فرار نخبه پررنگ تر از مهاجرت معکوس

محمد قره باغی‪-‬ سقوط هواپیمای اوکراینی که باعث کشته شدن ۱۴۷ نفر از شهروندان کشورمان شد این اتفاق شوک بزرگی را به جامعه ایران وارد کرد اما شدت این شوک برای جامعه دانشگاهی و علمی‌بسیار فراتر بود چراکه متاسفانه تعدادی از مسافرین ایرانی این هواپیما یا از برترین دانشجویان دانشگاه‌های خارج و یا از اساتید نخبه دانشگاه‌های برتر دنیا بودند. باید گفت هر سال تعداد بیشماری از نخبگان ایرانی که فارغ التحصیل دانشگاه‌های برتر کشور هستند، کشور را به دلایل گوناگون ترک می‌کنند اما متاسفانه تعداد انگشت شماری از این دانشجویان بعد از تحصیل به ایران باز می‌گردند و بازگشت بسیاری از این افراد نه صرفا برای ماندن، بلکه تنها برای دیدار با خانواده است که نمونه عینی آن را می‌توان در پرواز ۷۵۲ اوکراینی به روشنی ملاحظه کرد. اما این سوال مطرح می‌شود که چرا این حجم از نخبگان ما هر ساله از کشور خارج می‌شوند و چرا اقدام موثری در جهت مهاجرت معکوس این نخبگان صورت نمی‌گیرد؟
فرار مغزها از سال‌های پیش از انقلاب شروع و در سال‌های بعد از انقلاب نیز ادامه پیدا کرده است. البته در برهه‌هایی از زمان این روند کند یا معکوس شد اما در سال‌های اخیر باز روند افزایشی داشته از این رو فرار نخبگان در جامعه از حالت معضل خارج و به شکل یک بحران اجتماعی و فرهنگی در آمده ، چراکه کشور ما در میزان فرار نخبگان، جزو چند کشور بالای جهان قرار دارد . ناگفته پیداست که این حجم از مهاجرت نخبگان ضررهای جبران ناپذیر مالی شدیدی به پیکره اقتصاد وارد کرده .
باید گفت نخستین دلیل مهاجرت نخبگان، برخی مسئولان کشور هستند که جایگاهی و یا ارزشی برای نخبگان قائل نیستند بطوریکه این عده گویی نیازی به حضور نخبگان را احساس نمی‌کنند، چراکه وجود نفت خام و سایر ذخایر طبیعی در کشور باعث شده مقامات تصمیم‌گیر در کشور هیچ نیازی و نقشی برای نخبگان قائل نشوند. هرچند با توجه به تحریم‌های ظالمانه امریکا در سال‌های اخیر و قطع درآمدهای نفتی و نبود تجهیزات خارجی و ... نیاز به حضور نخبگان بیش از پیش شدت گرفته که در این برهه از زمان است که کشور به بودن نخبگان نیازمند است و در همین راستا دولت یازدهم و دوازدهم اقدام‌هایی را انجام داده ولی متاسفانه بخش‌هایی به بهانه و دلایل واهی برای حضور آنها مانع تراشی کردند و یا فضا را برای حضور نخبگان نامساعد ساختند.
ایراد دیگر به وزارت علوم و تحقیقات وارد است که در بخش محدودی از دانشگاه‌ها، نخبه پروری کرده و عادلانه امکانات و تجهیزات علمی‌و آموزشی توزیع نمی‌کند به صورتی که بیشتر امکانات، تجهیزات و اساتید برجسته را تنها صرف دانشگاه‌های مطرح همچون امیرکبیر و صنعتی شریف و ... می‌کند در حالی که در سرتاسر ایران دانشگاه‌های بسیار خوبی وجود دارند که گاه از ابتدایی ترین تجهیزات، حضور اساتید برجسته و ... محرومند.
مسئله دیگر فرهنگ سازی و عوامل اجتماعی کشور است. متاسفانه فرهنگ عمومی‌کشور ما که مصداق این ضرب المثل فارسی است که می‌گوید: «مرغ همسایه غاز است». عموما مردم ما تصویر ماورائی از خارج دارند و اکثر کسانی هم که به خارج مسافرت می‌کنند درباره امکانات و رفاه مردم بیش از اندازه غلو می‌کنند. البته رسانه‌های تصویری و شنیداری ما هم خواسته یا ناخواسته به این موضوع دامن می‌زنند هر چند نباید نقش اینترنت و مدیا در دنیای کنونی را بی تاثیر دانست. همه این عوامل دست به دست هم می‌دهد تا جوانان این سرزمین تنها خوبی و امکانات کشورهای خارجی را در نظر بگیرند و از مشکلات و معضلات زندگی در خارج، غافل باشند. بطوری که بسیاری از نخبگان بعد از مهاجرت در خارج با وجود موفقیت‌های علمی‌دچار مشکلات شخصی و اجتماعی می‌شوند.
دیگر مسئله ارزش گذاری و توجه به نخبگان در کشور است. جدا از اینکه در کشور بسترهای علمی‌و آموزشی بسیار ضعیف و محدود است اما مشکل اساسی‌تر بی‌توجهی به نخبگان و جایگاه علمی‌و شخصیتی آنها است. بگونه ای که گاه مقبولیت و محبوبیت یک سلبریتی از سوی دولت و مردم و حتی درآمد اقتصادی آن از نخبگان در کشور بالاتر است. البته عواملی همچون دلایل اقتصادی، بی توجهی به ارزش‌های
علمی، ناتوانی دولت در تامین هزینه و بسترهای علمی‌این نخبگان و ... هم در این امر دخیل هستند.
اما در چگونگی حفظ و نگهداری نخبگان در کشور راهکارهای بسیاری وجود دارد که نخستین راهکار ایجاد حس تعلق و مفید بودن نخبگان در کشور است. بستر سازی پژوهشی و علمی‌نخبگان، پرهیز از نگاه خاص و سیاسی به نخبگان، تشکیل و ایجاد ستادهای ویژه حمایت از نخبگان، شایسته سالاری و بهره گیری
از نخبگان در سطوح بالای مدیریتی و تصمیم‌گیر، و در نهایت تمام استراتژی‌ و راهبردها بر این اساس باشد که از نخبگان در اداره کشور بیشتر استفاده و از دانش آنهایی که از کشور خارج شده اند نیز بهره گیری شود.