سازمان بورس وظیفه رستگار کردن سهامداران را ندارد!

بازار بورس از اولین روزهای بهار به دلیل ورود نقدینگی بالا رونق چشمگیری را تجربه کرده است. به‌گونه‌ای که در فضای داغ خرید و فروش سهام «شاخص کل بورس» توانست رکورد تاریخی ۵۹۷ هزار را ثبت کند.
اما داستان صعود و جهش بورس از ابتدا به مذاق گردانندگان ستاد مرکزی و مدیران آن خوش نیامد و آنها با ادعای حبابی بودن بازار و با دست بردن در قوانین سعی در توقف رشد کردند. اشتباهی که همچنان بر آن پافشاری می‌کنند.
نکته مهم در تصمیم‌گیری مدیران سازمان این است که آنها وظیفه رستگار کردن سهامداران را ندارند و هر شخصی باید تبعات و ریسک سرمایه‌گذاری در صنایع حباب گونه را خود به عهده بگیرد، اگر قرار به ترکیدن حباب قیمتی هست، مدیران اجازه دهند که این اتفاق در زمان خودش بیفتد، مشکل اصلی، دخالت‌های بی‌اعتنا به منطق علمی و شتابزده‌ای است که مدیران سازمان بورس برای توقف رشد سهم‌ها و جهش شاخص در پیش گرفته‌اند، روش‌هایی که خود به عامل تازه التهاب آفرینی در بورس تبدیل شده است.
 واقعیت تلخ این است که «سریال تغییرات دنباله‌دار» مدیریت سازمان بورس در قواعد بازار (البته باید بگوییم دستکاری در قوانین) از هیچ کدام از مبانی «سیاستگذاری بازار» تبعیت نمی‌کند.


کافی است، از کارشناسان یا فعالان حقیقی و حقوقی بازار بپرسید که در جریان اتخاذ کدام یک از این مصوبات مورد مشورت قرار گرفته‌اند. یا آنکه به سیر این مصوبات در دو ماه اخیر نگاه افکنید، همگی بصورت«ناگهانی»، «یک شبه» و اکثراً در آخرین شب هفته بازار اتخاذ شده و به صورت «ضربتی» ابلاغ و اجرا گردیده‌اند.
نکته عجیب‌تر این است که در سنت جدید قانونگذاری مدیران بورس، شاهد اختلاف و کشاکش میان مدیران ساکن عمارت ملاصدرا با مقام‌های اقتصادی ارشد دولت هستیم. به نحوی که اولین رشته مصوبات این سازمان را دو مقام ارشد شورای عالی بورس(رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد) وتو کردند و اکنون نیز خبر می‌رسد که مصوبات چهارشنبه شب آنها (تعیین سقف درصد سوددهی برای سهم‌ها و سه برابر کردن حجم مبنا برای جلوگیری از رشد بازار) قرار است در جلسه فردای وزیر اقتصاد بازنگری شود.
سوال یا معمای بزرگ این است که چرا علی‌رغم آن که مقررات شتابزده مدیران سازمان در دو ماه اخیر، پیامدهای سنگین مثل زیر سوال رفتن اعتبار دولت و نظام مدیریت اقتصادی کشور در چشم میلیون‌ها سهامدار داشته یا موجی از التهاب و بی ثباتی را در بازار به بار آورده است اما هیچ یک از این پیامدها باعث نشده دولت چاره‌ای برای این وضعیت بیندیشد؟
طبیعی است چنین بلبشویی را افکار عمومی یا به حساب بی خبری و ضعف دولت خواهند گذاشت یا آنکه خواهند گفت لابد پشت صحنه بورس نیز میان مقام‌های بالادستی یک زورآزمایی سیاسی هست که دود آن به چشم شهروندان و سهامداران می‌رود.
آنچه از خروجی تصمیمات مدیران سازمان بورس فهمیده می‌شود، مشکل اصلی بی‌اعتنایی یا بی‌اطلاعی از مبانی و منطق مدیریتی بازار است. در دولتی که مدافع اصول علمی و مدرن تعامل با بازار است و رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد آن بارها مخالفت خود را با مداخله نهاد قدرت و دستکاری در قیمت‌ها اعلام کرده‌اند، چگونه است بخشی از پیکره اقتصادی می‌خواهد به صورت جزیره‌ای حکمرانی خاص خود را داشته باشد و با روش سرکوب قیمتی یا دستکاری در دامنه قیمت و سه برابر کردن حجم مبنا، سهامداران را از نفس بیندازد و بازار خسته را رام خویش سازد.
هنر اصلی بازارگردانان در بازارهای پیچیده امروز در هدایت موج نقدینگی است و این که آنها برای میلیون‌ها سهامداری که گفته می‌شود ۲۰۰ هزار میلیارد به بازار تزریق کرده‌اند تدابیری از جنس خود بازار بیندیشند.
بارها گفته شده که راه جلوگیری از حباب قیمتی در برخی نمادها و گروه‌ها در این است که سازمان بورس و دولت محترم، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، شرکت‌ها و بنیادها و موسسات بزرگ را به عرضه‌های سنگین و عمیق در بازار وادار کنند و قانون بر زمین مانده «واگذاری‌ها»که تکلیف برنامه ششم توسعه است را
 احیا سازند.
در دو سال اخیر که بازار دچار تحرک و تحول از سمت تقاضا شده، به ظاهر چند عرضه از سوی دولت صورت گرفته است اما واقعیت این است که همه این عرضه‌ها سبک، کم وزن و در نتیجه بی تاثیر در کفه تقاضا بوده است. حتی هفته گذشته سهم مهمی مثل صبا تامین به بورس آمد فقط مقدار اندک ۱۲ درصدی آن عرضه شد.
بنابراین راه اجتناب ناپذیر، هدایت نقدینگی عظیم در بورس و پاسخگویی به عطش تقاضا در این عرصه، جدی گرفتن عرضه سهام شرکت‌های بزرگ است.
منبع: خبر آنلاین