امیر قلعه‌نویی و علی دایی شایسته مربیگری تیم ملی

تيم ملي فوتبال ايران به دنبال تعيين سرمربي خود است. معمولا انتخاب سرمربي براي تيم‌هاي ملي مکانيسم خودش را دارد. مسئولان فدراسيون‌ها و کميته‌هاي فني در نشست‌هاي متعددي کيفيت کاري کانديداهاي سرمربيگري تيم شان را بررسي مي‌نمايند. انتخاب سرمربي براي تيم ملي کار بسيار سخت و پيچيده‌اي است. در ابتدا مسئولان فدراسيون بايد کانديداها را به کميته فني اين نهاد معرفي نمايند. از نظر فني اين کميته فني است که بايد روي يک يا چند کانديدا نظر بدهد. کميته فني در ابتدا بايد تعيين نمايد که تيم ملي به چه شيوه‌اي مي‌خواهد بازي کند و بعد با تحقيقات وسيعي کانديداهاي مورد نظر فدراسيون را از نظر کار فني تجزيه و تحليل نمايد. مساله ديگر بررسي شيوه ارتباطي مربي با تيم است. آيا تيم از بازيکن‌هاي حساس تشکيل شده يا بازيکن‌هاي گردن کلفت با استحکام روحي زياد. در اين رابطه کانديداهايي که از نظر فني تاييد شده‌اند، بايد از نظر برقراري روابط رواني با تيم مورد بررسي قرار گيرند. يک مربي اقتدارگرا خيلي سخت مي‌تواند به بازيکنان حساس انگيزه لازم براي بازي کردن را بدهد و برعکس يک مربي با شيوه مديريت معتمدانه کار سختي براي اداره بازيکن‌هاي گردن کلفت و مستحکم را دارد. مساله مورد بررسي ديگر شخصيت و روابط اجتماعي کانديداهاي مورد نظر است. طبيعي است که يک مربي خوشگذران در جامعه‌اي معتقد به رفتارها و کردارهاي خط‌کشي شده، مشکل پيدا خواهد کرد و يک مربي معتقد به اصول خلل ناپذير در جامعه‌اي خوشگذران، دچار مشکلات عديده‌اي خواهد شد. پس مي‌بينيم که انتخاب سرمربي براي تيم ملي يک کشور با چه نکات عمده‌اي روبه روست و اعضاي کميته فني فدراسيون‌ها بايد افرادي باشند کاملا فوتبالي با تسلط بر علوم تمرين، روانشناسي، تعليم و تربيت، علوم اجتماعي و آگاه به شناخت شخصيت‌هاي شناخته شده در عرصه فوتبال. مربيان خارجي در خيلي از اين زمينه‌ها براي فوتبال کشور ما کمبودهايي دارند. آنها- اگر مسائل فني را کنار بگذاريم- در زمينه رواني، مناسبات اجتماعي، هم زباني و شخصيتي، تطابقي با فوتبال ما ندارند. آنچه که آنها را با مربيان ما متمايز مي‌نمايد، جنبه فني و مراودات اداري با مسئولان فوتبال کشور است. آنها به دليل قراردادهاي مستحکم و قيمت‌هاي گزاف، حرف شنوي کمتري از مسئولان گاه غيرفوتبالي دارند که در امر مديريت تيمي به آنها کمک‌هاي زيادي مي‌رساند. از نظر فني هم اگر ما دسترسي به مربيان درجه يک اروپايي نداشته باشيم، مربيان درجه دو و سه در زمان حال جلوتر از مربيان داخلي نيستند. اگر قرار بر اين باشد که انتخاب ما مربيان درجه دو و سه اروپايي باشد، مربيان ايراني ازهمه نظر از آنها جلوترند. براي تيم ملي فوتبال ايران درحال حاضر صحبت از مربيان ايراني است و تابحال سه نام متفاوت براي اين پُست در رسانه‌ها مطرح شده است: امير قلعه نويي، علي دايي و يحيي گل‌محمدي. گل‌محمدي که با انتخاب پرسپوليس از دور کانديداها خارج شد. مانده است امير قلعه نويي وعلي دايي. فکر مي‌کنم که براي مسئولان فدراسيون و کميته فني فدراسيون، انتخاب يکي از اين دو مربي کار سختي نباشد. هر دو مربي از مربي‌هاي تواناي کشور ما هستند. هر دو مربي موفقيت‌هاي زيادي در روند کاري‌شان به چشم مي‌خورد. هر دو مربي، روزي مربي تيم ملي ايران هم بوده‌اند و مطمئنا از اشتباهاتشان درس‌هاي زيادي گرفته‌اند. به نظرم با مذاکراتي که کادر فني و مسئولان فدراسيون با اين دو مربي بزرگ ايراني خواهند داشت، انتخاب کار سختي نخواهد بود. مسئولان و کادر فني بايد ببينند که هماهنگي با کدام مربي بيشتر است. شرط هماهنگي بيشتر، شرط موفقيت در کار مديريت تيم فوتبال ايران خواهد بود. هماهنگي، يکي از اصول مسلم و ملتزم موفقيت در رقابت‌هاي ورزشي است وگرنه هر دو مربي، شايسته مربيگري تيم ملي فوتبال ايران هستند.