اصلاح طلبان کاغذی

رضا جعفری‪-‬ نبود امکانات بازی در سه ماهه تعطیلی تابستان برای نوجوانِ چون منی که زاد بومم روستاست، از جمله دلایلی بود که بخشی از بازی‌های خود را به دویدن بر لبه دیوارِ کاروانسرایِ شاه عباسیِ وسطِ روستایمان با ارتفاع حدود ۷ متر و طول۵۰متر در کمترین زمان ممکن طی کنم؛ اما، امروزه پس از گذشت قریب به ۴۸ بهار از عمر خود، وقتی به مناسبتی به زادگاه خود مراجعه و بعضاً ساعاتی را بر پشت بام همان کاروانسرا می‌گذرانم دلهره نزدیک شدن به لبه دیوار باعث می‌شود تا با فاصله‌ای حداقل نیم متری از آن به مناظر
اطراف بنگرم.
صرف نظر از دلایل روانشناختی شرایط سنی، همگان حداقل به این نتیجه و دانش تجربی دست یافته‌اند که قدرت خطر کردن و ریسک بالا در سنین پایین، بیشتر از زمانی است که با فزونی سن، عقل بر احساسات غلبه می‌یابد.
با اعلام نتایج بررسی صلاحیت کاندیداهای یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ردِصلاحیت تعداد قابل توجهی از اصلاح‌طلبان، صدای اعتراض آنها بالا گرفت و در قبایی ظاهرا دلسوزانه، عدم تایید صلاحیت‌های خود را مانعی در برابر شور انتخاباتی و... از این دست دانسته، به تحلیل نتایج آسیب زای ناشی از عدم حضور خود در انتخابات متوسل شده‌اند.


بدیهی است که حضور کاندیداها با تفکرات و اندیشه‌های مختلف می‌تواند شاخصی از تحقق دموکراسی به مفهوم واقعی و ابزاری از ابزارهای لازم در ایجاد انگیزه مشارکتِ بیشتر در انتخابات و حضور در پای صندوق‌های رای باشد - همانطور که انتخابات گذشته و از جمله دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان از اقبال مردم ناشی از همین امر دارد - اما سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا صرفِ حضور کاندیداها با تفکرات و از جناح‌های مختلف می‌تواند همیشه کارکرد خود در شورِ انتخاباتی را داشته باشد؟ قطعاً پاسخ به این سوال «نه» است؛ چرا که پیش و بیش از آن، برون دادِ عملکردِ کاندیداها است که می‌تواند بر حضور پررنگ و انتخاب کاندیداهای یک طیف یا جناح تاثیر بیشتری
داشته باشد.
شعارهای عامه پسند مادامی کارایی دارد که موکلان به انتظارات خود از وکیل منتخب شان (مجلس و یا ریاست جمهوری)دست یافته باشند و هنگامی که به خواسته‌های خود نرسند و مکرر با بدعهدی و بی مسئولیتی به شعارهای داده شده روبه‌رو شوند سرخوردگی، یاس و بی اعتمادی آنها را از ادامه همراهی با نماینده (نمایندگان) بازخواهد داشت؛ نمونه بارز چنین ارتباطی را می‌توان در عملکرد برخی نمایندگان اصلاح‌طلب مشاهده کرد که مردم پاسخ خود از اعتمادی که به لیست ارائه شده در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی کرده بودند را دریافت نکردند و امروز نیز نگرانی از عدم اقبال به دلیل عملکرد نه چندان مثبتِ خود در انجام وظایف نمایندگی و وعده‌های داده شده از یک سو و حمایت از ناکارآمدی سیاستگذاری‌های سیاستگذاران دولتی از سویی دیگر سبب شده است تا با دل بستن به تایید صلاحیت تعداد دیگری از چهره‌های به اصطلاح شاخصِ خود با تهیه لیستی در حوزه‌های انتخابیه مدنظر بتوانند تعداد قابل توجهی از کرسی‌های مجلس را به خود اختصاص دهند؛ غافل از آنکه رای‌دهندگان به آنها در دوره دهم انتخابات مجلس شورای اسلامی، دیگر آن کودکِ نوجوانِ خطرپذیرِ دونده بر لبه دیوار نیستند و غلبه بر احساسات و شور و هیجانشان سبب شده است تا از لبه دیوار فاصله گرفته و ریسکِ خطر را نپذیرند و اکنون به این آگاهی رسیده‌اند که برخی اصلاح طلبان، اصلاح‌طلب کاغذی هستند؛ همان که بر لیست کاغذی قرار می‌گیرند؛ نه اصلاح طلب واقعی.