از مسیر نگاه «فیروز» دوریم

بیژن فرهنگ دره‌شوری کارشناس و فعال پیشکسوت حوزه محیط زیست ما اسکندر فیروز را از دست دادیم که منبع عشق به طبیعت بود و دیگر کسی نیست که مثل او باشد. فیروز از روز اول با نگاه به توسعه پایدار، سازمان محیط‌ زیست را تأسیس کرد. برنامه ریخت، مدیریت کرد و مشاورانی متخصص به کار گرفت؛ یکی مثل هریمتون، مشاور ارشدش یا یکی مثل اسکات مشاور پرندگان. این بهترین شکل شروع کار بود. ما دیر به این مسیر پا گذاشتیم اما در خاورمیانه اول بودیم. ‌سال 1350، همان سالی که شوروی همه دریاچه‌هایش را خشکاند و کشورهای عربی، افغانستان و پاکستان محیط ‌زیست را نمی‌شناختند. ما در این مسیر قدم گذاشتیم. در آن زمان که حالا نزدیک نیم‌قرن از آن گذشته، رویکرد فیروز توسعه پایدار و آمایش و ارزیابی سرزمین بود. برای حفط سرزمین و گونه‌ها باید سرزمین را می‌شناختیم، گیاهان را و پرندگان و حشرات را می‌شناختیم و تک به تک ارزیابی‌شان می‌کردیم تا معلوم می‌شد ارزش ملی و جهانی هر کدام‌شان چقدر است. ما جلسات زیادی برگزار می‌کردیم و ساعت‌ها و ساعت‌ها به کمک بهترین گیاه‌شناسان و استادان دانشگاه‌ها، وقت و بی‌وقت دور هم جمع می‌شدیم و مدام درباره روش کار و کارهای انجام‌شده حرف می‌زدیم و برنامه آینده را می‌ریختیم. با این روند و به کمک فیروز بود که پیشتازترین کشور منطقه در زمینه محیط‌ زیست شدیم. برای همین است که اسکندر فیروز را عزیزترین محیط زیستی ایران می‌دانم، چون او اساس محیط‌ زیست را پایه‌گذاری کرد.
فیروز سرشار از عشق به سرزمین بود و این عشق را تکثیر می‌کرد؛ هر زمان که فیروز با کسی معاشرت می‌کرد، عشق او به سرزمین هم به نفر بعدی سرایت می‌کرد و کم‌کم آدم‌های مختلفی دلباخته این سرزمین می‌شدند. این داستان فیروز بود؛ کسی که از‌ سال 50 چنان با قوت کار کرد که در ‌سال 57 داشته‌های ما بیشتر و بیشتر شد؛ طوری که در سراسر ایران 10‌میلیون هکتار پارک ملی حفاظت‌شده داشتیم، بهترین زیستگاه‌های کشور را برای همه گونه‌های کمیاب و در خطر انقراض انتخاب کرده بودیم و حفاظت به شکلی عالی پیش می‌رفت.
 این داستان ما و فیروز بود. حالا یادگار ما از او محیط‌ زیست است؛ همین‌طور کتاب‌ها و مجلاتی که چاپ کرد، آموزه‌هایی که به دیگران منتقل کرد، نیروهایی که تربیت کرد و سرزمین‌های ارزشمندی که حفاظت کرد. ما هر آنچه در محیط‌ زیست داریم، از فیروز است. کسی که بن‌مایه نگاهش توسعه پایدار بود اما ما از مسیر نگاهش منحرف شدیم؛ چنان از این مسیر برگشته‌ایم که به سرعت و بیرحمانه داریم همه منابع‌مان را نابود می‌کنیم و دیگر کسی به فکر توسعه پایدار نیست. همه دغدغه‌های خرد دیگر دارند و نگران‌ هزار جور موضوع مختلف‌ هستند و دیگر کسی نیست که نگاه جامع فیروز را به منابع سرزمین داشته باشد. داستان فیروز این است که او مهم‌ترین ثروت ما را نشان داد و ما آن را گم کردیم و داریم از دستش می‌دهیم.