزیع شود، اینها را سید ابراهیم می‌گوید و ادامه می‌دهد: «در ‏روزهایی که دانشجویان برای احداث کتابخانه‌ها به روستاها می‌رفتند، برنامه‌های متنوعی برای مردم روستا ‏در نظر گرفته می‌شد، ایستگاه سلامت، ایستگاه کتاب‌خوانی، مسابقه و بازی ازجمله برنامه‌هایی بود که ‏دانشجویان هلال‌احمری شرکت‌کننده در این طرح در روستاها برگزار کردند.» ‏
موسویان توضیح داد: «از آنجا که امتحانات دانشجویان آغاز شده است، جوانان داوطلب خودشان نمی‌توانند ‏در روستا حاضر شوند، قرار بر این شد اعضای شورایاری روستا به ما مراجعه و کتاب‌ها را دریافت ‏کنند تا پس از پایان امتحانات دوباره پروژه حضور در روستاها شروع شود و کار توزیع کتاب در روستاها را از سر ‏بگیریم.» ‏
موسویان طرح خود را به هلال‌احمر کشور داده است و باور دارد اگر این طرح با همکاری هلال‌احمر ‏در همه استان‌های کشور اجرایی شود، بار زیادی از آسیب‌های اجتماعی در کشور کاسته‌می‌شود و خودش ‏نیز پیگیر آن است که هر چه سریع‌تر این کار عملیاتی شود، زیرا در مرحله نخست، هدف‌گذاری برای توزیع 16هزار جلد کتاب انجام شده است و در قدم‌های بعدی تلاش‌می‌کند که در روستاهای هر کشور همین میزان ‏کتاب توزیع‌شود تا بار فرهنگی روستاها افزایش پیدا کند و اطلاعات مردم در مناطق محروم بالاتر رود. ‏
او می‌گوید: «یکی از بهترین خاطراتی که در این روزها داشتم،  این بود که یکی از اهالی روستا تماس گرفت و درحالی‌که اشک می‌ریخت از من تشکر می‌کرد. او می‌گفت پسرم امسال کنکور دارد و ‏توان خرید کتاب‌های کمک درسی را برای او نداشتم. احداث کتابخانه باعث شد که هم دغدغه پسرم برای ‏کنکور کمتر شود و هم خودم خجالت نکشم. این تماس ارزش تمام زحمت‌هایی که در این مدت ‏کشیدیم را داشت.» ‏ یک روز متفاوت در کنار بچه‌های روستا
کار راه‌اندازی کتابخانه که تمام می‌شود نخستین حلقه کتاب‌خوانی روستا شکل می‌گیرد. بچه‌ها دور هم جمع ‏می‌شوند تا یکی از دانشجویان برایشان صحبت کند و کتاب بخواند اما کتاب‌خوانی تنها موضوع صحبت این ‏دانشجویان نیست و آنها که قبلا تجربه کنکور و دانشگاه را داشته‌اند به بچه‌های کنکوری مشاوره هم می‌‏دهند. ‏
نگین پاک‌طینت یک‌سال است که به‌عنوان داوطلب به جمعیت هلال‌احمر پیوسته است و دبیر کانون ‏هلال‌احمر دانشگاه فرهنگیان دزفول است. او عضو گروه جوانان هلال‌احمری است که برای توزیع کتاب‌‏ها دست به کار شده است و در دو روستا همراه تیم دانشجویی هلال‌احمر بوده است. پاک‌طینت می‌گوید: «‏بسته‌بندی کتاب‌ها دو روز طول کشید و به همراه آنها به روستا رفتیم. آن‌قدر اهالی روستا از ما استقبال ‏کردند که 10برابر انرژی گرفتیم. یک روز خوب را با بچه‌های روستای انجیرک و حمزه سپری و بازی ‏کردیم و کتاب خواندیم و با شادی بچه‌ها شاد شدیم.‏»او که دانشجوی رشته  آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان است می‌گوید: «بچه‌های روستا نسبت به دانش‌آموزان ‏مناطق شهری امکانات کمتری دارند و به همین دلیل تمام تلاشم این بود که با بچه‌ها صحبت و در ‏مورد انتخاب رشته کمک‌شان کنم. بازخورد دانش‌آموزان نیز بسیار جالب بود برخی از آنها می‌‏گفتند می‌خواهیم معلم شویم و برخی نیز مصمم شده بودند با کتاب‌های کمک درسی که برایشان تهیه کرده ‏بودیم بهتر درس بخوانند و شغل مناسبی برای خود پیدا کنند و این امید و انگیزه‌ای که در این بچه‌ها ایجاد ‏شده بود، شیرینی تلاش‌های شبانه‌روزی ما بود.»  ‏
شادترین روز زندگی‌ام در کنار بچه‌ها ایجاد شد
روستای حمزه مقصد دیگر دانشجویان دزفولی بود. این بار هم در حسینیه روستا با همکاری دهیاران کتابخانه ‏کوچکی مهیا شد تا بچه‌ها بیشتر با کتاب و کتاب‌خوانی آشنا شوند. ‏
