حامد وکیلی چرا برجام می‌تواند از خودش محافظت کند؟!

۱- یک و نیم سال پیش، طی یک یادداشت تحت عنوان چرا برجام نمی‌تواند از خودش محافظت کند؟ به این سوال پرداختم که برجام چه کم داشت که اینگونه به زیر دست‌وپا افتاده است؟ کجای این قرارداد می‌لنگید که به چنان حال و روزی افتاد؟ نوشتم که موضوع برجام، نیابتی بود؛ ما امنیت غرب را برای معامله آوردیم و غرب، اقتصاد ما را! ما امنیت آنان را قلقلک می‌دادیم و آنان اقتصاد ما را به گرو ستانده بودند. ثمن معامله برجام این دو کارت بود. یک قرینه مهم برای این ادعا هم آوردم؛ احساس نیاز به اراده سیاسی! متن قرارداد به تنهایی، توازنی توافق‌آفرین نداشت. لذا توافق بر سرِ متن، نیازمند اراده‌ای فرامتنی بود. زمین خوردنِ برجام باری، محصول کنار رفتنِ این اراده فرامتنی بود!
۲- می ۲۰۱۸ آمریکا از برجام خارج شد و ما پس از یک سال صبر استراتژیک گام‌های برجامی خود را آغاز کردیم. اما قبل از گام‌ها، چند نکته مهم وجود دارد. اول اینکه در این یکسال، ما با زبان خاصی، غرب را تهدید کردیم که مسئولیت‌مان را در قبال امنیت‌تان کم می‌کنیم. یعنی به خود متن برجام ارجاعی نداشتیم بلکه به مواردی که معتقدم اراده غرب را برای امضای برجام به وجود آورد، رجوع کردیم. اما افاقه‌ای نکرد. درواقع به وعده اینستکس انجامید که سرانجام روشنی نیافت. علتش روشن بود. مخاطب این تهدید بیشتر اروپا بود و ترامپ نیز دیگر نمی‌خواست برای اروپا هزینه‌ای پرداخت کند یا به تعبیر آمریکایی‌ها، سواری مجانی به اروپا بدهد. لذا این تهدید نتوانست در اراده آمریکا تردید ایجاد کند. حتی زبان‌مان تندتر شد و تهدید کردیم که نمی‌گذاریم نفتی از خلیج فارس خارج شود و اگر قرار باشد ما از خلیج چیزی صادر نکنیم، کس دیگر نیز نمی‌تواند صادر کند. معتقدم این توانایی وجود داشت؛ ناامنی در بندر فجیره نشان داد که این توانایی جدی است؛ اما آمریکا دیگر به نفت خلیج نیاز نداشت. لذا برای امنیت آن احساس مسئولیت نمی‌کرد و صراحتاً اعلام کرد هر کشوری که نفت خلیج را می‌خواهد خود بیاید و پاسخ ایران را بدهد!
۳- معتقدم پس از روی کار آمدن ترامپ بسیاری از معادلات قدرت عوض شد. تغییرات بنیادین در مناسبات منطقه رخ داد. ناف اقتصاد آمریکا از نفت خلیج بریده شد. حتی فراتر از این، تبدیل به صادر کننده نفت شد ولذا چندان بدش نمی‌آید نفت خلیج در بازار کمتر شود (این در حالی است که پیش از این اینگونه نبود و نوسان نفت خلیج بر اقتصاد آمریکا تاثیرگذار بود). از طرف دیگر شریک اول آمریکا در منطقه، نه اروپا بلکه اسرائیل و عربستان شد؛ لذا مناسبات خود را با اولویت‌های اینان، خصوصاً اولویت‌های اسرائیل تنظیم می‌کرد. از این روی، تهدیدات امنیتی علیه اروپا، مسئولیتی برای آمریکا ایجاد نمی‌کرد. خلاء آمریکا برای امنیت اروپا، باعث شد که امروز از رهبران اروپا می‌شنویم که می‌خواهند طرح امنیتی خود را بدون آمریکا تعریف و ‌تمهید کنند. خطرِ وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا نکته‌ای نبود که تازه به ذهن کسی برسد. خیلی پیشتر نیز اروپاییان به این خطر اشاراتی می‌کردند؛ اما حضور ترامپ، به اروپا فهماند که این خطر تا چه پایه جدی است. به همین علت اکنون که دوره ترامپ به پایان خود رسیده، باز اروپا از صرافت این فکر بیرون نمی‌آید. معتقدم از این به بعد اروپا حتی با وجود بایدن، باز هم با احتیاط بیشتر و با حفظ فاصله ممکن با آمریکا، امنیت خودش را بازتعریف می‌کند.
