روزنامه آفتاب یزد
1398/11/02
پدیده فرار مغزها معلول آموزش غلط
حمیدرضا تقوا- در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات وحذف مرزهای طبیعی و قراردادی و جهانی شدن فرهنگ و اقتصاد شاید سخن گفتن از پدیدهای به نام فرار مغزها (Brai- Drain) قدری شگفت آور به نظر برسد، اما با اندک تامل در عمق ماجرای تلخ قرن حاضر و تقسیم جهان به فقیر و غنی، جهان اولی و سومی، توسعه یافته و توسعه نیافته به خوبی به طبیعی بودن این پدیده پی خواهیم برد .پدیده فرار مغزها اولین بار در اوایل دهه1960 در جهان مطرح شد واز آن پس بصورت مستمر بحث شمال و جنوب بوده است. در این مورد آمار سال 1976 سازمان آموزشی،علمی و فرهنگی وابسته به سازمان ملل متحد (یونسکو) نشان میدهد که در فاصله پنج سال یعنی از سال 1969تا 1974 تعداد دانشجویان مهاجر شرکت کننده در دانشگاههای خارج از کشورهر سال بیش از سال قبل بوده و از 297575 نفر دانشجو درسال1969به400486 نفر در سال 1974 بالغ شده است. سمت حرکت این دانشجویان به دانشگاههای آمریکا ،کانادا، فرانسه، آلمان غربی و انگلیس بوده است. در مورد اینکه چه تعداد از این دانشجویان پس از اتمام تحصیلات به زادگاه اصلی خود بازگشتهاند آمار دقیقی در دست نیست؛ اما بررسیهای سازمان یونسکو نشان میدهد که تنها در سال 1973بیش از 17 درصد از 066/151/1 نفر دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاههای آمریکا به اقامت دائمی این کشور درآمدهاند. پس از مهاجرت گروه کثیری از افراد با تحصیلات متوسطه که از کشورهای آمریکای مرکزی و منطقه کارائیپ وارد آمریکا میشوند دومین گروه بزرگ مهاجر در آمریکا را مهاجرین با تحصیلات عالیه از آسیا منطقه پاسفیک تشکیل
می دهند. (95هزار از 128 هزار نفر)
طبق آمار دبیرخانه آنکتاد (کنفرانس تجارت و
تو سعه ملل متحد) در طی سال1960تا 1972بالغ
بر300 هزار نفر مهندس، پزشک، جراح، تکنسین و کارگرهای ماهر کشورهای در حال رشدبه اقامت دائمی کشورهای آمریکا ، کانادا و انگلیس درآمدهاند. در سرشماری 1990 آمریکا روشی اتخاذ شد به این ترتیب که برای افراد غیر بومی، به غیر از اخذ اطلاعات مربوط به احوال شخصیه، اطلاعاتی نیز از میزان سواد و تحصیلات تهیه شد و افراد بالای 25 سال به سه گروه متفاوت تقسیم شدند. گروه اول آنهایی که تا سطح ابتدایی درس خوانده بودند. در گروه دوم دیپلمهها و پایینتر از آن و در گروه سوم افراد با تحصیلات عالی قرار داشتند و شگفت انگیز
آنکه حدود 5/1میلیون نفر مهاجر به آمریکا که
