خلیج فارس یا خلیج «همیشه» فارس

حبیب احمدزاده
نویسنده

* نکته اول
دهم اردیبهشت را روز خلیج‌ فارس نامیده‌اند. در همین ماقبل کرونا، جلسات و سخنرانی‌های فراوانی در این روز برگزار می‌شد که بماند. نکته اصلی اکثر این سخنرانی‌ها مقابله با سرقت این نام تاریخی توسط غیر بود، با تأکید بر این دو ممنوع، نه به‌ نام تقلبی «خلیج» و نه به‌نام تقلبی «خلیج عربی»، که طبق تصویب و تأیید سازمان ملل به‌صورت اسناد رسمی در سال 2001 این دریا تنها یک نام دارد و آن هم «خلیج فارس» است. تا بدینجا بحثی نیست ولی بحث جالب از آنجا شروع می‌شود که ما ایرانیان به اصطلاح وطن‌پرست خود نام جدید و تقلبی علاوه بر دو نام قبلی برای این آبراه اختراع کرده‌ایم و آن «خلیج همیشه فارس» است.
از گوینده رادیو تا صفحات مجازی از کشیدن طناب اسم‌گذاری از دست طرف مقابل، خود نیز بسان کسی که در تشکیک و بی‌‌استدلالی است، غیظ و افراط را سپر قرار داده و نام تاریخی «خلیج فارس» را با شدت بیشتری از پمپئو و
بن سلمان‌های منطقه بسرعت نور و لکن نامحسوس به تبلیغ این نام جعلی «خلیج همیشه فارس» مشغول هستیم و چقدر با این کار خود راه دشمنان را برای بی‌عزت کردن نام درست و صحیح کم کرده و خواهیم کرد. ان‌شاءالله که به خود بیاییم.
* نکته دوم
مسابقه احمقانه نامگذاری در نقشه‌های گوگل است. ایرانیان بشتابید که شرکت امریکایی گوگل بین دو نام خلیج عربی و خلیج فارس به رأی‌گیری پرداخته و ما هرچه سریع‌تر باید در این رفراندوم انتخاب نام شرکت و برنده شویم. متأسفانه ما با شرکت در اینگونه رأی‌گیری‌ها به دشمنان بی‌منطق اجازه مانور و تحریک احساسات بین مردمان کشورهای منطقه را می‌دهیم بدون آنکه توجه کنیم که اصل این رأی‌گیری بر مبنای حقوق بین‌الملل غلط و حتی قابل پیگیری است که بتوان یک نام تاریخی را با رأی‌گیری عوض کرد و به قول حقوقدانان شرکت گوگل بسان دادگاهی است که اصلاً مشروعیت رسیدگی بدین پرونده را ندارد چه برسد که به خود این اختلاف برانداز در منطقه، به‌عنوان معتمد اجازه اعلام نتایج شمارش آرا را داد.
* و اما نکته سوم
چند ماه پیش با عده‌ای از جانبازان جنگ و هنرمندان برای نصب یک پارک‌بازی اهدایی خانواده شهدای آبادان به کودکان شهر سیبه عراق که در آن سوی رودخانه اروند و دقیقاً در مقابل این شهر با فاصله 500 متری قرار دارد رفتیم. (سیبه عراق در همان اوایل جنگ تخلیه و نخلستان و منازلش به محلی برای اختفای خمپاره اندازها و توپخانه ارتش بعثی برای انهدام شهر و پالایشگاه آبادان تبدیل شد. در تمامی هشت سال جنگ کار من و دوستانم پیدا کردن این محل‌های شلیک بر مردم شهرم و نابودی آنان بود به همین دلیل با جرأت می‌توانم بگویم که تک‌تک خانه‌ها و جاده‌های این شهر را از خود ساکنانش بهتر شناخته و حتی می‌دانم که کدام قبضه خودی کدام خانه این شهر را بر سر نفرات دشمن آوار کرده است). قرار بود که در دوسوی این رودخانه پارک بازی‌هایی یکسان اهدا و نصب کنیم تا کودکان هر دوسمت ایرانی و عراقی بتوانند در لحظات بازی و شادی همدیگر را دیده و برای هم دست تکان دهند. پس باید برای رفع مسائل اداری، با مسئولان مربوطه این شهر دیدار کرده و هدفمان را توضیح می‌دادیم. در دیدار با شهردار سیبه و عده‌ای از جوانان کنجکاو این شهر که در ساختمان شهرداری جمع شده بودند، جملاتی عرض کردم. می‌دانستم که برای طرف عراقی به کاربردن نام اروند رود و برای من ایرانی استفاده از لفظ شط العرب حساسیت‌ها را تشدید خواهد کرد. پس من سخنم با آقای شهردار سیبه عراق را با اشاره به لیوان آب مقابلم این چنین آغازکردم: ما ایرانیان به این مایع می گوییم «آب»، انگلیسی‌زبانان می‌گویند «واتر» و شما اعراب می‌گویید «ماء». به مایع در حال گذر این رودخانه شیرین نیز همچنین با تعصبی دشمن ساخته، هر دو برسرش ایستاده و نام دلخواه خود را فریاد می‌زنیم؛ «اروندرود» یا «شط العرب» آیا آب این رودخانه شیرین در میان این قیل‌وقال‌ها اصلاً لحظه‌ای به فریادهای ما توجه کرده و از حرکت باز می‌ایستد تا ببیند ما چگونه صدایش می‌زنیم؟ یا نه همچنان به راه خود ادامه داده و به دریا ریخته و برای ما صاحبان اصلی، شور و بی‌مصرف خواهد شد. آری همچنان که این نام‌ها می‌توانند در حالت تعادل برای هرکدام از ما احترام و خاطرات ویژه‌ای داشته باشند بالعکس باید یاد بگیریم که جنگیدن حتی کلامی بر اساس صرف نام در زبان‌های مختلف این رودخانه نیز غلط است. پس اگر یاد بگیریم که به همدیگر احترام و اعتماد بیشتری داشته باشیم پس از عبور از احساساتی که توسط ابرقدرت‌ها تحریک و تکثیر می‌شود همگی براحتی خواهیم پذیرفت که کار بزرگ و درست‌تر آن است که با دست یاری هر دو سوی رودخانه بتوانیم آب این رودخانه شیرین را قبل از رسیدن به دریا و شور شدن، اساس رونق بیشتر کشاورزی، ایجاد کارخانه‌ها و سعادت جوانان هر دو کشور قرار دهیم.
و نام‌های محترم‌مان را هم اگر استدلال منطقی و جهان پسندی به همراه دارند حتماً و با قوت در حفظ‌ شان بکوشیم ولی با روشی غیر از شروع اختلافات برای رسیدن به دیگر جنگی ویرانگر و انباشتن دوباره جان و مال مردمان دو کشور به حیف، در سبد آرزوهای بی‌انتهای استعمارگران.