روزنامه مردم سالاری
1398/12/26
سالي که خيلي بيشتر از يک سال گذشت...
دلم میخواهد در مورد سالي که گذرانديم بنويسم؛ بنويسم که چطور ديدمش و چطوري بهش فکر میکنم.اينطور مواقع کليشهاي هست شبيه نوشتن گزارش: همه میدانيم اول سال با سيل شروع شد، سيلي که بخشي از آن گردن طبيعت و بارشهاي فصلي بود و بخش بيشتر آن تغييراتي بود که انسان در بستر رودخانهها و هزار تا مورد مرتبط انجام داده بود. بعد از سيل تقريبا به يک نوعي يکنواخت گذشت و باز هم زلزله. تابستان هم گذشت و رسيديم به پاييز، پاييز تا اواسطش طي شد و بنزين شد مساله و بعدش اتفاقات مربوط به آن و شهادت سردار سليماني و مسائل مربوط به آن و بعد از آن بهشتي شدن 176 نفر از هموطنان و همنوعان و آخرش به کرونا ختم شد... پسزمينه همه اينها هم تحريمها و اوضاع بد اقتصادي وجود داشت به صورت ثابت.
اينها را نوشتم...
اما میخواهم چيز ديگری بگویم: ما در طول تاريخ، هرگز کشور آرامي نبوديم، اما امسال از بعضي نقطهنظرها، خاص بود. خاص بود، چون فهميديم که در اين مملکت ما مردم فقط همديگر را داريم. توي کل امسال، اين مساله به ما ثابت شده، اما بازم هواي هم رو نداريم.
سيل اومد تنها بوديم، زلزله اومد تنها بوديم، بنزين گران شد، غربت را حس کرديم، سردار را ترور کردن، تشييع جنازه برگزار شد و کلي آدم از بين رفت، بازهم حس کرديم که کسي به فکر ما نيست و مردم مهمترين عناصر پشتيبان خودشون هستن. هواپيما به مقصد نرسيد و عزیزانمان کشته شدند، باز هم کسي نبود به جز خودمان که دلداريمان بدهد.
رسيديم به قسمت آخر امسال: ويروس عجيب کرونا.
چرا ما مردمي که همه میدانيم تنها و تنها همديگر را داريم، در اين هجوم بيماري همهگير هواي همديگر را نداريم؟ چرا به اين فکر نمیکنيم؟ به اين ويروس فکر کنيم، اين بار سلامتي ما در گرو سلامتي همه است، ولي باز هم هواي هم را نداريم، مردم بعضيهاشون رعايت نمیکنند و بهشون که ميگویی، جواب میدهند: اي بابا آخرش مرگه ديگه!
چرا به اين فکر نمیکنيم که اين بار وقتي ما مبتلا بشويم، ديگران را مبتلا ميکنيم و باعث مرگ آنها میشويم...
چرا اينطوري فکر نمیکنيم که شايد اين مورد پيش اومده تا با هم بودن را تمرين کنيم، تا ياد بگيريم ملت واحد يعني چي؟ بيماري همسايه من، بيماري من، تندرستي همسايه من و تندرستي من، همه به هم وابسته است؛ کرونا آمده که تمرين کنيم، که بهتر زندگي کردن را ياد بگيريم، که هواي هم را داشته باشيم.
کاش مثل قديم همسايهها از هم خبر داشتن، اينجوري اگه لازم شد که مدتي هيچکس از خونه بيرون نياید، ميدانستيم که توي کوچهمان چه کسي نتوانسته نان و مايحتاج کنار بگذاره و نفري يک لقمه بهش قرض میداديم.
ماحصل کلام اینکه کرونا بيماري است، اما اگر با ديد باز و تفکر ازش عبور کنيم، بعدا يادمان ميآورد که چقدر به اين تمرين نياز داشتيم.
پربازدیدترینهای روزنامه ها
سایر اخبار این روزنامه
سالي که خيلي بيشتر از يک سال گذشت...
سربازان سفیدپوش وطن را یاری کنیم
روز جهانی اقدام برای رودخانهها
چرا از شیوه قرنطینه استفاده نمیکنید؟
«شبی که ماه کامل شد»، «تختی» و «سرخپوست» در تلویزیون
افشای بازداشت دخترعموی بن سلمان
آمادگی شهرداری برای تعطیل کردن خدمترسانی ناوگان حملونقل عمومی
طرح بسیج ملی مبارزه با کرونا تهدید را به فرصت تبدیل خواهد کرد
اختلال سامانه معاملاتی بورس و ضرر سهامداران
جزئیات رزمایش پیشگیری و پایش شیوع کرونا
تحريمهاي آمريكا نيازهاي بهداشتي و دارويي مردم ایران را مختل كرده است

