دريغ از آن همه استعداد

آمار و ارقام اين سرمايه‌هاي انساني، خيره‌کننده است. با آن همه نشاط و قصد خدمت، حتي اگر براي خود باشد، چون در روابط متقابل اجتماعي، اين سود و قابليت شخصي و فردي هم به جمع مي‌رسد، سرمايه‌هايي که بايد به آن توجه نمود، جهت داد و از وجودشان در رده‌هاي مختلف به نفع کشور استفاده کرد. 
آمار، روشن و دقيق است: جهت داوطلبي نمايندگي يازدهمين دوره خانه ملت؛ يعني، مجلس شوراي اسلامي، قو‌ه‌اي که بايد در راس امور باشد و نيست، 16 هزار و 33 نفر ثبت نام کرد‌ه‌اند که از اين جمع، بدون آن که به چون و چراهاي تاييد يا عدم تاييد صلاحيت آنان، کاري داشته باشيم، شمار 7 هزار و 157 نفر، تاييد صلاحيت شده‌اند. از آن ميان 422 تن، تحصيلات حوزوي دارند که لابد مدرک معادلشان فروتر از کارشناسي ارشد نيست. از آن جمع باقي، 1021 نفر مدرک دکتري دارند و 5 هزار و 308 تن فارغ‌التحصيل مقطع کارشناسي ارشد هستند و به هر حال از اين خيل عظيم و سرمايه‌هايي که در درجه اول، قابليتشان از تحصيلاتشان پيداست، 290 تن در دور نخست يا در مرحله بعد وارد خانه ملت خواهند شد بدون اينکه در بحث نظري و عملي برحسب ظاهر تفاوتي با ديگران داشته باشد. چون جامعه ما، براي بسياري از احرازها و پذيرش‌ها، شرايطي عمل مي‌کند؛ يعني، توان مالي، شرايط تاييد و حمايت خاص و عام پيراموني، قابليتي را مطرح مي‌کند و بالا مي‌برد و بر مسند مي‌نشاند. حتي بسياري از آن چهره‌هاي مقبول شرايطي تا قبل از ظاهر شدن تصوير و نامشان در ملاءعام، کسي با اسمشان هم آشنا نبوده است و قابليت عمليشان براي چنين مسند سرنوشت‌سازي، فقط نظري و در بيان و بر روي کاغذهاي تبليغاتي است. بدون آن که مشق سياست و اقتصاد و اجتماعيات کرده باشند! 
اينجاست که اين نهاد عظيم قانونگذاري و نظارت بر اجراي قواينن که هر دو بسيار محتاج تجارب ساليان و آن «مشق»ي است که در بالا گفتيم، با چهره‌هاي فاقد تجربه عملي و سابقه به تثبيت رسيده روبه‌رو مي‌شود، چهره‌هايي که لازم بود بسياري از دانسته‌ها را بدانند و با تمهيداتي بسيار ضرور در رده‌ها و ننگ و نبردها و مراحل بسيار حساس و حياتي، مجهز باشند. تصويرهايي که گاه و بيگاه از خواب يا عدم حضور يا مشغول شدن با تلفن همه گير را از صحن مجلس مي‌بينيم، حکايتي از همين عدم آمادگي‌ها و مشق نکردن‌هاست و علت اصلي در راس امور نبودن‌ها، همين جاست و آن شمار عظيمي که برخي از همين مجلسي‌ها از تصويب قوانين متناقض گفته‌اند، جز اين نمي‌تواند باشد. از قضا همين مشق لازم نديدن است که مجلس را از حواشي و جوانب تحت تاثير قرار مي‌دهد. و از آن سو، چهره‌هاي موفق و وجود و حضور مجلس قانونگذاري در اين بيش از يکصد سال از مشروطه تا کنون را بايد در همان مشق‌ها و تجربه‌هاي حزبي و شبه‌ حزبي ديد که نمونه‌هاي آن آبديدگان و پختگاني است که از مدرس و مصدق و بهار و... ديگران و نام‌آوراني در تاريخ مجلس شوراي اسلامي اين ده دوره به منصه ظهور آمده‌اند شما به عنوان مثال مجلس اول را با دوره‌هاي بعد از نظام جمهوري اسلامي ما مي‌توانيد محک بزنيد و قياس کنيد. 
بنابراين، جهت ساختگي استعدادهاي بالا و جمع عظيم ديگري که در جامعه ما، حاضرند اما ديده نمي‌شوند بايد در عدم تشکيلات منظم و مدون حزبي ديد. احزابي که نه از بالا بلکه از متن و بطن جامعه بجوشند و ببالند و تربيت شوند و تربيت کنند و ساخته شوند و بسازند. چنين احزابي با سلايق مختلف، در عين تکثر، ستون‌هاي مستحکمي براي بناي نظام خواهند بود و بقاي آن را تضمين مي‌کنند. اگر حرفي هم هست و انتقادي هم مي‌شود در چارچوبي رسمي و مشخص و شناسنامه‌دار است. در همين تشکيلات است که قابليت‌ها شناخته مي‌شود و به رسميت مي‌رسد بايد بپذيريم که چنانچه احزاب وارد انتخابات شوند نه افراد، از ميزان هزينه‌هاي مالي و به ويژه هزينه‌هاي اخلاقي، بسيار کاسته خواهد شد و نشاني از هتک حرمت‌ها و تهمت‌ها و افشاگري‌هاي آن چناني ويژه چنان انتخاباتي نخواهد ماند و مهمتر از همه اين موارد، اين حزب است که مسئوليت چهره‌هاي اعزامي را برعهده خواهد گرفت و پاسخ خواهد داد. پس وقتي که حضور و وجود احزاب، هموارکننده حکومت مردم‌سالار است با چه منطقي چنين مزايا و محاسني را نمي‌پذيريم و رها مي‌کنيم تا آن همه توان و استعداد و ميل به خدمت، خنثي بماند؟ به هر حال، اکنون که ماجراي امروز انتخابات دوره يازدهم مجلس شوراي اسلامي به سامان رسيده چه خوب است که به فکر فردا و فرداهاي توامان جمهوريت و اسلاميت نظام باشيم.