پارداوکس های دولت آقای روحانی!

حمید قزوینی‪-‬ واکنش های متفاوت رئیس جمهور در مواجهه با شیوع کرونا و تاکید و تلاش او برای عادی سازی روال را باید در ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داد. نخست به نظر می رسد آقای روحانی از
جهاتی تحت فشار است تا شرایط را عادی نشان دهد و از طریق این رویه تسلط بر مهار چالش کرونا را القا کند و در این راستا افکار عمومی داخلی و مخاطب خارجی را پیش روی خودش می بیند. البته شاید همه آنچه که روحانی در سخنرانی های خود بیان می کند همواره با آنچه در دل و ذهن او می گذرد یکی نباشد.
به هرحال امروز رئیس جمهور در وضعیت پیچیده ای
قرار دارد از یک طرف ناچار است به توصیه ها و درخواست‌هایی که از جوانب مختلف به او ارائه می شود به گونه ای پاسخ دهد و از سوی دیگر باید خودش به عنوان مسئول اصلی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا راهبری این پروژه را در دستور کار قرار دهد. در چنین وضعیتی است که مواضعی که از سوی دولت اعلام می شود گاه متناقض است و این باعث می شود افکار عمومی نتواند با رخدادها ارتباط برقرار کند. اما در واقع آنچه امروز رقم می خورد بازتاب همان شرایطی است که به طور کلی در اداره امور شاهد آن هستیم و سال ها است که به آن مبتلا بوده ایم. ماجرای کرونا زوایایی از این وضعیت را بروز


می دهد و در این شرایط عدم انسجام و یکپارچگی
ها به این شکل خودش را نشان می دهد. در موضوعی مانند کرونا بازتاب این رویه نزد افکار عمومی این است که بخش وسیعی از مردم ماجرا را جدی نمی گیرند و یا نحوه برخورد به گونه ای می شود که گویی شرایط عادی است! از سوی دیگر درباره نوع مدیریت در دولت روحانی یک موضوع ریشه ای نیز وجود دارد که تناقض هایی است از ابتدای شکل‌گیری این
دولت به چشم می آمد و رفته رفته بیشتر نمایان شد و همین منجر به کاهش تدبیر در مواجهه با چالش ها شده است. دولت دارای ترکیبی از پارادوکس ها چه در نیروی انسانی، چه در راهبردها، سیاست ها و حتی شیوه اجرا است و
مجموعه این پارادوکس ها تا حد زیادی
بازتاب دهنده شرایط ذهنی رئیس دولت و تعاملات او با بخش های مختلف کشور است. این نوع تناقض ها که از بدنه دولت گرفته تا ترکیب مشاوران ملموس است یکی از فاکتورهای
مهمی است که در حرکت و راهبردهای
دولت نسبت به مشکلات چالش آفرین است و موجب می شود دولت آنطور که باید و شاید نتواند امور را مدیریت و کنترل کند.