دارای تحصیلات عالیه بودند از کشورهای آسیایی و حوزه اقیانوس آرام بودهاند. پس از مهاجرین فلیپین به آمریکا با 730 هزار نفر که بخش بزرگی از آنها دارای تحصیلات عالیه هستند مقام دوم از آن چین با 400 هزار نفر و هند و کره مشترکا با بیش از 300 هزار نفر در مقام سوم قرار دارند. حالیه بیش از 75 در صد هندی هایی که به آمریکا مهاجرت میکنند دارای تحصیلات عالیه میباشند در حالیکه این رقم برای مهاجرین کره ای 53% است . بزرگترین جریان مهاجرت از آفریقا به آمریکا اختصاص به مصر دارد و به دنبال این کشور نیز غنا و آفریقای جنوبی قرار دارند. بیش از 60 % مهاجران این سه کشور را افراد با تحصیلات عالیه تشکیل می دهند، فرار مغزها به ایالات متحده آمریکا به ویژه از کشورهای منطقه کارائیپ و آمریکای مرکزی بسیار چشمگیر است. در بین کشورهای نیمکره غربی، مکزیک ازدیرباز یکی از کشورهای مهاجر فرست به آمریکا بوده که 13 درصد آنها دارای تحصیلات عالی و دانشگاهی میباشند اما در مورد سه کشور حوزه دریای کارائیپ وضع به گونه دیگری است. به عبارت دیگر حدود 42 درصد مهاجران جامائیکا و 46 درصد مهاجران ترینیداد و توباگو را افراد با تحصیلات دانشگاهی تشکیل می دهند. از کشور گویان بیش از 70 درصد از فارغ التحصیلان دانشگاهی این کشور موطن خود را به منظور اقامت و کار در ایالات متحده آمریکا ترک کردهاند. در میان کشورهای آفریقای جنوبی نیز بیشترین فرار مغزها در گینه اتفاق میافتد که از افراد دارای تحصیلات عالیه این کشور راهی آمریکا میشوند . جمهوری اسلامی ایران نیز از نظر فرار مغزهای تحصیلکرده و بسیار متخصص به آمریکا مقام بالایی را در جهان اشغال می کند (15 درصد ) و به دنبال این کشور نیز تایوان (با 8تا 9 درصد) در ردیف بعدی قرار دارد.
همانگونه که ملاحظه شد پدیده فرار مغزها پیامدهای بسیار ناگوار آن غیر قابل تصور است. در یک سو کشورهای صنعتی و به اصطلاح مقصد قرار دارند که عامل مهمی در جذب نخبگان کشورها به شمار
می روند و منبع مهمی برای جذب نخبگان مهاجرت به
کشورهای دیگر آن هم در سطوح تحصیلی بسیار بالا یعنی اینکه یک منبع بزرگ نیروی علمی و مغزی بسیار گرانبهاست که در خدمت کشورهای مهاجرپذیر قرار میگیرد. از سوی دیگر کشورهای مبدا و جهان سوم قرار دارند که همه هستی و سرمایه انسانی خود را تقدیم بیگانگان میکنند!
در حال حاضر بیش از 150000 نفر مهندس و پزشک ایرانی در آمریکا زندگی می کنند. تمام ورودیها با رتبه دو رقمی کنکور سراسری دانشگاههای کشور، هر سال از بهترین دانشگاههای دنیا دعوتنامه دریافت میکنند و قریب به 90 نفر از 135 دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیادهای علمی صاحب مقام شدهاند در یکی از بهترین دانشگاههای آمریکا به تحصیل مشغول شدهاند .
براساس سرشماری 1990 آمریکا، قریب به 220 هزار نفر
خود را ایرانی تبار معرفی کردهاند و قریب به 77 درصد آنان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده اند .
براساس آمار ارائه شده تنها 1826 ایرانی عضو هیات علمی تمام وقت و رسمی در دانشگاههای آمریکا و کانادا به تدریس مشغولند که با احتساب استادان نیمه وقت ، به حدود 5000 نفر می رسند . در حالی که تا پایان سال 1372 تعداد استادان و دانشیاران شاغل در ایران ، 1500 نفر بوده که در سال 1375 به 2200 نفر رسیده و تعداد استادیاران
نیز 6000 نفر بوده است .
