بازگشت زودهنگام

حسین طاهری‌فرد‪-‬ سرانجام شورای‌ نگهبان نتایج احراز صلاحیت‌ها را اعلام کرد. طبق اعلام سخنگوی شورای نگهبان حدود ۹۰ نفر از نمایندگان فعلی و سابق مجلس برای انتخابات آتی رد صلاحیت شده‌اند.
در حالی که بر اساس اعلام شورای نگهبان بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب و اصولگرای حاضر در مجلس فعلی به دلایل اقتصادی و سوء‌استفاده از موقعیت شغلی رد صلاحیت شده‌اند، خبر آمد که نه‌تنها شهردار اسبق پایتخت تاییدصلاحیت شده است بلکه
بسیاری از کسانی که به فراخوان «مجلس نو» او لبیک گفته بودند هم، تاییدصلاحیت شده‌اند. محمدباقر قالیباف عضو مجمع تشخیص‌ مصلحت‌ نظام، برای نشان دادن جدیتش برای حضور دوباره در عرصه سیاسی کشور در فراخوانی از چهره‌های جوان و توانمند اصولگرا خواسته بود تا با نقش آفرینی در انتخابات مجلس، «مجلسی نو» را تشکیل دهند.
به‌ نظر می‌رسد انتخابات مجلس یازدهم، انتخاباتی حساس و نفس‌گیر برای جریان‌های سیاسی اصول‌گرا باشد چرا که در نبود رقبای سنتی و سرسخت از جناح مقابل، آنان باید در یک انتخابات درون گروهی با هم به رقابت بپردازند.
در فضای کنونی باید فارغ از هیاهوها و بحث‌های بیهوده در خصوص کاندیداهای رد صلاحیت شده،به دنبال این سوال بود که «جریان قالیباف برای فتح بهارستان چه استراتژی را دنبال می‌کند؟»
بگفته بعضی از سیاسیون، قالیباف در تلاش برای مطرح کردن دوباره خود به عنوان یک رقیب بالقوه برای ریاست مجلس یازدهم به رایزنی با برخی از چهره‌های خاص اصول‌گرا پرداخته و از آنان خواسته است تا با توجه به مقبولیت وی در بخش‌هایی از کشور از انتقاد و تخریب وی دست برداشته و از وی حمایت کنند تا بازار انتخابات به نفع آنها گرم شود.
در شرایط کنونی و در نبود یک رقیب قدرتمند و جدی، بعضی از اصول‌گرایان ورود قالیباف به رقابت‌های انتخابات مجلس را به فال نیک گرفته و معتقدند که می‌توان با توجه به شرایط موجود از ورود وی استقبال کرد. از طرف دیگر با توجه به پیشینه قالیباف، اکثریت اصول‌گرایان سنتی به وی اعتماد نداشته و حاضر به پذیرش ریسک حمایت مجدد از وی نیستند. با توجه به دیدگاه منفی بخشی از اصول‌گرایان، طبیعتاً قالیباف نمی‌تواند بار دیگر از اردوگاه آنها برای مطرح کردن خود استفاده کند و حمایت احتمالی گروه‌هایی چون جمعیت ایثارگران، موتلفه و جبهه پایداری از او را فقط در راستای امتیازگیری و سهم خواهی باید دانست.
در فضای سیاسی کنونی جریان قالیباف به دنبال دو‌قطبی کردن انتخابات و تند‌کردن فضای سیاسی کشور خواهد بود تا بتواند با برخی اقدامات راهی برای فتح بهارستان پیدا کند. قطعاً قالیباف و حامیانش با شعار مخالفت با برجام و صیانت از منافع مردم ایران سعی در انتقاد دولت و به چالش کشیدن روحانی و حامیانش خواهند داشت.
آنان با مقایسه اوضاع اقتصادی و سیاسی فعلی با دوره‌های قبل تلاش خواهند کرد تا دستاوردهای اقتصادی و سیاسی دولت را کمتر از انتظار نشان داده و اینگونه القا نمایند که روحانی و گروه‌های اصلاح‌طلب در چشم‌انداز آینده قادر به اصلاح اوضاع اقتصادی کشور نخواهند بود و سعی می‌کنند با بازی با افکار‌عمومی نتیجه انتخابات را به نفع خود تغییر دهند.
اگرچه به مدد رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی آگاهی اکثریت مردم افزایش یافته و این خود پایانی است بر پوپولیسم، اما باید به خاطر داشت که در شرایطی که به نظر می‌رسد منافع ملی کشور قربانی اختلافات جناحی و سیاسی شده است وظیفه احزاب اصلاح‌طلب و حامیان دولت بسیار سنگین‌تر از قبل
خواهد بود.
درست است که چهره‌های سرشناس اطلاح‌طلبان و نامزدهای منتقد مجلس برای انتخابات آتی عملا با تصمیم شورای نگهبان از گردونه رقابت‌ها حذف شده‌اند ولی باید به خاطر داشت که در شرایط موجود، عدم شرکت در انتخابات می‌تواند منجر به بازگشت گروه‌ها و جریان‌های غیرپاسخگو به عرصه‌ سیاسی کشور گردد.
هرچند بعد از انتخابات ۹۶، پرونده قالیباف برای همیشه برای حضور در عرصه قدرت بسته شده است اما باید با هوشیاری مواظب «نواصولگرا‌ها» بود چراکه در نبود احزاب و جریانات سیاسی واقعی هر آن ممکن است از میان بازیگران سیاسی، « فرصت‌طلب» دیگری از اردوگاه خواص اصولگرا ظهور کرده و با ترفندی بتواند رای مردم را به سمت خود سرازیر کند.