در سوء‌تفاهم و توهم زندگی می‌کنیم

[صبا شادور] بهرنگ دزفولی‌زاده فیلم‌سازی است که با نخستین فیلم خود به نام «بی‌صدا حلزون» در سی‌وهشتمین ‏جشنواره فیلم فجر حضور دارد. فیلمی که بعد از نمایش نخستین خود در سالن رسانه‌ها بازتاب‌ها و ‏عکس‌العمل‌های متنوع و گوناگونی را ایجاد کرد. در شرایطی که عده‌ای از منتقدان و اهالی رسانه این فیلم را ‏به دلیل نوع نگاه و تعهد و مسئولیت‌پذیری کارگردان در ارایه یک معضل اجتماعی- فرهنگی مورد ستایش قرار ‏دادند، عده‌ای نیز بودند که بی‌صدا حلزون را نه در حد و اندازه یک فیلم سینمایی حاضر در جشنواره، بلکه ‏تله‌فیلمی مناسبتی نامیدند که می‌بایست مثلا در روز جهانی ناشنوایان از تلویزیون پخش می‌شد.‏
با این اوصاف، اما همین که فیلم‌سازی کارش را با یک فیلم‌نامه خاص و منحصربه‌فرد چون بی‌صدا حلزون ‏آغاز می‌کند، نشان از جسارتی دارد که در ادامه کارنامه‌اش بسیار به دردش خواهد خورد. جسارتی که موجب ‏شده دزفولی‌زاده از پس انجام کاری چنین دشوار چون جور کردن سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده برای تولید فیلمی ‏چنین سخت برآید. شاید از این رو باشد که خود بهرنگ دزفولی‌زاده می‌گوید ساخت فیلم بی‌صدا حلزون ‏همانند بالا رفتن از کوه دماوند برای او بوده است. دزفولی‌زاده در بخشی  از صحبت‌های خود معتقد است که ‏در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اصولا بسیار زود دچار سوءتفاهم و توهم‌های موجود می‌شویم و همین ‏موضوع باعث دلخوری‌ها و چالش‌های غیرضروری زیادی می‌شود. با این کارگردان سینما درباره نخستین فیلم ‏سینمایی کارنامه‌اش به گفت‌وگو نشسته‌ایم.‏ «بی‌صدا حلزون» نخستین فیلم شما در عرصه فیلم‌سازی است.چطور شد که تصمیم گرفتید پا به این عرصه ‏بگذارید؟
حدود بیست سالی است که عکاس حرفه‌ای سینما، مجموعه‌های تلویزیونی و تله‌فیلم هستم و بعد پا به عرصه ‏فیلم‌سازی گذاشتم. ارتباط یک عکاس با مردم جامعه خیلی نزدیک است. موضوعی درباره آتلیه ‏عکس داشتم که حدودا به پنج‌سال گذشته برمی‌گردد. در نتیجه دوستان زیادی در نوشتن این فیلم‌نامه به ‏من کمک کردند. ‏
شما چند‌سال قبل این فیلم‌نامه را نوشتید، چرا همان موقع که شاید شرایط به لحاظ هزینه‌ها بهتر بود، آن ‏را نساختید؟


معتقدم که برای ساخت یک فیلم اصلا نباید عجله کرد؛ چرا که فیلم‌نامه در آن سال‌ها نقص‌هایی داشت که ‏باید رفع می‌شد. محمدرضا رهگذر نویسنده فیلم‌نامه داستانی درباره ناشنوایان برای من تعریف ‏کرد که من با مشورت او آن قصه را پرورش دادم و تبدیل به فیلمی شد که امروز روی پرده می‌بینید.‏
چه معیاری برای انتخاب بازیگران چهره در فیلم داشتید؟
برای من مهم بود که بازیگران چقدر می‌توانند به نقش نزدیک باشند، چراکه باید از زبان اشاره استفاده می‌‏کردند. پس تکلیف‌شان از دست و بدن‌شان در این فیلم روشن بود. از طرفی در انتخاب بازیگران ریسک کردم. ‏به نوعی دنبال این بودم که بازیگران این فیلم را از یک قالب مشخص رها کنم و ببینم در یک قالب دیگر ‏چگونه ظاهر می‌شوند. نتیجه کار با دوستان بازیگر راضی‌کننده بود اما می‌توانست کمی هم خطرناک باشد. ‏من این خطر و ریسک را به جان خریدم و فکر می‌کنم بازیگران این فیلم هم بازیگران جسوری بودند که این ‏نقش‌ها را پذیرفتند. ‏
 ناشنوایان چه دیدگاهی نسبت به فیلم‌سازانی دارند که سوژه فیلم آنها می‌شوند؟
تمام سعی‌ام را کردم که به جامعه ناشنوایان نزدیک شوم. به نوعی دنبال این موضوع بودم که ناشنوایان ‏احساس کنند کسانی آمده‌اند که نقش واقعی آنها را ایفا کنند. به همین دلیل تمرینات زیادی با بازیگران و ‏ناشنوایان داشتیم. ‏
از تهیه‌کننده فیلم که مرتضی شایسته است تا انتخاب بازیگران، تقریبا شما با تیم حرفه‌ای شروع کردید. ‏چطور تهیه‌کننده و بازیگران به یک کارگردان فیلم اولی اعتماد کردند؟ آن هم حضور در فیلمی که یک ‏موضوع خاص را دربرمی گیرد. چراکه اکثر فیلم‌های روی پرده یا تم کمدی دارند که موفق می‌شوند یا ‏داستان‌های عامه‌پسندی که این روزها مردم را جذب کند.‏
