راه حل «قوی‌شدن اقتصاد» معلوم است

ترديدي نيست که تشديد تحريم‌هاي اقتصاد ايران از سوي آمريکا با شناخت دقيق از آثار و پيامدهاي تضعيف اين بخش از ارکان جامعه صورت مي‌گيرد. آمريکايي‌ها باور دارند اين راه براي اجتناب از درگيري نظامي راه ساده‌تري است و از اروپايي‌ها و کشورهاي متحد نيز خواسته‌اند در همراهي با تحريم‌ها عمل کنند. واقعيت اين است که تا امروز به‌رغم ايستادگي و پايداري نجيبانه ايرانيان در برابر يکي از سخت‌ترين تحريم‌ها، اما ابزار تحريم کارساز بوده است. نشانه‌هاي مهمي وجود دارند که ايران و آمريکا در شرايط فعلي و با ادامه اين وضعيت در مسير سازگار قرار نمي‌گيرند و هر دو کشور از همه ابزار خود براي فشار بر ديگري استفاده مي‌کنند. با توجه به رفتار و گفتار مقام‌هاي آمريکايي، تحريم‌ها هنوز حرف اول را در فشار به ايران مي‌زنند. بنابراين ايران بايد اقتصاد خود را دربرابر تحريم‌ها تاب‌آور کند. تجربه دهه‌هاي تازه‌سپري‌شده نشان مي‌دهد که اقتصاد متمرکز برنامه‌ريزي‌شده که بخش عمده‌اي از آن در اختيار شرکت‌هاي ناکارآمد دولتي بوده و هست، اتفاقا ريشه در ضعف‌هاي ساختاري اقتصاد ايران دارد. بدين ترتيب براي نيرومند و قوي‌شدن اقتصاد ايران لازم است بخش غيردولتي سهم و نقش بيشتري در فعاليت‌هاي اقتصادي داشته باشد. در صورتي که طي دهه‌هاي اخير اجازه داده مي‌شد بخش خصوصي ايران به طور مثال در فولاسازي و خودروسازي حضور جدي داشته باشد، اکنون به‌جاي دو کارخانه بزرگ دولتي در خودروسازي، شاهد حضور چندين خودروساز بوديم و تحريم آنها توسط آمريکا کار به‌مراتب سخت‌تري مي‌شد. يک راه ديگر براي نيرومندترشدن اقتصاد ايران، به جذب بيشتر سرمايه‌هاي خارجي با مبدأ مشترک کشور و شرکت سرمايه‌گذار مربوط مي‌شود تا اين سرمايه‌ها در اقتصاد ايران به گردش درآيند و کشور و شرکت ذي‌نفع، براي صيانت از سرمايه‌هاي خود در برابر تحريم ايران ايستادگي کنند. اگر کشور ما مي‌توانست به هر ترتيب سهم بيشتري از صادرات نفت جهان را در اختيار داشته باشد، نبود نفت ايران در بازارهاي جهاني، به‌سادگي از سوي کشورهاي ديگر جبران نمي‌شد. اين داستان در گاز، بنزين، سرب، روي و ساير کالاها نيز مصداق دارد. در حالي که سهم ايران در تجارت جهاني کمتر از نيم درصد است، نمي‌توان اقتصادي نيرومند داشت. يک راه ديگر براي قوي‌شدن اقتصاد، بازگذاشتن دست دولت براي اجراي سياست‌هاي کارآمدتر و الزام همه جناح‌ها و طيف‌هاي سياسي به تبعيت از اين سياست‌هاست. در شرايط جنگ اقتصادي دولت نبايد درگير تضادهاي آشتي‌ناپذير داخلي شود. حال دولت دوازدهم بايد بداند تجربه‌هاي شکست‌خورده درسياست‌هاي حمايتي پايان‌ناپذير از همه طيف‌ها و همه قشرها با توجه به محدوديت درآمدهاي ارزي ديگر ممکن نيست و براي عبوردادن اقتصاد از اين روزگار سخت، بايد سياست‌هاي حمايتي محدود به فقيرترين و کم‌درآمدترين گروه‌هاي درآمدي شود. به اين ترتيب است که دولت منابع محدود خود را با کارآمدترين و بهره‌ورترين روش‌ها بين فعاليت‌هاي اقتصادي و حمايتي اختصاص خواهد داد. يک راه ديگر براي نيرومندترشدن اقتصاد توجه دقيق و کارشناسانه به توسعه صادرات، به‌ويژه صادرات کالاهايي است که ايران در آنها مزيت دارد. صادرات انرژي و فعاليت‌هاي وابسته به آن و همچنين صادرات فعاليت‌هاي خدمات فني و مهندسي از راه‌هايي است که بايد در دستور کار قرار گيرد. در اين راه لازم است بانک مرکزي و سازمان امور مالياتي فشار خود را بر صادرکنندگان کاهش دهند. باز نگه‌داشتن راه‌هاي صادرات به کشورهايي همچون عراق، افغانستان و سرزمين‌هاي عضو اتحاديه اوراسيا با استفاده از اقتصاد بازتر ازجمله راه‌هاي ديگر براي قوي‌شدن اقتصاد ايران به حساب مي‌آيد.