اقتدار ايران و انفعال آمريکا

هفته گذشته، هفته سختي بر ما گذشت با مصايبي که دل‌هاي ايرانيان را بسيار آزرد. اول، ترور ناجوانمردانه و خارج از اصول سردار سليماني و ياران همراهش به حماقت خارج از عرف رئيس‌جمهور ساختار شکن آمريکا و فرمانبرانش، که وحدت ملي غير قابل باوري براي ما رقم زد و بزرگ و کوچک را به بدرقه و تشييع آورد. هم در بغداد و کربلا و کاظمين و هم در مشهد و اهواز و تهران و قم و کرمان زادگاهش که از فرط هيجان و ازدحام، بيش از پنجاه تن جان باختند و بيش از دويست تن مجروح شدند. عوارض اين حضور و مصايب به فراتر از مرزها رفت و بيش از هفتاد شهر آمريکا به انتقاد و اعتراض از ترامپ پرداختند و در شهرهاي کشورهاي اروپايي و آسيايي نيز تجمعات اعتراضي شکل گرفت. و همه از عام و خاص به سرزنش رئيس‌جمهور آمريکا پرداختند آن چنان که به غير از نتانياهوي جنايت کار، هيچ کس، عمل غيرحقوقي و غير اصولي ترامپ را تاييد نکرد. حتي کساني از دولت مردان موثر عصر پهلوي دوم، مثل اردشير زاهدي، داماد شاه مخلوع و وزير امور خارجه اسبق ايران در پيش از انقلاب، در مصاحبه با بي‌بي‌سي، ضمن انتقاد از مواضع ضد ايراني اين بنگاه خبر پراکني، نسبت به ايرانيان، ابراز ارادت کرد و ژنرال قاسم سليماني را يک سرباز وطن پرست شرافتمند دانست. اين، خيلي مهم است چون: 
مدح از زبان دوست شنيدن مديح نيست      
مدح آن بود کز لب جز دوست بشنوي 
از اين نمونه مخالفت‌ها و انتقادها که بگذريم، تقبيح عمل ترامپ در داخل آمريکا به جايي رسيد که «چامسکي» فيلسوف بزرگ آمريکايي، آمريکا و دولت آن را به صراحت، بزرگترين تروريست جهان برشمرد. از اين گذشته، حزب دموکرات در کنگره هم عمل نسنجيده ترامپ را فاقد وجاهت قانوني دانست. علاوه بر آن، شعار مردم آمريکا هم بدين صورت عنوان شد که چرا پول آنها نه در آمريکا بلکه در راه تخريب و ترور خارج از خانه آنها صرف مي‌شود؟ نخبگان فکري، ورزشي و هنري درون آمريکا هم در نقد اعمال دولت مردان خود عبارات و سخناني بر زبان آوردند که تهييج افکار عمومي خودشان را به همراه داشت. بيفزاييد بر اين نقدها و مخالفت‌هاي صريح و کوبنده، خروش يک پارچه و بي‌سابقه عراق و ايران در اعتراض به عمل تروريستي ترامپ و صدها نمونه آن، ديگر جايي براي مقاومت براي کاخ سفيدنشينان نگذاشت و... 
و اما تهديد ايران به واکنش، آن چنان آمريکا و رژيم صهيونيستي و نيز دولت‌هاي اقماري آنها را در بهت و نگراني فرو برد که حالت انتظار اعدام بدتر از خود اعدام را بر خود مستولي ديدند و فضا آن چنان رعب‌آور شد و اوضاع روحي و اراده مردم ايران به انتقام آن چنان حالت انفعالي بر آمريکا عارض کرد که چاره‌اي جز تهديدهاي غير قانوني و قابل تقبيح جهاني و نشدني نديدند و از اين سو، به ميدان آوردن تحليلگران وابسته در شبکه‌هاي برون مرزي هم نتوانست ايران را از اراده به انتقام و تلافي بازدارد. و صدالبته عملکرد و اظهار نظر اروپا هم در راستاي سياست آمريکا و همقدمي با آنها، ايران را از پيش آمدگي باز نداشت و اينها همه ناشي از اقتدار مردمي بود که در عين اختلاف سلايق، در اين مورد به وحدت رسيده بودند و اراده کردند تا در مقابل تمامي استکبار و ائتلاف استعماري، به رهبري آمريکا بايستند و اين اقتدار چنان بود و چنان شد که چون در همان ساعت و دقيقه‌اي که شهيد سليماني ترور شده بود، موشک‌هاي بالستيک ذوالفقار و قيام، دو پايگاه آمريکا را در «عين‌الاسد» و «اربيل» با دقت تمام در هم کوبيدند. ضمن آن که به دولت‌هاي وابسته منطقه هم اخطار شد چنان که از آن پايگاه‌ها، تهديدي متوجه ايران شود، بي‌محابا از جانب ايران مورد هدف قرار خواهند گرفت. و اين، بعد از هنگامه جنگ جهاني که ژاپن بندر «پرلهاربر» را در هم کوبيد، نخستين بار بود که پايگاه‌هاي آمريکا، مستقيم و با تهديد قبلي، مورد هدف قرار مي‌گرفت و اين نبود مگر اقتدار ايران در عمل به آنچه وعده داده بود و انفعال و ترس فراگير آمريکا و اروپا و دولت‌هاي وابسته به آمريکا و شرايط آن چنان شد که فضاي پيش آمده، ترامپ را براي نخستين بار، در دوران رياست جمهوري‌اش ناچار کرد که آنچه را دست‌اندرکاران امنيت ملي برايش نوشته‌اند بخواند و در عين عجز اعلام کند که جنگ با ايران تمام شد و همه چيز خوب است! و آغوش ما براي مصالحه و مذاکره براي ايران باز است و تکرار همان مواردي که همه چيز را در مقوله منافع خود مي‌خواهند و تبيين مي‌کنند، مقوله‌اي که عوارض و عواقب آن کمتر از جنگ براي ما نيست. 
پس از آن، اگرچه سقوط هواپیمای اوکراینی اندوه و داغی پردل ما بود؛ اما به هر حال، اکنون دوران اقتدار ما و عقب‌نشيني آمريکا به صورت تدريجي از منطقه است و اين اقتدار وقتي به کل منطقه تسري مي‌يابد که از درون، تقويت شود و استمرار يابد و آن امکانپذير نخواهد شد مگر اين که اتکاي به اراده و مشيت الهي، ملحوظ نظر ما باشد و نيز تقويت جمهوريت نظام و حضور موثر و هميشگي مردم ولي نعمت، چنان که در اين تشييع و بدرقه، دنيا ديد بدون آن که بخواهيم اين حرکت مردمي را به نفع سلايق خود مصادره کنيم و مويد خود بدانيم.