روزنامه شهروند
1398/10/21
لزوم تدوین نظامنامه اطلاعرسانی بحران
امین شول سیرجانی روزنامهنگار میان حادثه و شایعه پیوند دیرینهای وجود دارد. در زندگی ما هرگاه حادثهای رخ میدهد، گمانهزنیها درباره چرایی و چگونگی وقوع حادثه آغاز میشود. از همین رو یکی از وظایف اصلی و دشوار خبرنگاری هم بر تبیین چرایی و چگونگی شکلگیری وقایع استوار شده است. اما برای اطلاعرسانی بحران باید روش و منش مشخصی وجود داشته باشد. اغتشاش در اطلاعرسانی میتواند به بحران دامن بزند و ابعاد جدیدی به جود آورد. درباره لزوم اطلاعرسانی بهموقع و موثر اهل علومارتباطات و جامعهشناسی و... زیاد گفته و نوشتهاند، اما در هنوز هم بر همان پاشنه میچرخد، برای نمونه وقتی زلزله پنجم دی ماه 1382 بم را با خاک یکسان کرد، شایعه شده بود که این حادثه زمینلرزه نبوده و حاصل آزمایش دستاوردهای نظامی است. برخی چنان این شایعه را باور کرده بودند که تا سالهای بعد همچنان آن را تکرار میکردند و سخنان و توضیحات متخصصان زمینشناسی و زلزلهشناسی را قبولنمیکردند. بعدها در نشستهای آسیبشناسی گفته شد برای بحرانی به آن بزرگی باید ستادی متمرکز و حرفهای کار سخنگویی و اطلاعرسانی را به عهده میگرفت و هر کسی نباید به صرف مسئولیت دولتی و امدادی درباره آن سخن میگفت. سیامدیماه 95 وقتی ساختمان پلاسکو در شعلههای آتش میسوخت، باز هم بازار شایعه داغ شد. از ادعاهای عجیبوغریب درباره دلیل آتشسوزی گرفته تا اعلام آمارهای متعدد و متناقض درباره شمار کسانی که در ساختمان گیر افتادهاند. در ماجرای پلاسکو تقریبا هر مسئولی که از روند امدادرسانی بازدید میکرد، جلوی دوربین تلویزیون میایستاد و درباره حادثه سخن میگفت. از نمایندگان مجلس تا اعضای شورای شهر، سخنگوی آتشنشانی، رئیس مجلس و دیگرانی از این قبیل. در جریان آن حادثه فضای رسانهای به شدت مغشوش و غیرقابل اعتماد شده بود تا جایی که تشخیص سره از ناسره مشکل مینمود. در حوادث دیگر هم کموبیش همین اتفاقها افتاده است. حالا درباره سقوط هواپیمای بویینگ در حوالی شهریار دوباره همان الگو تکرار شده است؛ بیکموکاست. این بار ماجرا ابعاد بینالمللی دارد و شائبههایی مثل برخورد موشک و... به هواپیما در رسانههای خارج از ایران مطرح شده که ظرف دو روز گذشته فضای رسانهای را تحتتأثیر قرار داده است. سخنگوی دولت بامداد جمعه اطلاعیهای صادر کرده و گفتهاست که بنا به دستور رئیسجمهوری نتیجه بررسیهای فنی و کارشناسی بهطور منظم و سریع به اطلاع عموم بهویژه خانوادههای داغدار خواهد رسید. اما به نظر میرسد سیستم ناکارآمد اطلاعرسانی باز هم از سرعت انتشار شایعه و شائبه جا مانده است. وقت آن رسیده یک بار برای همیشه نظامنامه اطلاعرسانی بحران در ایران تدوین شود. در این نظامنامه باید شیوه عمل پاسخگویی به رسانهها و افکار عمومی به صورت جزیی و عملیاتی تدوین و ابلاغ شود. باید مدیران حوزه روابط عمومی آموزشهای حرفهای ببینند و استفاده از ابزارهای جدید بیش از پیش جدی گرفته شود. دوره مصاحبهها و روایتهای متناقض گذشته است.پربازدیدترینهای روزنامه ها

