راهبردهای مدیریت اقتصاد غیر نفتی

کامران ندری
عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع)
وابستگی کشور به اقتصاد نفتی از دیدگاه رهبری عامل مهم بروز مشکلات و چالش‌های ساختار اقتصاد کشور است. همان‌طوری که رهبری اشاره کردند اتکای اقتصاد کشور به درآمد ارزی حاصل از صدور نفت خام اتکا به توان داخلی طی سال‌های مختلف را کاهش داده است.ایشان در سخنرانی اخیر اشاره داشتند که وابستگی کشور به درآمدهای نفتی باعث شده توجهی جدی به توان نیروهای داخلی، استعدادها و ظرفیت‌های گوناگون نشود.واقعیت این است که اتفاق افتاده است.
رهبری به این موضوع اشاره دارند که تحریم‌های دشمن بهترین فرصت است. منظور ایشان از فرصت این است که ساختار بودجه‌ای کشور فارغ از نفت اصلاح شود و وابستگی به درآمدهای نفتی کاهش یابد.واقعیت این است که خروج منابع نفتی از اقتصاد کشورامری دشوار است، اما چنانچه مدیریت اقتصاد کشور با منابع غیر نفتی سازگار شود، این مسأله می‌تواند زمینه توسعه غیر نفتی کشور را فراهم سازد.اما برای ورود به این مسیر چه باید کرد؟
برای اصلاح ساختار بودجه‌ای، تجدید نظر در هزینه‌های کشور در اولویت است. باید برآورد شود که آیا این هزینه‌ها توجیه اقتصادی دارد یا خیر؟همچنین هزینه‌ها با وظایفی که در علم اقتصاد برای دولت تعریف شده، سازگار است؟ راهکار دیگر این است که منابع درآمدی دولت تغییر کند و باید متنوع شود. در اکثر کشورها، درآمدهای دولت از محل درآمدهای مالیاتی تأمین می‌شود.از این رو نظام مالیات ستانی، فرآیندی تخصصی، حرفه‌ای، شفاف و دارای چشم‌انداز است.چنانچه بودجه کشور بخواهد از نفت محوری به سمت منابع غیر نفتی همچون مالیات برود، باید ساختار نظام مالیاتی کشور با ضرورت‌های روز سازگار شود.این یک برنامه راهبردی و مهم است.این برنامه مهم اقتصادی احتیاج به ساختارهایی دارد که اثرات انحرافی آن بر منابع کاهش پیدا کند و دیگر هم اینکه مالیات عادلانه و منصفانه‌ای از مؤدیان وذی نفعان اخذ شود.
در اقتصاد کشور، به دلیل بهره‌مندی دولت از درآمدهای نفتی، روند توسعه ساختاری نظام مالیاتی ضعیف مانده است و ساختارهای لازم برای وصول درآمدهای مالیاتی، کارا و عادلانه نیست.از این رو این سازمان مأموریت‌های وسیع و جدی دارد.از طرف دیگر، تحریم‌ها باعث شد دولت از بخش مهمی از درآمدهای خود یا همان درآمدهای نفتی محروم شود. اما این شرایط، فرصتی است تا نظام مالیاتی اصلاح شود.
گاهی لازم است دولت هزینه ای را متحمل شود، اما نمی‌تواند با درآمد مالیاتی آن هزینه را متحمل شود. به این ترتیب، دولت باید با برنامه‌های دیگر مانند انتشار اوراق منابع مالی خود در بسترهای لازم برای تأمین هدفمند را دنبال کند. اکنون بازار بدهی‌های دولت در اقتصاد ما بازار توسعه یافته ای نیست که سیاستگذاران باید روی آن به‌طور جدی متمرکز شوند. اما اکنون فرصتی فراهم شده و از قبال تحریم‌ها بدست آمده است که بازار بدهی کشور ساختارمند شده و عمق لازم برای فروش اوراق دولتی فراهم شود.واقعیت این است که اداره اقتصاد بدون نفت با توجه به شرایط تحریم‌ها امری دشوار است، اما شدنی است که می‌تواند آینده توسعه کشور را تضمین کند.