انگ اجتماعی ناشی از ترس‌های طبیعی است

علی سوند رومی استاد جامعه‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی یکی از ترس‌های طبیعی تجربه شده که در ژن ما وجود دارد ترس از بیماری‌های اپیدمی و فراگیر است. بیماری‌ای که منشا آن مشخص نیست یا مشخص است ولی راه حلی برای آن نیست و در طول تاریخ هم تجربه شده است. در طول تاریخ طاعون و وبا آمده و انسان‌های بسیاری را از بین برده. بنابراین، این ترس در انسان وجود دارد. این ترس با فاصله‌گرفتن از منبع یا کانون آلودگی همراه است. با شیوع کرونا ویروس در ایران هم این ترس به وجود آمد و مردم شروع کردند به فاصله‌گرفتن ولی نمی‌دانستند منبع آن کجاست. مسأله اینجاست که وقتی کسی فوت می‌کند مشخص می‌شود آن فرد درگیر بوده و اطرافیانش هم با او بوده‌اند.
این هم باعث می‌شود به صورت منطقی آدم‌ها فاصله بگیرند، هم از نظر قانونی نباید با آن افراد ارتباط نزدیک داشته باشند و هم ترس طبیعی که در وجودشان هست تشدید می‌شود. این مسأله باعث می‌شود آن کارهایی که در یک مرگ و میر معمولی انجام می‌شده که مردم همدلی می‌کردند و در کنار خانواده متوفی بودند انجام نمی‌شود. خانواده متوفی هم بحران از دست دادن عزیز را دارند و هم تعامل گرمی را که از دیگران انتظار دارند دریافت نمی‌کنند. در چنین شرایطی آن خانواده احساس تنهایی و بی‌معنایی می‌کنند و در مواردی هم با انگ اجتماعی مواجه می‌شوند. جامعه در شرایط تجربه این ترس همگانی مشکلاتش تشدید می‌شود، اگر زمینه مسائل روانی یا آسیب‌های‌ اجتماعی یا مشکلات دیگر داشته باشند تشدید می‌شود. آسیب‌ها در جامعه‌ای که در آن استرس بالاست، احساس ناامنی در آن زیاد است و بی‌معنایی هم به آن اضافه می‌شود بیشتر خود را نشان خواهد داد.
اگر متوفی از کادر درمان باشد جامعه نگاه دیگری به آن فرد دارد چون می‌تواند به از دست رفتن آن فرد معنا بدهد، فردی که تلاش کرده جنگیده ودر خط مقدم بوده است، اما در مورد دیگران این تصور به وجود می‌آید که مرگ آن افراد محصول یک بی‌مبالاتی است و به آنها انگ اجتماعی می‌زند. حالا ممکن است برخی هم واقعا بی‌مبالاتی نکرده باشند و مقهور شرایط شده باشند، در موقعیت نامناسبی قرار گرفته باشند اما در نگاه جامعه آنها کسانی بوده‌اند که فاصله اجتماعی را رعایت نکرده‌اند.
این نگاه جامعه طبیعی است. گاهی افرادی که دچار می‌شوند کسانی‌اند که به اصول قرنطینه تن نداده‌اند و این باعث می‌شود جامعه حساس باشد. این رفتار در آن بخش از جامعه که ترس‌هایشان بیشتر است یعنی علاوه بر ترس‌های طبیعی ترس‌های دیگری هم دارند که باعث واکنش‌های شدیدتر می‌شود. متاسفانه درصدی از فعالان فضای مجازی ما آدم‌هایی هستند که ترس‌های مختلفی دارند و خیلی واکنشی‌تر عمل می‌کنند و اگر کسی پایش را کج بگذارد به او تهاجم می‌کنند.


آنها به جای اینکه شرایط آن خانواده را درک کنند تهاجمی‌تر رفتار می‌کنند. بازنشر این ترس در فضای مجازی هم به مسأله انگ اجتماعی دامن می‌زند.
سال‌های سال افرادی که در بهداشت جهانی فعال بوده‌اند می‌دانستند اپیدمی‌ها برخواهند گشت و تذکر می‌دادند که این نوع درمان‌های پردارو درمان مناسبی نیست. آنها نسبت به موجی  که با پروتکل‌های قبلی سازگار نیست تذکر داده‌بودند. و حالا دنیا با این اپیدمی مواجه شده است. از سوی دیگر در جامعه‌ای مثل ما وقتی بحرانی وارد می‌شود جامعه به سمت ارزش‌های اصیل می‌رود، در این شرایط خودخواهی‌ها بروز کمتری دارند و مردم به بقیه کمک می‌کنند ولی وقتی جامعه در شرایط امن قرار دارد جامعه به ضدارزش‌ها می‌رود و خودخواهی‌ها بالاتر می‌رود. رفتارهای مردم ما نسبت به خیلی از کشورهای دیگر ما با ترس و هراس کمتری همراه بوده است. ولی حفره‌ای که وجود داشته مدیریت ساختاری و سیستمی بوده که در شرایط غیربحرانی درست عمل نکرده و از قبل وجود داشته است.
آنچه که در نهایت به کاهش انگ اجتماعی کمک می‌کند سازگاری است. هر بحرانی سه مرحله دارد، در حال حاضر از مرحله اول یعنی شوک روانی موضوع عبور کرده‌ایم و در مرحله  دوم یعنی اقدام برای درمان و کنترل هستیم و مرحله سوم بحران‌های اجتماعی و پیامدهای آن است که با آن مواجه خواهیم شد. در مرحله دوم جامعه کمی سازگار می‌شود و معقول‌تر رفتار می‌کند و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که در این مرحله جامعه بتواند خودش را سازگار کند و با درک بیشتری نسبت به خانواده‌هایی که عزیزی را از دست داده‌اند مواجه شود.