از جمله عوامل فرار مغزها در کشوراین است که به مسائل مادی (درمقایسه با سایرعوامل) بیشتر توجه میکنیم و انسان و افراد و میزان هوش آنان را فراموش میکنیم. میپنداریم که هر کس ماشین و ابزار آلات فن آوری در اختیار داشت، خوش بخت است. در حالی که بر عکس است، هر چه کشور پیشرفته تر باشد باید نقش عوامل انسانی در آن مهم تر، برجستهتر و بیشتر باشد. نسلون ماندلا رهبر مبارزات ضد استعماری کشور آفریقای جنوبی در این میان جمله جالب و حکیمانهای دارد. او میگوید: «انسانها آفریده شدهاند که به آنها عشق ورزیده شده و مورد توجه قرار گیرند و اشیاء ساخته
شدهاند که مورد استفاده قرار بگیرند! دلیل آشفتگی های
دنیای امروز این است که به اشیاء عشق ورزیده می شود وانسانها مورد استفاده قرار می گیرند و بعضا فراموش نیز می شوند». در حالیکه نقش انسانها در کشور ژاپن بیش از 80 درصد است .
به همین دلیل که عوامل انسانی در کشور ما کم رنگ
است، بیشترین دغدغه کشور ما خارج نکردن
ارز از کشور میباشد. در حالی که ما هیچ توجهی به فرار مغزها نداریم. به نظر میرسد همین تغییر نگرش نسبت به افراد انسانی و توسعه انسانی در فرآیند توسعه، عامل مهمی در کاهش پدیده فرار مغزهاست. زیان کشور ما از صادرات مغز بالغ بر
38 میلیارد دلار برآورد شده در حالی که درآمد سالانه کشور از محل صادرات نفت قریب به
12 میلیارد دلار اعلام شده است. براساس اظهارنظر مسئولان رسمی کشور، آمار مهاجران کشور بسیار شگفت انگیز است. در زمینه مهاجرت افراد متخصص و با تحصیلات بالا و بسیار بالا باید آمار جهانی فرار مغزها به کشورهای استرالیا، کانادا، فرانسه و آلمان را نیز در نظر گرفت که در این زمینه اطلاعلات کامل و قابل ارائه وجود ندارد . در حالیکه این کشورها همراه با آمریکا حدود 93% از کل جریان مهاجرت جهانی به کشورهای (OECD) یا سازمان همکاری اقتصادی و توسعهای (اروپایی) را به خود اختصاص دادهاند.
بعد از سیل مهاجرت ایرانیان متخصص به آمریکا حدود 25 % از اتباع ایرانی دارای تحصیلات عالیه نیز در کشورهای اتحادیه اروپایی زندگی میکنند. متاسفانه در یک سرشماری از آمار مهاجرین ایرانی به فرانسه میزان تحصیلات آنها حدود فوق لیسانس بوده است و اما نخستین ویژگی بارز آمار مربوط به مهاجرت در آمریکا این است که مهاجران به این کشور، عموما تحصیلات عالی دارند به طوری که 93 درصد مهاجران به آمریکا دارای تحصیلات عالیه هستند. ایرانیان مقیم آمریکا به نسبت جمعیت خود 6 برابر ساکنان این کشور دارای درجه دکتری هستند. از مجموع کل جمعیت آمریکا تقریبا حدود 5/7 درصد دارای تحصیلات عالی و بالاتر از لیسانس هستند. در صورتی که این رقم در مورد ایرانیان به 26 درصد میرسد. 20 درصد مردم آمریکا تحصیلات و مدارک دانشگاهی دارند در صورتیکه 56 درصد ایرانیان مقیم صاحب تحصیلات دانشگاهی میباشند . برای اینکه بدانیم عمق فاجعه چه مقدار است کافی است یادآور شویم که وقتی 20 متخصص برجسته ما از ایران میروند در واقع این رقم 20 نفر نیست، چون پس از 25 سال تحصیل مداوم صدها هزارتن در نظام آموزشی این 20 تن عصاره آنان هستند و در اصل تمام آن سرمایهها به هدر رفته و ما صرفا مالیات میدهیم. آموزش و پرورش نیرو مصرف میکند، دانشگاهها بسیج میشوند که نیرو تربیت کنیم، بعد دودستی آنها را تقدیم اروپا و آمریکا میکنیم.