لیلا فتحی، نایب دبیر کانون هلال‌احمر دانشگاه آزاد بهترین خاطرات زندگی‌اش را حضور در روستای حمزه ‏می‌داند و می‌گوید:   «شادی و نشاطی که بچه‌ها در احداث کتابخانه با آن داشتند قابل وصف نیست و این از ‏بزرگ‌ترین لذت‌های زندگی من است.»او پیشنهاد کرد که اگر هلال‌احمر این طرح را در سایر نقاط کشور نیز اجرا کند، می‌تواند قدم بسیار بزرگی ‏در کاهش آسیب‌های اجتماعی و افزایش سواد عمومی بردارد. ‏او گفت روزی که کتاب‌ها را به روستای حمزه بردند دانش‌آموزان ‌روستا به استقبال دانشجویان ‏آمدند تا با کمک هم نخستین کتابخانه روستا را راه‌اندازی کنند. همراهی، همفکری و تلاش دانش‌آموزان برای ‏چیدن کتاب‌ها بسیار زیبا و وصف ناشدنی بود. ‏
کتاب‌های داستان در طبقه‌های پایین چیده شد تا بچه‌ها بتوانند به راحتی به آن دسترسی داشته باشند و ‏کتاب‌های کمک درسی و دینی و تاریخی در قفسه‌های بالاتر قرار گرفتند تا بزرگ‌ترها بتوانند از آن ‏استفاده کنند.پای پیرمردها نیز به حسینیه باز شد و دلیل آن هم ایستگاه سلامتی بود که در حسینیه ‏راه افتاده بود و آنها که زیاد اهل کتاب و کتاب‌خوانی نبودند، آمده بودند تا فشار خون و قند خون‌شان را اندازه ‏بگیرند. ‏
نایب دبیر کانون هلال‌احمر دانشگاه آزاد ادامه می‌دهد: «آن روز در میان بچه‌های روستا چشمم به دختر دوازده ‎ســاله‌ای افتاد که وارد جمع دانش‌آموزان نمی‌شـد. همه با اشتیاق کتاب می‌گرفتند و قصه‌هایـش را بــرای ‏هـم تعریف می‌کردنـد، اما او گوشــه حســینیه ایســتاده و تنها تماشــاگر عشق و علاقه دانش‌آموزان بود. ‏وقتی ســراغش رفتم، گفت سواد خواندن و نوشتن ندارد و به دلیل مشکلات مالی نتوانسته درس بخواند. به او ‏هم چند کتاب هدیـه دادیم. وقتی می‌رفتیم با اشتیاق گفت می‌خواهد هر طور شده در مدرسه روستا ثبت‌نام ‏کند.‏» کمبود امکانات در برخی از روستاها آمار ترک تحصیل را بالا می‌برد
فاطمه ناخدا از دیگر داوطلبان هلال‌احمری است که در این طرح حضور داشت. او فارغ‌‏التحصیل حقوق بین‌الملل و معتقد است این اقدامات می‌تواند هم در روحیه جمعی و هم در بالا بردن ‏سطح سواد مردم جامعه نقش موثری داشته باشد.
 ‏او از خاطرات خود از روستای حمزه می‌گوید: «دختری 10ساله به من گفت خاله می‌تونم یه چیزی بهت ‏بگم. گفتم بگو عزیزم. گفت می‌شه به‌جای کتاب به من دفتر بدید؟ با تعجب پرسیدم مگه دفتر نداری. گفت ‏یه دفتر دارم اما چون دیگه نمی‌تونیم دفتر بخریم هر بار آن را پاک می‌کنم و دوباره مشق جدید روی نوشته‌های پاک شده می‌نویسم. از صحبت‌های دخترک قلبم ریش شد. روز بعد موضوع را با هلال‌احمر مطرح‏ و مقداری دفتر تهیه کردم و به کتابخانه روستا اهدا شد.‏»
او معتقد است توجه به مناطق محروم باید در اولویت کار همه سازمان‌ها و ارگان‌ها باشد، زیرا در ‏صورتی که به این بچه‌ها توجه شود می‌توانند قدم‌های بزرگی برای اعتلای روستا و شهر خود بردارند. ‏ هلال‌احمر برای کاهش محرومیت دانش‌آموزان تلاش می‌کند
مصطفی طحان، رئیس هلال‌احمر دزفول درباره حضور پررنگ امدادگران و کارکنان شعبه هلال‌احمر دزفول در ‏این طرح به «شهروند» می‌گوید: «‌از دو ماه پیش طرح راه‌اندازی کتابخانه در روستاهای دزفول کلید خورد. ‏پیشنهاد این کار با جوانان داوطلب بود و بیش از 7‌هزار جلد کتاب از سوی هلال‌احمر تهیه شد و اولویت ‏توزیع این کتاب‌ها به روستاهایی داده شد که خانه هلال‌احمر داشتند تا بتوانند کتابخانه‌ها را در این مکان‌‏ها مستقر کنند.» ‏
او توضیح داد که وقتی دانشجویان باانگیزه دزفول، موضوع طرح‌شان را با ما درمیان گذاشتند، در ‏ساختمان شـعبه هلال دزفول محلی را در اختیارشـان قرار دادیم تا کتاب‌های تهیه شده را ابتدا دسته‌‏بندی و سپس برای انتقال به روستاهای محروم، بسته‌بندی کنند. ‏
طحان از همکاری شـعبه هلال‌احمر دزفول با اعضای کانون‌های دانشجویی، در اجرای مراحل بعدی توزیع ‏کتاب و راه‌اندازی کتابخانه در روستاهای دزفول می‌گوید: «قرار است بیش از 15‌هزار جلد کتاب تهیه و در ‏روستاها توزیع شود و در ماه بهمن و اسفند نیز این طرح ادامه پیدا می‌کند. در مراحل بعدی سراغ دیگر ‏روستاهای محروم دزفول می‌رویم. شناسایی دیگر روستاهایی که نیاز به کتابخانه دارند، هماهنگـی با ‏دهیاری‌هـا و خانه‌های هلال دراین روسـتاها انجام شده و شــعبه دزفول نیزمسئولیت حمل‌ونقل کتاب‌ها را به ‏این روستاها برعهده خواهد گرفت.»‏