درباره بدیهیات توضیح لازم نیست

فرشاد کاس‌نژاد


 لازم نیست چیز زیادی از فوتبال بدانید. اگر به ویکی‌پدیای حمید استیلی مراجعه می‌کردید، با بررسی دوران مربیگری او می‌توانستید مطمئن شوید که تیم امید با مربی کنترات‌چی به المپیک صعود نمی‌کند. حمید استیلی نه امروز پس از ناکامی تیم امید، بلکه از روزی که به روش کنترات -‌ابداع فدراسیون فوتبال- تیم امید را به او سپردند، بدترین انتخاب برای این تیم بود. استیلی سناریو را برای مربیان آنطور نوشت که می‌خواست، تا سرانجام هم مدیر تیم امید باشد و هم سرمربی، یک جاه‌طلبی عجیب که برای پایان امید در راه المپیک کافی بود. حمید استیلی هرگز در عمر مربیگری‌اش شباهتی به یک مربی موفق نداشت. او همیشه با رابطه‌هایش نیمکت‌ها را مال خود کرده بود، رابطه‌هایی که به افتخاراتش تبدیل شده بودند و همین چندی پیش خوشحال بود که می‌توانست بگوید برای کمک به تیم امید با ارتباطات شخصی‌اش به مقامات و مسئولان مراجعه می‌کند. او خود این روش را برای کاریابی در فوتبال انتخاب کرده بود و حضورش در تیم امید نیز بر اساس چنین وعده‌هایی بود، اینکه می‌تواند هزینه‌ها را تأمین کند. این برخورنده و زننده است که فدراسیون فوتبال یکی از تیم‌های ملی خود را با روش کنترات به این و آن بسپارد، البته اگر هنوز در فدراسیون فوتبال کسی باشد که از مفهوم شأن تیم‌های ملی چیزی بداند.
ناکامی تیم امید در راه المپیک توکیو مثل روز روشن بود. حمید استیلی دوست داشت در این ناکامی بزرگترین سهم را داشته باشد و حالا باید این ناکامی را به او تقدیم کرد. استیلی با کنار زدن مربیان و دخالت در کار آنها -از کرانچار تا مجیدی- همه کار کرد تا سرانجام خودش را در موقعیت سرمربی تیم امید ببیند. با فرهاد مجیدی هم چه بسا اتفاق بهتری برای تیم امید رخ نمی‌داد و انتخاب او برای تیم امید نیز تصمیمی بر اساس جایگاه هواداری - اینستاگرامی فرهاد بود اما استیلی می‌دانست که او را نیز می‌تواند از کار در تیم امید خسته و دلزده کند.
استیلی حتی لازم نیست درباره دلایل ناکامی‌اش توضیح دهد، چون می‌دانیم احتمالاً از حذف با تفاضل گل حرف خواهد زد و این مایه خنده خواهد بود. او از مدت‌ها پیش حذف تیم امید را قطعی کرد و حرف تازه‌ای درباره ناکامی‌اش باقی نمانده است. اتفاق غیرقابل‌ پیش‌بینی رخ نداده که منتظر توضیحات استیلی باشیم. برای این حذف در راه المپیک همه چیز از پیش آماده بود و امید به صعود این تیم چیزی شبیه یک ناآگاهی و نادانی در ورزش است و اگر کسی چنین امیدی داشته، شاید به نوعی خوشبینی مزمن دچار باشد. تیم امید با این پایان، آخرین تصویر را آنطور ساخت که واقعیت دارد، تصویری از سوءمدیریت و جاه‌طلبی‌های ویرانگر. توقع داشتید نتیجه‌اش چه باشد؟