همچنین در خصوص وضعیت اقتصادی مهاجران خارجی، به ویژه ایرانیان مقیم آمریکا، آمده است: آخرین آماری که اداره آمار ایالات متحده آمریکا در سرشماری 10 سال پیش ارائه کرده نشان میدهد که 46در صد مهاجران خارجی ایرانی دارای مدرک لیسانس و بالاترند و 42درصد در ردههای بالای علمی و حرفهای و 22درصد صاحبان شرکتهای بزرگ تجاری، کارخانههای صنعتی و بیمارستان و ورزشگاه میباشند و میانگین درآمد مهاجران ایرانی 55 هزار دلار و میانگین در آمد شهروندان آمریکایی 35 هزار دلار میباشد. در یک برآورد شگفت انگیز خسارت ناشی از فرار مغزها در ایران، رقمی بالغ بر 30تریلیون و400 میلیارد تومان اعلام شده است!!
هرچند این خسارت اختصاص به ایران ندارد و پدیدهای عام و فراگیر جهان سوم است که باید رهبران جهان سوم اهتمام جدی در رفع آنها معمول دارند.چرا که علاوه بر آمار تکاندهنده فوق در سال 1995، 450 هزار نفر از تحصیلکردگان مصری در آمریکا،6 هزار نفر درکانادا، 150 هزار نفر در استرالیا و155هزارنفر در ارو پا به سر میبردند. در سال 1993، 130هزار نفر از فارغ التحصیلان روسی به اروپا و آمریکا مهاجرت کردند. در سال 1990، 410 هزار نفر ازمتخصصان هندی این کشور را ترک کردند که 30 درصد در آمریکا واا درصد در اروپا مقیم شدند. در عوض درآمد آمریکا در سال 1995صرفا از تحصیل دانشجویان خارجی 1میلیارد دلار بوده است.
در ایران نیز این آمار بسیار تکان دهنده است.
در جهان سوم مشکل تنها به این مربوط نمیشود که چه امکانات و منابع تحقیقاتی و نیروی کارآمد و متخصص موجودند و حاصل بهرهدهی آنان ناقص و یا غلط است. بلکه به چگونگی استفاده از امکانات موجود نیز مربوط میشود و در اغلب موارد در جهان سوم، تحقیقات و برنامههای ملی مورد دستبرد و دستور کار معاملات سیاسی قرار میگیرند. در این کشورها و مخصوصا در کشور ما استعدادهایی که با سیاست و حکومت ارتباط مستقیمی نداشته و از مرکز و ثقل قدرت فاصله دارند در درجه دوم و سوم اهمیت قرار میگیرند. ولی شیوه بهینه استفاده از استعدادهای درخشان و روشنفکران صاحبان تخصص این است که ضمن تامین نیازهای اولیه و ضروری، هویت انسانی و شخصیت علمی آنان را با بهرهگیری درست و بجا پاس بداریم و دایره اظهار و انجام عمل در تعیین سرنوشت مملکت و اداره امور را بر آنان بازتر نماییم و از نظرات و تحقیقات و دستاوردهای علمی آنان بهره بگیریم.
یک متخصص روشنفکر و مغز کارآمد و سازنده که دارای خط مشی سیاسی و منش شخصیتی و روان شناختی خاص خود است وقتی احساس کند و این اعتقاد در او به وجود آید که برای سازندگی و اعتلاء میهن خود مورد اعتماد و وثوق نیست و در دایره تصمیمگیری و حتی در امور مشورتی مورد بی مهری و بیتوجهی قرار گرفته و بهره برداری چندانی از او به عمل نمیآید و عنوان شهروند درجه دوم میگیرد، مسلم است که تعلق خاطری برای ماندن و ساختن پیدا نمیکند. متولیان و مسئولان حکومتی و کارگزاران سیاسی جوامع جهان سوم باید توجه داشته باشند یکی از دلایل عدم مهاجرت به کشورهای دیگر از سوی برخی متخصصان این است که در غرب احساس میکنند شهروند درجه اول نیستند و بعضا به آنها به دید غریبه و غیرخودی نگریسته میشود و اما اگر قرار باشد در شهر و موطن خودشان نیز همین احساس را داشته باشند طبیعی است که ترجیح میدهند اگر شهروند درجه دو خوانده شوند، اقلا از حداقل رفاه برخوردار باشند و با این وصف طبیعی است که اکثر دانشمندان جهان در جایی ماوی و سکنی گزینند که علم در آنجا رخ مینماید.