واقعا این پروژه برای من  همانند بالا رفتن از کوه دماوند بود. فیلم «بی‌صدا حلزون» فیلم سختی بود. با این ‏حال من عاشق سینما هستم و تمام سختی‌های آن را تحمل می‌کنم. خوشبختانه سرمایه‌گذار این فیلم آدم ‏باهوشی بود که از دانش فرهنگی هم برخوردار بود. به همه بخش‌ها نظارت می‌کرد و این موضوع خیلی به ‏ساخته شدن این فیلم کمک کرد. هر موقع از شرایط سخت این فیلم  خسته می‌شدم، یاد فیلم «کوه» امیر ‏نادری می‌افتادم.‏
فیلم‌سازان سینما با سختی فیلم‌ها را می‌سازند و بعد وارد مرحله تازه دیگری می‌شوند که باید آثار خود ‏را به جشنواره‌ای دولتی چون جشنواره فیلم فجر بسپارند. جشنواره‌ای که نتیجه آن تکلیف یک فیلم را تا ‏حدی روشن می‌کند. نظر شما درباره  این جشنواره که تبدیل به غولی بزرگ برای فیلم‌سازان شده، چیست؟
دیدگاه مخاطبان، مردم و صاحبان سینما بر این اساس است که جشنواره فیلم، یک ویترین خیلی خوب برای ‏حضور فیلم‌ها و دیده شدن است. اصولا برای فیلم‌سازان هم همین هیجان و تکاپو را دارد تا فیلم را به این ‏جشنواره برسانند. ما باید به این هم فکر کنیم که یک جشنواره ملی و دولتی اجازه ورود به کارگردان‌ها‎ ‎را می‌‏دهد و فیلم‌های آنها را می‌پذیرد. اینها اتفاق‌های خوب جشنواره است!  حالا اگر همین جشنواره  هر ‏طیفی از فیلم‌سازان را  قبول می‌کرد و می‌توانست جشنواره‌ای خوب از همه فیلم‌ها باشد و هر کسی به ‏اندازه سلیقه شخصی‌اش می‌توانست از این ویترین بهره برداری کند، مطمئن باشید فیلم‌سازان برای نمایش ‏فیلم‌های خود در جشنواره بیشتر هم استقبال می‌کردند. اگر کلاه خودمان را قاضی کنیم و کلاه خودشان را ‏قاضی کنند، جشنواره رویکرد عجیبی دارد که براساس آمار واقعی، جشنواره فیلم فجر وضع خوبی نداشته ‏است. جشنواره باید با فیلم‌سازان مختلف همراه باشد.‏
در این سال‌های اخیر با یک پدیده دیگری هم روبه‌رو بودیم؛ بحث خودسانسوری فیلم‌سازان در شرایط ‏مختلف. نظر شما دراین‌باره چیست؟
در سال‌های اخیر چه در زمینه عکاسی سینما و چه در عرصه کارگردانی که تازه با آن روبه‌رو شده‌ام، از مقوله‌‏ای به نام خودسانسوری هرگز استفاده نکردم و نخواهم کرد. با توجه به شرایط و  خط قرمزهایی که وجود دارد، ‏فیلم‌سازان می‌توانند به راحتی  و بدون خودسانسوری و آگاهانه فیلم بسازند که اصلا نیازی به خودسانسوری ‏نیست. وقتی ما در جایی و شهری زندگی می‌کنیم، قوانین آن شهر را هم می‌پذیریم. باید شرایطی ایجاد ‏کنیم که بتوانیم خواسته‌هایمان را تعاملی پیش ببریم.‏
 در پایان اگر صحبتی دارید...
باید بگویم که ما در جامعه سوء‌تفاهم‌ها و توهم‌ها زندگی می‌کنیم. خیلی زود ناراحت می‌شویم. اتفاقات ‏اخیر چند پیامد داشت؛ نخست اینکه همه ما با هم برابریم. من هم هم‌درد مردم جامعه‌ام. من هم ‏بغض دارم و گریه کردم برای کسانی که تازه از دست دادیم. اگر بنا باشد با این چنین مسائلی جشنواره را ‏تحریم کنیم، جشنواره فیلم فجر سال‌های گذشته هم می‌توانست به شکل‌های مختلف تحریم شود، اما چرا ‏این اتفاق نیفتاد؟ شاید چون با برگزار نشدن جشنواره، این  فیلم و دنیای سینماست که دچار آسیب و ضرر ‏مالی می‌شود، چرا که سینما یک صنعت است و نیاز به مخاطب و تماشاگر و گیشه و بازگشت سرمایه دارد. ‏هر هنر دیگری اگر کارش را تحریم کند، این همه ضرر ندارد که سینما به دلیل یک کار گروهی ضررها و ‏آسیب‌های جدی می‌بیند. یکی دیگر از مسائلی که در فیلم بی‌صدا حلزون وجود دارد، فرهنگ‌سازی و ‏مسئولیت اجتماعی است. ما می‌توانیم برای این دوستان و سایر افرادی که از محدودیت‌ها و معلولیت‌هایی ‏رنج می‌برند، فضای شغلی مناسب ایجاد کنیم. من از خود همین دوستان ناشنوا در بخش‌هایی از فیلم ‏استفاده کردم. آنها هم خیلی تلاش کردند زحمت‌شان در این جشنواره و فیلم دیده شود. با انتخاب ‏نشدن فیلم در بخش سودای سیمرغ زحمت این دوستان دیده نشد. برای همین هم انتظار دارم که حداقل ‏مردم از این فیلم حمایت کنند. ‏