۴- بر این مبنا، می‌توان گفت ایران نیز متوجه شد منابعی که اراده غرب را برای نوشتن برجام سامان داد، برای حفظ آن کارگر نمی‌افتد. لذا راهبرد خود را تغییر داد. ایران به زمین واقعیِ هسته‌ای آمد. چرا می‌نویسم واقعی؟ چون پیش از آن، برجام در زمین نیابتی شکل گرفته بود؛ ظاهرش هسته‌ای بود اما در واقع معامله‌ای امنیتی-اقتصادی بود. اما باتوجه به تحولاتی که در مناسبات منطقه و جهان رخ داد و باتوجه به تغییر پارامترهای قدرت‌ساز و ایجاد معادلات جدید قدرت، ایران متوجه شد باید زمین بازی خود را عوض کند و کارت‌های جدید بسازد. زمین بازی عوض شده است و کارت‌های قبلی به کارِ بازی جدید نمی‌آید. لذا نیازمند تامین کارت‌های جدید است.
۵- ایران بدین منظور به زمین هسته‌ای آمد. مطابق نظر بسیاری از کارشناسان، موقعیت هسته‌ای کنونی ایران نسبت به قبل از برجام تغییری بنیادین یافته است. ایرانِ امروز، به واقع فاصله‌ای تا ساخت سلاح‌های هسته‌ای ندارد. ما عملاً فاصله دانشی و تکنولوژیک و حتی ابزاری با تسلیحات اتمی نداریم. اگر اراده‌ای باشد، تنها در عرض چند هفته، می‌توانیم از اولین سلاح رونمایی کنیم. به این نکته باید دقت کرد که در جهان دیپلماسی، قدرت‌ها فقط با زبان به هم پیام نمی‌دهند! وقتی پیامی با زبان اعلان می‌شود پیش از آن مقدمات عملی آن انجام شده است. اینگونه نیست که فقط چون رهبر ما حرمت شرعی سلاح اتمی را اعلام کرد، آنان نیز پیام ایران مبنی بر عدم ساخت سلاح اتمی را دریافت کردند! این اعلام حرمت، در انتهای یک دو جین نشانه‌های عملی و رفتاری مطابق با آن اتفاق افتاد، تا به عنوان پیام معنا شد. جهان به واقع متوجه شد که ما به دنبال تسلیحات اتمی نیستیم و لذا پیام فتوای رهبری را به درستی فهم کرد. بر همین قیاس، اکنون نیز وقتی ما اعلام می‌کنیم که درصورت همراهی اعضای شورای امنیت با طرح آمریکا، دکترین هسته‌ای خود را تغییر می‌دهیم، جهان پیام آن را دقیقاً و تحقیقاً درک می‌کند! چراکه متوجه شده ایران واقعاً به لحاظ عملی، قرین اِعمالِ این تهدید است…

بر پایه این توضیحات باید گفت زمین نیابتی برجام تغییر کرده است. یعنی اکنون دیگر برجام محتوای واقعی دارد. ایران در سال۲۰۱۵ با کارت‌های غیرهسته‌ای توافقی هسته‌ای امضا کرد ولی اکنون با کارت‌های هسته‌ای به میدان بازگشته است. در واقع می‌توان گفت توان هسته‌ای ما، نه درنتیجه برجام به تنهایی، بلکه در پرتو فرصت خروج آمریکا از برجام، نسبت به قبل از برجام، تقویت شده است. اینکه حتی برخی از جمهوری خواهان به ترامپ حمله می‌کنند که تهدید هسته‌ای ایران را افزایش داده‌ای، به همین علت است. فکر می‌کنید اگر ترامپ چهار سال دیگر رئیس جمهور آمریکا می‌ماند، چه راهی برای مقابله با ایران داشت؟ ترامپ معتقد بود امتیازات هسته‌ای که ایران در برجام داده است، نسبت به منافع اقتصادی که در رفع تحریم برده، نمی ارزد. به نظرم درست فکر می‌کرد! اگر فقط به متن برجام رجوع کنیم، این تصور ترامپ درست است. مشکل آنجاست که برخی از امتیازاتی که ایران داده، در مورد امنیت غرب (در حقیقت امنیت اروپا) است، که در توافقی فرامتنی است. امنیت اروپا نیز در دکترین ترامپ اولویت ندارد؛ لذا برای ترامپ قرارداد برجام نمی‌صرفید. لذا از آن خارج شد. ایران در فرصت خروج، گام‌های هسته‌ای برداشت و کارت‌های جدیدی برای میدان بازی جدید مهیا کرد.