در کشورهای جهان سوم سهم آموزش و پرورش از درآمدهای ملی بسیار اندک است و بودجه کمی صرف تحقیقات و آموزش در این کشورها میشود. به عنوان مثال در کشور ایران به عنوان یکی از مصادیق آشکار این امر، تنها2% از بودجه کشور صرف تحقیقات میشود و در برخی از کشورهای عقبافتاده این رقم کمتر از 1 درصد میباشد. در ثانی هزینه تحقیقاتی و پژوهشی برای هر دستگاه به صورت بخشی، مجزا و جزیرهای بوده و بعضا بودجه و هزینه تحقیقات با عناوین مشابه در این دستگاهها مصرف شده و به صورت سیستماتیک و برنامهای تخصیص داده نمیشود و یا بعضا کارهای تحقیقاتی و مشابه و یکسان را به انجام میرسانند. این در حالی است که بودجه آموزش و پرورش ژاپن در سال جاری 165 میلیارد یورو تخصیص داده شده و بودجه آموزش و پرورش ایران 2/5میلیارد یورو است. هزینه هر دانش آموز ایرانی امسال حدود 2 میلیون تومان میباشد در حالی که هزینه سالانه یک زندانی 18 میلیون تومان است یعنی هزینه هر دانش آموز ایرانی را یکنهم یک زندانی در نظر گرفتهاند.
نتیجتا نباید انتظار داشته باشیم از آن تصور به تصدیق و از قضیه وضعیت موجود به یک نتیجه منطقی و کارآمد برسیم. امروزه سهم آموزش، تحقیقات و پژوهش در توسعه اقتصادی بر کسی پوشیده نیست و در جهان تو سعه صنعتی بدون تحقیقات و پژوهش دقیق و برنامهریزی شده آموزش و تربیت متخصصان زبده (بدون هیچ شبههای نمیتوان به تکنولوژی و پیشرفت دست یافت و تنها به دستهای ماهر در تولیدات دستی و صنایع و نظایر آن بسنده کرد. در این زمینه پروفسور « سی، آن، آر، رائو رئیس مرکز تحقیقات علمی جواهر لعل نهرو» در هند که مدتی پیش به ریاست «آکادمی علوم جهان سوم» انتخاب شده معتقد است: «نوآوری و دانش علمی بزرگترین کالای قرن بیست و یکم است و بدون علم شخص نمیتواند یک شهروند برابر در جهان امروز باشد».
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
نود یا جهان آرا؛کدام محبوب هستند؟
ماجرای تبدیل مجید دلبندم بانک پارسیان به مجید دلبرم
کمک 8 میلیاردی شهردار تهران به جشنواره فیلم فجر با چه توجیهی صورت میگیرد؟
پرویز اسماعیلی با کدام سابقه دیپلماتیک یا سیاست خارجی به عنوان سفیر ایران در کرواسی انتخاب شد؟
سیل یا سوء مدیریت، کدامیک خسارت آفرینتر است؟!
تنبیه برای مسافرت خارجی!
صادرات خودرو فعلا منتفی است
پیام صفهای طولانی بنزین انتهای هر ماه
آقای جهانگیری بخواند
پدیده فرار مغزها معلول آموزش غلط
ویژگیهای یک سفیر
اصلاح طلبان کاغذی
با فساد مبارزه کرد
پدیده فرار مغزها معلول آموزش غلط
ویژگیهای یک سفیر
90 نماینده رد صلاحیت شده در مجلس چه میکنند؟

