بهداشت روانی جامعه در گروی اقتصاد

باید باور کنیم که رو‌ح و روان یک جامعه علاوه بر این که نیاز دارد ارتقاء معنوی پیدا کند، نیازمند تغذیه خوب اقتصادی نیز می‌باشد؛ چه بسا این تغذیه به مراتب بهتر و سازنده‌تر خواهد بود، چرا که وقتی روح و روان و فکر یک فرد بر اثر مشکلات اقتصادی و فقر و گرانی دچار آسیب می‌شود قاعدتا معنویات و روحیات و ‌اندیشه‌های درونی و فرهنگ او نمی‌تواند به راحتی پیشرفت کند و دچار مشکل و آسیب خواهد شد. روان یک جامعه نیازمند بهداشت و درمان است، تا بر اساس این درمان، حرکت و رشد فکری و ‌اندیشه‌های باطنی انسان‌ها متوقف نشود و ارزش‌های انسانی و فرهنگ صحیح بتواند خود را در اجتماع به نمایش گذارد. 
روح بیمار هرگز نمی‌تواند پیام‌های مثبت را دریافت کند چرا که هرج و مرج‌های اقتصادی و اجتماعی و حتی فرهنگی در خارج از مرزهای وجودی انسان، یعنی جامعه و جهان مادی ما که در آن زندگی می‌کنیم دچار بی قانونی شده است و بازتاب‌های منفی آن در جسم و روح فرد تأثیر گذاشته و این باعث می‌شود که انسان بیمار شده و دچار یأس و بحران شود و دست به کارهای نامعقول و نافرجامی ‌بزند که به سود جامعه نخواهد بود. سیاستگذاران اقتصادی باید بدانند که درصد بیشتر مردم زیر خط فقر بسر می‌برند و در تأمین هزینه‌های اولیه زندگی و نیازهای معیشتشان درمانده‌اند و در حقیقت ترمز اقتصاد بریده شده است. متاسفانه باید گفت که اقتصاددان‌ها خوابیده‌اند و برخی سودجویان با ایجاد بی‌نظمی ‌در اقتصاد جامعه، کار خودشان را پیش می‌برند. این موضوع بایستی به طور دقیق بررسی شود و به درمان پول و اقتصاد کشور پرداخت تا روان و اعصاب جامعه، (که یکی از رگ‌های مهم حیاتی در زندگانی مردم، اقتصاد است) به هم نخورد؛ بهداشت و سلامت روان یک جامعه تا حدود زیادی در گروی اقتصاد آن کشور است، انسان‌ها بایستی در امنیت کامل اقتصادی باشند تا سرزمین و ملتشان به رشد فرهنگی و ارزش‌های رفتاری و معنوی و شناخت و آگاهی رسیده و این پیشرفت باعث سعادتمند شدن آن جامعه خواهد شد.
تلاش مدیران و سیاستگذاران اقتصادی باید به گونه‌ای باشد که وضعیت اقتصاد بیمار را ریشه‌یابی دقیق و فنی کرده و با دیده انصاف بررسی نموده و همت کرده تا درصدد رفع مشکلات مردم بر آیند؛ روح یک جامعه وقتی نیرو می‌گیرد و چهره شادابی به خود خواهد داشت که افراد آن با آسودگی خاطر به دور از تشویش و نگرانی در تأمین نیازهای خود بر آیند. وقتی روند رو به رشد و نامنظم قیمت‌ها کنترل نشود قدرت خرید مردم کاهش یافته و بازار با ورشکستگی و تعطیلی مواجه شده و بیکاری افزایش یافته و پیامد‌های ناگواری را مشاهده
 خواهیم کرد.
بیاییم ترازوی انصاف را تا حدودی به برابری رسانده و همه آحاد، گروه‌ها،‌ اندیشمندان و مسئولان و دلسوزان جامعه همت کنند تا شرایط بهتر شود و مخصوصا در این دوران بیماری 
کووید-۱۹ (کرونا) ضعیفان را در یابیم و بیندیشیم به این که، زندگی زیبا می‌شود در صورتی که هم نوع ما در مشکلات خود فرو نرود. نبض اقتصاد را بایستی افرادی به دست گرفته و کنترل کنند که کارشناس این امر بوده و صادقانه و با خلوص نیت به انجام امور بپردازند، لذا وقتی وضعیت معیشت مردم بهبود پیدا کند، کسب و‌کارها رونق می‌گیرد، بیکاری تا حدود زیادی کاهش یافته، شرایط ازدواج برای جوانان فراهم می‌شود و زندگی بسیاری از لحاظ مادی تأمین خواهد شد که این نیز در رشد فرهنگ اجتماعی مردم و جامعه بی تأثیر نخواهد بود و افراد، زندگی بهتری را تجربه خواهند کرد. ریشه درخت اقتصاد کشور را بایستی ابتدا تقویت و آبیاری نموده و سپس به تمام اقشار جامعه به برابری پیوند زده، تا همه بتوانند از این منبع حیات به مساوات بهره برده و معیشت خود را تأمین کنند.