۷- اگر در سال۲۰۱۵، ایران تهدید هسته‌ای نبود و با کارت‌های غیرهسته‌ای توافقی هسته‌ای امضا کرد، امروز ایران کارت‌های هسته‌ای دارد و بالاجبار باید با آن توافق هسته‌ای کنند. ایران یک بار نیز چند ماه پیش، تهدید به تغییر دکترین هسته‌ای کرده و جهان نیز آن را باور کرد. برای ما که دسترسی به اطلاعات محرمانه دست اول نداریم، این‌ها قرینه و نشانه است. معنایش این است که ایران واقعاً امکان عملیِ تغییر دکترین هسته‌ای را پیدا کرده است. همه نیز می‌دانیم فتوای حرمت در دکترین سابق معنا و توجیه داشت، دکترین لاحق فتوای لاحق می‌خواهد!
۸- با این شرایط جدید، امضای معاهده هسته‌ای با ایران، اجتناب ناپذیر شده است. به همین علت معتقدم باتوجه به موقعیت جدید هسته‌ای ایران، ترامپ اگر دوباره رای می‌آورد، برای حل مسالمت آمیز مسئله ایران راهی جز بازگشت به برجام نداشت؛ مگر اینکه از خیر حل مسالمت آمیز می‌گذشت؛ که البته معتقدم از این راه حل می‌گذشت! لذا یک راه بیشتر نمی‌ماند؛ راه حل غیرمسالمت آمیز!
نشانه‌های فراوانی وجود دارد که ترامپ به دنبال زدن تاسیسات هسته‌ای ایران بود. نشانه‌ها می‌گوید قرار بود اسرائیل اطلاعات آن را مهیا کند، عربستان تامین مالی کند و آمریکا اجرا کند. آنان خیلی وقت است متوجه شده‌اند که توان هسته‌ای ایران به نقاط خاص رسیده است. به علل متعدد عزمی برای بازگشت به برجام نداشتند. لذا نقشه این جنگ پیش از انتخابات ریخته شد. تنها ملاحظه آنان برای عدم شروع آن، انتخابات آمریکا بود. از این روی به گمان من اگر ترامپ رای می آورد، حتماً تنش‌ها خونین‌تر و جدی‌تر می‌شد. لذا سخت معتقدم نسخه‌ای که در این دو ماه در حال پیاده کردنِ آن هستند، فشرده شده نقشه‌ای است که برای چهار سال آینده دولتِ ترامپ ریخته بودند. آنان بخشی از طرحی را اجرا می‌کنند که نقشه آن را پیش از انتخابات، برای دور دوم ترامپ ریخته بودند.
۹- از این روی معتقدم کار به جایی رسیده که هیچ راه حل مسالمت آمیز برای حل مسئله هسته‌ای ایران، به غیر از برجام باقی نمانده است. لذا بایدن ضرورتاً به برجام بازمی‌گردد و این محصول ابتکار عملِ برداشتِ گام‌های برجامی جهت تمهید کارت‌های جدید برای بازی جدید بود. اکنون دیگر برجام توان مراقب از خود را دارد. تنها باید مراقب بود رقیبمان با ابتکار عمل، زمین بازی را تغییر ندهد!